بحث با هموطن مسیحی - 5

:: بحث با هموطن مسیحی - 5

با سلام خدمت برادر عزیزم کوروش

متاسفانه این چند وقت وقت نداشتم به سوالات شما پاسخ دهم! و باز متاسفانه زمانی که وقت پیدا کردم به شدت بیمار شدم و متاسفان هنوز هم بیمارم!

به امید خدا سوالات قبلی شما رو تا چندین هفته دیگه پاسخ خواهم داد

اما درباره اعجاز عدید کتاب مقدس و قرآن خوشبختانه قبلا بحثی داشتم با یکی از دوستان که جواب ها رو کامل دارم و همینجا کپی میکنم!

  به هر حال کتاب مقدس هم از این اعجاز! دارد! در مورد اون مواردی هم که شما در قرآن بهش میگید اعجاز عددی پس از انتهای توضیحاتم در مورد اعجاز عددی کتابمقدس در مورد قرآن هم توضیح خواهم داد.

اعجاز عددی در کتاب مقدس:

( حروف ابجد اسامی همه به زبان اصلی است )
به عنوان نمونه در مورد عدد 26 که معادل عددی اسم الهی یعنی 
yhwh است
y=10 - h=5 - v= 6 - h =5 =26
مجموع لغات مربوط به آفرینش ادم و حوا 26 عدد است . 17 لغت ان در پیدایش باب 1 ایه 26 و 9 لغت ان در پیدایش باب 2 ایه ی 18 است که مجموعا میشود 26 لغت .
مجموع لغات مربوط به مجازات سخت قبل از طوفان 52 عدد است که مضربی از 26 است 52= 2*26 . 19 لغت ان در پیدایش باب 3 ایه 22 مربوط به تبعید ادم و حوا - 13 لغت ان مربوط به پیدایش باب 6 ایه 3 محدود کردن عمر انسان - 20 لغت ان در پیدایش باب 6 ایه 7 مربوط به محو کردن نژاد بشر.
تمامی گفتار های خدایی در پیدایش از باب 1 ایه 26 تا باب 2 ایه 25 104 لغت است که مضربی از 25 است . 4*26= 104
در مورد افرینش ادم و حوا کل لغات مربوط به مصدر "شدن" در پیدایش باب 1 و 2 برابر با 26 عدد است. کل لغات مربوط به سخنان الهی در پیدایش باب 3 و 4 برابر با 208 لغت = 8*26 . کل لغات مربوط به سخنان خدایی مربوط به طوفان نوح برابر با 494 است =19*26
همچنین کلمه 
god همانند یهوه برابر است با 26 = g=7 - o=15 - d=4
تعداد کل ایات کتاب پیدایش عبری برابر است با 1534 که میشود 26*59=1534
نقل از ماریا دو اگریدا شده که نامزد مریم پدر شرعی عیسی مسیح در سن 26 سالگی فوت کرد. 26 حرف لاتین داریم. 
انجیل لوقا از 26 عدد استفاده کرده 1 تا3 - 5 تا 12 -15 - 18 -30 -40 -50 -60 - 72- 80- 84- 99- 100-500-5000- 10000 و 20000.
عدد 18 در کل کتاب مقدس 26 بار استفاده شده. کلمه محبوب - بخشنده - تعمید - فرمان 26 بار در کتاب مقدس استفاده شدند.
نکته قابل تامل و جالب اینکه عدد 26 تنها 1 بار در کتاب مقدس امده !!! 
در 2 ایه زیر از دید مسیحیت صحبت از خدا شده و بدن مسیح .
در پیدایش باب 1 ایه 26 نوشته شده که خدا گفت انسان را شبیه خود بسازیم. متی 26:26= عیسی مسیح گفت این نان را بخورید بدن من است
یا اسم ابراهیم میشود 41 = 1+2+20+5+13 . در متی نسب نامه از ابراهیم تا عیسی 41 نفر است اگر خودش را کم کنیم .
عدد 17 و 7 هم مقدس است . 17 در کنار 26 بسیار دیده میشود در این راز ها و مقدس است. عدد 17 هم شماره اسم
AHWEH است که یکی از اسمای خداست در کتاب مقدس.
در پیدایش باب 3 ایات 9 - 13 -14-16-17-22 هفت بار است که تو این 7 جا عبارت "خدا گفت" است. همینطور در پیدایش باب 15 ایات 1-16 (1, 4, 5
a, 5b, 7, 9, 13) باز 7 جا "خدا گفت" است همینطور در خروج باب 4 ایات 1- 17 (2, 3, 4, 6, 7, 11, 14) باز 7 بار خدا گفت امده. 
اشعیا باب 59 ایات 1 الی 8 که یک متن است 104 لغت دارد که میشه 4*26 بعد پاراگراف عوض میشه ایات 9 الی 14 هم 78 کلمه داره که میشه 3*26=78 و ایات 1 الی 14 هم 182 لغت داره =7*26. اما از ایه 15 الی 21 که پاراگراف عوض میشه روی عدد17 اعجاز میبینیم. 
ایات 15-18: 51 لغت = 3* 17
ایه 19: 17 لغت
ایه 20-21= 34 لغت =2*17
ایات15-21= 102 لغت= 6*17
یعنی در ایات فوق اگر 19 رو مرکز بگیریم ایات 15 تا 18 که 3 ایه میشه 3 ضرب شده در 17 - 19 که مرکز است و خود 17 میشه - ایات 20-21 که 2 ایه میشه و 2 ایه از مرکز گذشته 2 ضرب میشه به 17 - ایات 15 تا 21 که میشه 6 ایه و 6 ضرب میشه در 17که تعداد لغات ایات به دست میاد.
داستان موسی در خروج باب 2 : 1-25 = 340 لغت داره = 20*17 - خروج باب 3 ایات 1 تا 22 7 سخن خدا است و 272 لغت وجود داره که میشه 16*17 - لغاتی که توسط خدا امر شده برای گفتگو با مشایخ 3: 16 دارای 17 لغت است - تصمیم خدا بر ازاد سازی اسراییل 3: 17 دارای 17 لغت است - دستور خدا به موسی که بره به سمت پادشاه مصر 3: 18 دارای 26 لغت است - وعده ی خدا برای اینکه رابطه ی اسراییلی ها و مصری ها را خوب کنه 3: 21-22 دارای 26 لغت است . در خروج باب 17 جنگ با عمالیق ایات 3 و 5 و 8 (3+5= 8)هر کدام دقیقا 17 لغت دارند- خروج باب 20 که باب مهمی است که 10 فرمان را دارد دارای 26 ایه است و متنی که 10 فرمان را داره یعنی ایات 1 الی 17 دارای 17 ایه است- در تثنیه 5: 14 دستور توقف 26 لغت داره .
اسحاق عددش است 208=8*26
یعقوب عددش است 182= 7*26
یوسف عددش است 156=6*26
اعداد زیر سن این اشخاص است:
ابراهیم = 175 =5*5*7
اسحاق = 180 =6*6*5
یعقوب = 147 = 7*7*3
یوسف 110= (5*5+6*6+7*7)*1
ابراهیم 75 سال بود شده بود (5*5*7) حالا >>> 5+5+7= 17
اسحاق 180 سال بود شده بود(6*6*5) حالا>>> 6+6+5=17
یعقوب 147 سال بود شده بود (7*7*3) حالا >>> 7+7+3= 17
در عهد جدید اعمال رسولان باب 2 ایات 5 الی 13 (پنطیکاست) دقیقا 17 تا اسم قوم محل گفته شده:
و مردمِ يهودِ دين‌دار از هر طايفه‌ زير فلك‌ در اورشليم‌ منزل‌ مي‌داشتند. 6 پس‌ چون‌ اين‌ صدا بلند شد گروهي‌ فراهم‌ شده‌، در حيرت‌ افتادند زيرا هر كس‌ لغت‌ خود را از ايشان‌ شنيد. 7 و همه‌ مبهوت‌ و متعجّب‌ شده‌ به‌ يكديگر مي‌گفتند: «مگر همه‌ اينها كه‌ حرف‌ مي‌زنند جليلي‌ نيستند؟ 8 پس‌ چون‌ است‌ كه‌ هر يكي‌ از ما لغت‌ خود را كه‌ در آن‌ تولد يافته‌ايم‌ مي‌شنويم‌؟ 9 پارتيان‌ و ماديان‌ و عيلاميان‌ و ساكنان‌ جزيره‌ و يهوديّه‌ و كَپَّدُكِيا و پَنطُس‌ و آسيا 10 و فَرِيجِيّه‌ و پَمفِليّه‌ و مصر و نواحي‌ لِبيا كه‌ متصّل‌ به‌ قيروان‌ است‌ و غربا از روم‌ يعني‌ يهوديان‌ و جديدان‌ 11 و اهل‌ كَرِيت‌ و عَرَب‌، اينها را مي‌شنويم‌ كه‌ به‌ زبانهاي‌ ما ذكر كبريايي‌ خدا مي‌كنند.» 12 پس‌ همه‌ در حيرت‌ و شكّ افتاده‌، به‌ يكديگر گفتند: «اين‌ به‌ كجا خواهد انجاميد؟» 13 اما بعضي‌ استهزاكنان‌ گفتند كه‌ «از خَمر تازه‌ مست‌ شده‌اند!»
ما در عهد جدید موارد زیادی از کاربرد عددی 7 را در جاهای مختلف داریم مثلا 7 کلیسا - 7 ستاره - طوماری با 7 مهر - بره ای با 7 شاخ و 7 چشم - هلویای 7 سر و 10 شاخ - 7 فرشته - 7 شیپور - 7 بلا - 7 جام - 7 صاعقه و... هیچ عدد دیگری به مانند عدد 7 جایگاه بالای تعداد استفاده در کتاب مقدس را ندارد. بیشتر از 390 بار در عهد عتیق و 88 بار در عهد جدید.
در داستان یعقوب با عیسو ما در پیدایش باب 33 می بینیم که یعقوب 7 بار به سمت زمین خم میشود وقتی برادرش عیسو میرسد. 
نویسنده مزامیر باب 119 میگوید "او روزانه 7 بار خدا را ستایش می کند" در ایه 164
در دانیال باب 3 گفته میشود که پادشاه نبوکدنصر دستور میدهد که کوره 7 برابر حالت معمولی افروخته شود.
در متی باب 12 ایات 43 الی 45 میخوانیم: عیسی بار روح پلیدی حرف می زند که از فردی بیرون می اید و با 7 تای دیگر بر میگردد تا در انجا ساکن شود.
اعمال باب 6 در مورد 7 نیکو که کلیسا را خدمت می کنند میگوید. 
در روحی که در عیسی مسیح ساکن شد خصلت وجود داشت حکمت و دانش و تدبیر و قدرت و دانش و ترس از خداوند و روح خداوند .
با توجه به متی باب 1 ایات 1 الی 17 , 42 نسل از ابراهیم تا تولد عیسی وجود داره این دوره زمانی به 3 محدوده 13 تایی تقسیم شده (2*7) که نشان میدهد که شجره نامه عیسی مسیح در متی با عدد 7 مقرر شده است. و به وضوح در باب 1 ایه 17 بیان شده که 14 نسل از ابراهیم تا داوود وجود دارد و 14 از داود تا تبعید بابلی و 14 از تبعید بابلی تا مسیح .
ارزش عددی اسم داوود هم 14 است 
D=4 + V=6 + D=4 = 14 به همین ترتیب شجره نامه عیسی مسیح بر طبق لوکاس باب 3 اسم 77 اسم را دارا است 7*10=77 از عیسی پسر یوسف تا آدم پسر خدا. اسم های مهم در مکان های مضرب 7 دیده می شوند 2 تا یوسف داود ابراهیم انوچ ادم این 11 اسم عبارتند از : یوسف پسر جنای - متاتیا - سالتیئیل - یوشع - یوسف پسر یونان - داود - ادی - ابراهیم- شالح - انوچ و ادم و این 77 با 1 تبدیل به عدد خدا میشود به این معنی 77+1 = 78 >>> 78= 3*26 یعنی آن 77 اسم و در اخر میگوید ابن الله که این الله را هم حساب میکنیم میشود 78 اسم.
در لوقا باب 2 ایات 25و 26 , چیز در مورد شمعون گفته می شود : 1_ صالح بود 2_متقی بود 3_ منتظر تسلی اسرائیل بود 4_ روح القدس بر وی بود 5_روح القدس بر او اشکار شد 6_ که او مرگ را نخواهد دید 7_ تا زمانی که مسیح خداوند را ببیند. و مرکزیت این 7 مورد با شماره ی 4 میباشد که روح القدس بر وی بود.
دعایی که عیسی مسیح به پیروانش یاد داد 7 در خواست دارد: 1_ نام تو مقدس باد 2_ ملکوت تو بیاید 3_اراده ی تو چنانکه در اسمان است بر زمین کرده شود 4_نان کفاف ما را امروز به ما بده 5_ و قرضهای ما را ببخش 6_ و ما را در ازمایش میاور 7_ ما را از شریر رهایی ده . مرکزیتش با نان کفاف است . به همین ترتیب در دعای دیگری در لوقا باب 11 ایات 2 الی 4 باز هم مرکزیت یا نان کفاف روزانه است. با این تفاوت که این بار دعا 5 جز دارد : 1_ نام تو مقدس باد 2_ ملکوت تو بیاید 3_ نان کفاف ما را روز به روز به ما بده 4_ گناهان ما را ببخش 5_و ما را در ازمایش میاور .
به همین ترتیب سنت پولوس در رومیان باب 8 ایه 35 , چیز بر میشمرد که نمی تواند ما را از مسیح جدا سازد و گرسنگی را در مرکزیت این 7 چیز قرار میدهد و با توجه به مرکزیت نان کفاف روزانه و مرکزیت گرسنگی در مورد اخیر جلوه ی دیگری از زیبایی عددی و مفهومی در عهد جدید متبلور میشود و اما ان 7 چیز : 1_ مصیبت 2_دلتنگی 3_ جفا 4_ قحط* 5_ عریانی 6_ خطر 7_ شمشیر
*=
hunger
اهمیت نان در مثال خمیر در متی باب 13 نیز در میان 7 مورد در مرکزیت می درخشد : 1_ بذر 2_ دانه خوب و جامه 3_دانه ی خردل 4_ خمیر مایه 5_گنج پنهان 6_ بازرگان 7_ تور ماهیگیری .
به همین ترتیب باز هم غذا در موردی دیگر در مرکزیت 7 مورد قرار میگیرد و این بار در انجیل یوحنا علاماتی که عیسی مسیح ظاهر ساخت از معجزات :
1_ تبدیل آب به شراب باب 2 ایات 1 الی 11
2_ درمان پسر یک افسر باب 4 ایات 46 الی 54
3_ درمان شخصی که برای 38 سال فلج بود 
4_ خوراندن جمعیت باب 6 ایات 1 الی 15 که در اینجا عیسی به عنوان نان حیات معرفی میگردد
5_ راه رفتن روی آب باب 6 ایات 16 ابی 21
6_ درمان کور مادر زاد باب 9 ایات 1 الی 16
7_ برخیزاندن ایلعازر از مرگ باب 11 ایات 1 الی 46.
در مورد اولین معجزه مسیح تبدیل شراب به اب این معجزه در روز 7 ( هفتم ) انجام میشه یعنی انجیل نوین بعد از یک هفته افتتاح میشود و خلقت نوین است مانند افتتاح عهد عتیق و تورات که بعد از 7 روز خلقت خداوند انجام میشه .
در متی عبارتی که عیسی مسیح به کار میبرد که "من به شما میگویم7 بار به کار رفته که در باب 5 ایات 20 و 22 و 28 و 32.و 34 و 39 و 44 هستند . که به خوبی یاد سلسله مراتب 7 گانه "خدا گفت" در تورات میافتیم.
در متی باب 23 , بار عبارت "وای بر شما" استفاده شده .
در نامه دوم پطرس باب 1 ایات 5 الی 7 به 7 میوه ی ایمان اشاره شده است: 1_ فضیلت 2_ علم 3_ عفت 4_ صبر 5_ دینداری 6_ محبت برادران 7_ محبت 
در مکاشفه باب 6 ایه ی 15 , 7 دسته از مردم از زلزله فرار میکنند: 1_ پادشاهان زمین 2_ بزرگان 3_سپه سالاران 4_دولتمردان 5_ جباران 6_ هر غلام 7_ و هر آزاد. 
در مکاشفه باب 7 ایه ی 12 خدا توسط فرشتگان با 7 مورد سجده میکنند: 1_ برکت 2_ جلال 3_حکمت 4_ سپاس 5_ اکرام 6_ قوت 7_ توانایی
بعضا برای اینکه خدا حقایقی را در پس کلمات و عبارات کتاب مقدس نگاه دارد که بعد ها توسط اشکار شدن این راز باعث شناخت راه صحیح از راه ناصحیح گردد به مواردی بس شگفت بر می خوریم یکی از این موارد که صلاح دیدم در این مبحث یعنی اموزه گناه نخستین و گناه اصلی و فلسفه ی نجات و کفاره تقدیم حضورتون کنم. پیغامی هست که خدا در پس اسامی ادم تا نوح گنجانده است که این اسامی هم در کتاب نخست عهد قدیم یعنی پیدایش باب 5 ایات 1 تا 32 وجود دارند و هم در عهد جدید در انجیل به روایت حضرت لوکاس باب 3 ایات 36 الی 38 . و اما ان پیغام خداوندی در پس معانی اسامی ادم تا نوح نهفته است بدین ترتیب که ان اسامی بدین قرار است:
1_
ADAM
2_
Seth
3_
Enosh
4_
Cainan
5_
Mahalalel
6_
Jared
7_
Enoch
8_
Methuselah
9_
Lamech
10_
Noah 
حال میتوانید خود معانی این ده اسم را از سایت زیر بررسی کنید:
http://www.abarim-publications.com/Meaning/
که ما حصل انها بدین صورت خواهد بود:
adam = man
seth = appointed
enosh = mortal
cainan = sorrow
mahalalel = the blessed god
jared = shal come down
enoch = teaching 
methusaleh = his death shall bring
lamech = the despairing
noah = comfort (or rest)2
و از کنار هم قرار دادن این اسامی جمله یی شگفت انگیز عیان میگردد تا پیغامی باشد برای اون کسانی که سال ها از دوران قدیم قوم یهود تا به امروز این اسامی را دیده اند و اون جمله بدین صورت است:
Man has appointed mortal sorrow, but the blessed god shall come down teaching, and his death shall bring the despairing comfort.
و معنی ان بدین صورت است :
آدم (بشر) حزن مهلک را نصب کرده است اما خدای متبارک برای آمرزش پایین خواهد آمد و مرگش تسلی نا امید (بشر) را خواهد آورد.
در این پیغام شگفت انگیز الهی به ما نه تنها به اموزه گناه نخستین و گناه اصلی و کفاره اشاره شده بلکه به راز مقدس تجسم خداوند و راز صلیب مقدس هم اشاره شده. باشد که باعث تنویر افکار و هویدا شدن حقایق برای وجدان های اگاه و بیدار و ترسندگان از خداوند خدای قادر مطلق خدای پر توان جاویدان شود.

در عبری کلمه ی پدر = 3 + مادر = 41 = 44 >>> فرزند = 44

در عبری کلمه ی باغ عدن =144 + درخت معرفت 233 = 377 >>> نسبت طلایی = 377

شاید صدها اعجاز دیگر در تورات و انجیل باشه البته من حدودا ده ها موارد دیگه دارم اما خب چون فک میکنم خیلی طولانی میشه به همین اکتفا میکنیم اما اگر خواستید حتما براتون میفرستم

اعجاز عددی در قرآن:

اولا باید بگم که با این صحبت ها نمیتوان ثابت کرد که قرآن الهی است چون: این کد ها در کتب غیر مذهبی هم هست . تو کتاب های زیادی هست از جمله کتاب نوستراداموس و ... زیاد هستند میگم که اکثر یا به جرات میتونم بگم تمام کتب مهم ان دوران تماما این کدها را داشت بسیار پیچیده تر از قران .

 اما این که علم رمز گذاری در قدیم از رایج ترین علوم بوده و از تعالیم اصلی تمام یهودیان بوده و به دیگر ملل هم منتقل شده شکی نیست و ثابت شده است علمای زیادی در این مورد تحقیق کردند و کتب زیادی نوشته شده و نه تنها در قران این اعداد جای گذاری شده و مرتب شده بلکه در تورات و انجیل همینطور در کتب دیگر یهودیان در بسیاری از نامه ها امروزه در سخرانی های سیاسی بسیاری از ترانه ها و اهنگ های متال تازگی ها در موسیقی های جدید ایرانی این رموز استفاده میشه و عوام جاهل و خرافه پرست فکر میکنند این ها شیطانی است . 

در مورد رموز هنوز نتوانسته اند تمام رمز های تورات را در یک کتاب جای دهند روز به روز رمز های جدید کشف میشه همانطور که گفتم فرقه ای داریم به اسم کابالیسم یعنی فرقه ای که تمام فکر و تحقیقاتش بر حسب رموز تورات هست به جرات میتونم بگم 100 برابر قران رموز تورات بیشتر است ولی هیچ چیزی را ثابت نمیکند حتی کتاب نوسترداموس هم که میخواندم پر این رمز و رازها است اگر از قران بیشتر باشد باید نتیجه گرفت که نوسترداموس از طرف الله است!! 

ولی اینکه 4 تا عدد تو قران دیدید و این کتاب را فرستاده موجودی ناشناخته از خارج عالم و کیهان میدونید هم میتوان راحت این موضوع را رد کرد از دید علمی کافی است کمی وقت بزارم هم میتوان این رموز را ربط به شیطان داد چون عدد 666 و همینطور خود 19 عدد شیاطین جهنم است و به شیطان ربط داد هم میتوان با ثابت کردن اینکه دیگر کتب مذهبی و غیر مذهبی و ادیان شرقی هم این رموز را داشتند کاملا باطل کرد الهی بودن این ها را .

من یک سری از کدگذاری عدد 666 را در قران اینجا میگذارم و کمی هم به فکر فرو میرویم :
At the very beginning of the Last Millennium in Human history,
by GOD`s will, I did count the Letter Qafwhich is the first letter of the Quran. 
Apply.
After research, I witnessed the number 666 (11:17) and witnessed the awesome Message ; 
"ALLAH, Lailaheillallah" , (66 , 165) , "GOD, There is no other god beside GOD"
Only one letter can easily destroy the disbelievers, hypocrites and idol worshipers and increase their sadness.
Only one letter can easily guide the sincere and intelligent one in the right path by GOD`s will
The number 666 is highly publicized all over the world and it is associated with evil and danger.
However, it is not what it seems. It was a Satanic trick. 
The trick was to prevent the people approaching the 666.
Satan knew that the 666 is the book of GOD and the people should be kept away from it.
According to his plan, he placed a bad image to the number 666
He did the same plan to the number 19 which is the mathematical code of the book of GOD.
He associated his religion, Bahaism with the number 19 in order to mislead the people from the truth.
Satan's mission is to make tricks and 
to hypnotise the people in order to capture as many souls as he can till the End of the world.
With his agents, he changed and added verses to Torah, 
invented new books as Talmud ; Mishnah and Gemara beside Torah,
made his own religion, Jerusalem centered Judaism.
With his agents, he changed and added verses to Gospel, destroyed the source, the original Gospel.
Today's Gospel is Greek while the language of Jesus was Hebrew.
The name of Jesus (isa) was changed in to Christ. Agent Paul worked for Christianity.
Therefore, he made the Church his Temple and made his own religion, Vatican centered Christianity.
With his agents, he added verses to the Quran after Muhammad`s death.
He added verses of 128 and 129 in to Sura 9. He invented new books, Hadith and Sunna beside the Quran.
He tried to do the same plan to Islam.
He used his agent Marwan ibn al Hakam (died 65 AH/684 AD) to destroy the original written by Muhammad.
He did hide the mathematical code, the Miracle of the Quran, the number 19.
He made his own religion, Mecca centered so called islam.
GOD knows what Satan plans and HE plans the best. All plans are in the hand of GOD.
GOD is sending His Messengers to purify His Religion, Islam and His Book, The Quran. 
GOD's religion, Islam shall dominate all other religions. GOD and His Messengers shall win.
Internet , www , which enables connecting people with each other and sharing any information
play an important role to deliver The Message of GOD, The Book of GOD, The Quran, 666 and its Proof, 19.
The letter w is in Arabic Vav and its Gv is 6. Therefore, www becomes 666.
www , World Wide Web is a gift from GOD to humanity that they can talk, watch, read, share, listen anything. 
666 , The Quran is a gift from GOD to humanity that it guides to the right path which leads to Heaven.
The proofs shall be the evidences that this Quran is the 666 that 
Satan, his religions, his temples especially the Church are afraid of.
The Quran is the 666 and GOD preserves the 666 with the number 19.
6 is the first perfect number in mathematics. It is the only number that the sum of its factors and 
also the product of its factors equal to the number itself.
1 + 2 + 3 = 6 x 2 x 3 = 6 1
We read in the Quran that GOD created the Heavens and the Earth and all in between in 6 days.
The creation of biological life on this earth is based on Carbon. Carbon has 6 electrons.
Carbon is the 6 th element in the Periodic table
The First pair of consecutive primes that differ by 6 are 23 and 29.
23 is 9 th prime no and 29 is 10 th prime no : 9 + 10 = 19
The number 19 is mentioned in 74:30 as in arabic "tisate aser" and it gives two numbers ; 9 & 10
The Gematrical Value of the name of GOD (ALLAH) is 66.
The opening statement of the Quran ; 
In the Name of GOD, Most Gracious , Most Merciful
G.Value : 2,60,40,1,30,30,5,1,30,200,8,40,50,1,30,200,8,10,4 0
The G.value of this statement is 786. It has 19 letters.
The number 7is 4 th prime no, 8 is 3 rd composite no and 6 is 2 nd composite no : 7 + 4 + 8 + 3 + 6 + 2 = 30
The number 30 is 19 th composite no and the number 19 is placed in verse 30 in Sura 74.
7,4 + 8,3 + 6,2 = 219
2:19 is the verse where 19 th letter Qaf is placed.
In the opening statement, the Digital no is 33 and digital total is 66.
The number 66 is 33 rd even no.
66,33+ 786 = 7419
The Gv of 74:19 including Basmalah is 666.
This verse has 10 letters and the number 19 is 10 th odd no.
The number 74 is 37 th even no and 19 th odd no is 37.
The number 37 is 19 th odd no. Human being is GOD's creation and human body temperature in Celcius is 37.
The number 37 is 12 th prime no and 12 th composite number is 21 : 1221
The Gv of 74:30 is 1221.
67 is 19 th prime no and 67 th number 19 is placed in verse 30 which is 19 th composite no , in Sura 74.
Adding the digitals of number 37 ; 
3 + 7 = 10 and the number 19 is 10 th odd no.
Adding of The First (Alpha), 1 and The Last (Omega), 9 numeral is also 10.
The number 666 is mentioned in Torah and Gospel.
10:14 in the First Book of the Kings and 9:13 in the second book of the chronicles are the same.
It is a fact that the Queen of Sheba who became a submitter sent a gift of 666 talents of gold 
to King Solomon, the Prophet. Sending a gift is a sign of a good intention.
The third occurrence of 666 is in Ezra 2:13 which is about the Children of Adonikam.
This refers to freeing the captives when Cyrus the king of Persia defeated the Babylonians in 539 BC.

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی - 5
برچسب ها : ایات ,کتاب ,میشه ,مقدس ,پیدایش ,مسیح ,عیسی مسیح ,کتاب مقدس ,لغات مربوط ,همین ترتیب ,added verses ,death shall bring

بحث با برادران سنی - 1

:: بحث با برادران سنی - 1

سلام به برادر اهل سنت

شما این مطلب را چالش بزرگ شیعه نامیده اید و از ما خواستید پاسخگو باشیم. راستش بنده موافق نیستم. ما بخاطر این کتاب ها شیعه نشدیم که حالا اشکالات آنها چالشی برای ما باشد. عقاید ما (اگر کاملا تقلیدی نباشد) بر اساس یکسری آیات و روایات است . غیر از قرآن این کتابهایی که نام بردید جزو مقدسات ما نیستند حتی از نهج البلاغه هم بعضی شیعیان ایراد گرفته اند. آثار همه علمای شیعه و سنی ارزشمند است ولی نباید فراموش کنیم که آنها افرادی غیر معصوم و قدیمی بودند و با عقل و دانش زمان خود می نوشتند. ما باید آثار آنها را ارزیابی کنیم و مورد تجدید نظر قرار دهیم. البته این یک کار تخصصی است و بنده تخصص آنرا ندارم.

مهر 92

با سلام مجدد
مساله وضو و صیغه و اذان و امثال این هم مسائل فرعی و تقلیدی هستند. هر کس به فتوای مرجع خودش عمل می کند و انشاالله خدا از همه، شیعه و سنی قبول می کند. البته اگر انسان خودش صاحب نظر باشد بهتر از تقلید است.
به نظر بنده لحن شما یک مقدار تند است و در نتیجه برادران شیعه هم با تندی به شما جواب داده اند. بهتر است همه ملایم تر حرف بزنیم چون هدف ما کمک به همدیگر است نه توهین و تمسخر.

من در وبلاگم 3 مطلب در مورد اهل سنت نوشته ام :
1- توسل و شرک 2- منزلت هارون 3- رسالت ائمه.
از شما که یک سنی اهل مطالعه هستید خواهش می کنم در صورت امکان مطالب مرا بخوانید و نظر خود را بنویسید. قبلا تشکر می کنم.

به نظر بنده مساله مورد اختلاف اصلی این است که برادران اهل سنت در مورد اصحاب یک تصور ساده لوحانه و بچه گانه دارند و می گویند همه خوبند انشاالله. این جواب برای عوام شاید راحت ترین و مناسب ترین باشد ولی برای کسی که دنبال حقیقت است قطعا قانع کننده نیست. چطور شما بعد از چند سال تحقیق به همین نتیجه عوامانه رسیده اید ؟؟!!
چطور تضاد شدید اهل بیت با جناح های رقیب را نمی بینید ؟ چطور می خواهید همه را بطور یکسان تایید کنید ؟ آیا این خود فریبی نیست ؟ مگر قرآن نگفته که در بین اصحاب ، طیب و خبیث مخلوط هستند ؟ (179 آل عمران) مگر پیامبر نگفته که علی جدا کننده منافق از مومن است ؟ لطفا جواب دهید. خیلی ممنون و التماس دعا.

 

سلام مجدد.

البته که قرآن را قبول دارم. چی خیال کردید ؟ ولی من هم با قرآن با شما بحث کردم. آیه 179 صراحتا اعلام کرده که در بین اصحاب رسول خدا طیب و خبیث بوده. عقل و منطق هم تایید می کند که تمام ساکنین مدینه نمی توانستند از لحاظ فضائل یکسان باشند و بطور مساوی مشمول آیات مورد نظر شما باشند. بعضی خیلی مخلص بعضی ضعیف الایمان و بعضی هم منافق بوده اند. چرا برادران اهل سنت چشم خود را بر این حقیقت بدیهی می بندند ؟

متاسفانه من در وبلاگم نظری از شما دریافت نکرده ام. می شود خواهش کنم نظرات خود را تکرار کنید یا در اینجا بگذارید ؟ بعلاوه چرا جواب مختصر نوشته اید ؟ من 3 مطلب دارم و برای هر کدام جواب جداگانه و قانع کننده از شما می خواهم. البته اگر مقدور باشد. التماس دعا.

 

با عرض سلام، رسیدن به خیر . موفق و موید باشید.

با اجازه شما می خواهم از برادران و خواهران اهل سنت خواهش کنم لطفا یک نفر قبول زحمت کند و مفهوم "حجتی برای مردم بر خدا" (آیه 165 نسا) و تفاوت آن با "حجت خدا بر مردم" را برای دوست عزیز ما آقای ….  توضیح دهد. ما هر چه می گوییم ایشان باز ما را متهم به تعصب می کند. در ضمن حضرت علی در نهج البلاغه و همینطور سایر ائمه در روایات گفته اند که زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمی ماند.

 

نبوت وی برای این امر الزامی‌بوده

آیا معقول است که ختم نبوت اعلام شود و به جایش چیزی بالاتر از آن، یعنی امامت گذاشته شود؟!

شما که امام را دارای وحی نمی‌دانید؟

در صورتیکه خلافت، عهد و بیعتی است میان امام (شخص) و مردم (ناس)

منظور از امام نه خلافت و حکومت بر مردم، بلکه هدایت معنوی آن‌ها توسط پیامبر به سوی الله است،

چنین شخصی نه از لحاظ مادی و نه از لحاظ بدنی و نه از لحاظ قبیله‌ای ضعیف به حساب نمی‌آید،

چنانچه براحتی و از همان ابتدا دارای عصمت و قدرت و کرامات و امکانات عالی باشی که هنر نیست!!

پس این سخن حضرت علی با عقاید و استدلالات شما در تضاد کامل است.

 

سلام
به نظر بنده نویسنده چند اشتباه کرده : می گوید نبوت ابراهیم لازمه امامت بود. دلیلی برای این ادعا وجود ندارد. ثانیا امامت بجای نبوت نیامد. امامت و نبوت همزمان وجود داشتند، نبوت تمام شد ولی امامت ادامه یافت. امام هم دارای نوعی وحی است با فرشتگان در تماس است و علم غیب دارد. خلافت و حکومت سیاسی یکی از ابعاد امامت است که ممکن است بدلایلی عملی نشود مثل زمان امام باقر و امام صادق. ولی رهبری معنوی آنها همچنان ادامه داشته بدون حکومت سیاسی. منظور از مستضعف بودن ائمه نداشتن حمایت مردمی است. آیا حضرت عیسی که در گهواره حرف زد و حضرت یحیی که در کودکی پیامبر شد هنری نداشتند ؟ آیا آنها زحمتی نکشیدند ؟ معصومین با تلاش خود پاکیشان را حفظ کرده اند و این براحتی و بی زحمت نیست. سخن حضرت علی در مورد لزوم وجود حکومت در هر جامعه ای است و ربطی به امام معصوم ندارد.

                                  ************                                                                

 

سلام مجدد

بخشی از بحث های شما را خواندم . خیلی جالب بود. در اینجا (صفحه اول) شما نوشته اید : کسی با علی دشمن نبود بلکه با وی اختلافی رخ داده بود ... و پیامبر در اینجا اختلاف را حل میکنند!

اگر اینطور بوده، چرا پیامبر هیچ اشاره ای به آن اختلاف نکرده ؟!

چطور اختلاف را حل کرده ؟ آیا روایتی دارید که پیامبر در غدیر درمورد آن اختلاف حکمی داده باشد ؟

 

اما جواب سوالات شما
پیامبر گفتند
فقام فینا خطیبا فسمعته یقول : ایها الناس لا تشکوا علیا فو الله إنه لأخشن فی ذات الله و فی سبیل الله "
( پیامبر برای ما خطبه کردند و شنیدم که می فرمودند : ای مردم ! از علی علیه السلام شکایت نکنید ، به خدا قسم او هر کاری انجام داده است، به خاطر رعایت موازین شرعیه است و او در مسائل شرعی هیچ ملاحظه ای ندارد.
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر بروید
http://islamport.com/w/ser/Web/2899/1222.htm
میتوانید احادیث صحیح را در این مورد در لینک زیر بیابید
http://www.ahlalhdeeth.com/vb/archive/index.php/t-238016.html

 

سلام دوست عزیز

در صفحه 2 بحثتان دیدم نوشته اید :

در موقت زن میداند یک ساعت پیش مرد است و این اوج لجن زار بودن است!

شما که می دانید در زمان رسول الله ازدواج موقت وجود داشته، پس چطور آن را لجنزار معرفی می کنید ؟!

این اهانت به پیامبر نیست ؟

آدرس هایی که در مورد غدیر داده بودید ، متاسفانه بخاطر فیلتر نتوانستم بخوانم. ممکن است لطفا متن کامل حدیث را بنویسید ؟ در این روایتی که نوشته بودید اشاره ای به غدیر نبود.

 

سلام به اهل سنت

در مورد غدیر آیا شما مدعی هستید که در روایتی پیامبر در غدیر ابتدا به اختلاف در یمن اشاره کرده و سپس گفته : من کنت مولاه  ؟ من تا بحال چنین روایتی نشنیده ام. اگر متن کامل آن را بنویسید لطف بزرگی کرده اید. ولی اگر در جای دیگری علاوه بر ماجرای غدیر، پیامبر این جمله را گفته باشند، این دلیل نمی شود که در غدیر هم منظورش حل اختلاف یمن بوده.

در مورد ازدواج موقت تا جایی که بنده اطلاع دارم در زمان انبیای قبلی هم رواج داشته. هیچکدام از انبیا با آن مخالفت نکردند. آیا خود پیامبر آن را تحریم کرد یا خلیفه ی دوم ؟

 

سلام بر شما
اسم من "اسلام" است
در مورد جش یمن این لینک بدون فیلتر را برای شما یافتم
http://lib.eshia.ir/22006/4/415
در مورد متعه خدمت شما عرض کنم این عمل ننگین را خود پیامبر اسلام در جنگ خیبر حرام ابدی اعلام کردند اما چون بعضی افراد حضور نداشتند متوجه تحریم نشدند و در زمان عمر فردی متعه کرد و عمر پس از تشکیل شورایی (که قاعدتا علی هم در آن حضور داشت) با اجماع به این نتیجه رسید که پیامبر این عمل را حرام اعلام کردند و یک اعلان عمومی انجام داد
در وبلاگ قبلی خودم احادیثی از کتب شیعه هم گرد آوری کردم در مورد این عمل ننگین و اعلام حرمت آن توسط خود پیامبر اسلام
http://www.islam1234.blogfa.com/post/21
موفق باشید

 

 

سلام به برادر اسلام

نمی دانم چطور از شما تشکر کنم. لطف بزرگی کردید.

اما باید خدمت شما عرض کنم از حدیث اول (السیره النبویه – ابن کثیر- ص 415) تنها فهمیده می شود که اختلاف با جیش یمن کمی قبل از حجه الوداع اتفاق افتاده. در ادامه حدیث دیگری از امام احمد نقل شده که شخصی از علی شکایت کرد و پیامبر گفت :

" يا بريدة ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قلت: بلى يا رسول الله. قال: " من كنت مولاه فعلى مولاه ".

ظاهرا پیامبر این جمله را در موقعیت های مختلف می گفته. سپس نوشته :  وهذا إسناد جيد قوى رجاله كلهم ثقات.

وباز یک روایت دیگر نقل کرده از سنن نسایی :

 لما رجع رسول الله من حجة الوداع ونزل غدير خم أمر بدوحات فقممن ثم قال: " كأنى قد دعيت فأجبت، إنى قد تركت فيكم الثقلين: كتاب الله وعترتي أهل بيتى، فانظروا كيف تخلفوني فيهما، فإنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض " ثم قال: " الله مولاى وأنا ولى كل مؤمن "  ثم أخذ بيد على فقال: " من كنت مولاه فهذا وليه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ".

همینطور که می بینید، پیامبر در سخنانش در غدیر اشاره ای به اختلاف یمن نداشته. برعکس ، ایشان ابتدا حدیث ثقلین را گفته سپس علی را مولا معرفی کرده . این نشان می دهد که مولی به معنی اولی بالمومنین است، چون حدیث ثقلین هم به اطاعت از اهل بیت دلالت می کند. در حدیث قبلی هم دیدید که پیامبر به شخص شاکی گفته آیا من اولی بالمومنین نیستم ؟ سپس گفته من و علی مولا هستیم یعنی مولی به معنی اولی است.

انصافا هیچ دلیلی برای اینکه حدیث غدیر را به مساله یمن ربط دهیم و مولی را دوست معنی کنیم وجود ندارد.

برادر اسلام ، خواهر الهام

ما هیچ دشمنی با شما نداریم و قصد شکست دادن و تحقیر شما را نداریم. فقط چون می دانیم شما محب اهل بیت هستید، می خواهیم که شما حرف پیامبر را بدون پیش داوری و تعصب بفهمید. دوباره به فرمایش پیامبر توجه کنید :

فانظروا كيف تخلفوني فيهما.

29.2.93

 

 سلام بر کوروش
شما ابتدا موضع خود را ثابت کن بعد ژست هدایت گری بگیر جانم!
شما از کجای حدیث فهمیدید کمی قبل از حجه الوداع اتفاق افتاده است؟
احتمالا قصد سفسطه های سایت ولایت را دارید؟
در مورد غدیر ما در پست کلمات غدیر ما بحث های متعددی در پست مان در مورد "از غدیر تا شیعه" داشتیم آنجا جواب سخننانتان موجود است

احادیث در این مورد زیاد است
بعث رسول الله صلى الله عليه و سلم جيشا واستعمل عليهم علي بن أبي طالب فمضى في السرية فأصاب جارية فأنكروا عليه وتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله صلى الله عليه و سلم فقالوا: إذا لقينا رسول الله صلى الله عليه و سلم أخبرناه بما صنع علي، وكان المسلمون إذا رجعوا من السفر بدءوا برسول الله صلى الله عليه و سلم فسلموا عليه ثم أنصرفوا إلى رحالهم ، فلما قدمت السرية سلموا على النبي صلى الله عليه و سلم فقام أحد الأربعة فقال: يا رسول الله ألم تر إلى علي بن أبي طالب صنع كذا وكذا، فأعرض عنه رسول الله صلى الله عليه و سلم، ثم قام الثاني فقال مثل مقالته فأعرض عنه ، ثم قام الثالث فقال مثل مقالته فأعرض عنه ، ثم قام الرابع فقال مثل ما قالوا ، فأقبل رسول الله صلى الله عليه و سلم والغضب يعرف في وجهه فقال: ما تريدون من علي ؟ ما تريدون من علي ؟ إن عليا مني وأنا منه ، وهو ولي كل مؤمن بعدي "الترمذي (3712)
وعن وهب بن حمزة قال: "سافرت مع علي بن أبي طالب من المدينة إلى مكة فرأيت منه جفوة فقلت لئن رجعت فلقيت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) لأنالن منه قال فرجعت فلقيت رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فذكرت عليا فنلت منه فقال لي رسول الله (صلى الله عليه وسلم) لا تقولن هذا لعلي فإن عليا وليكم بعدي" رواه الطبراني في (الكبير) (22/ 135)
وذلك أنّ في طرق الحديث أنّ النبي صلى الله عليه وسلم لما سأل بريدة رضي الله عنه ( أتبغض علياً؟)
قال : نعم,
فقال النبي صلى الله عليه وسلم (من كنت مولاه فعلي مولاه )
قال بريدة: فما كان من الناس أحد بعد قول النبي صلى الله عليه وسلم أحبّ إليّ من عليٍّ . رواه الترمذي ,
فيكون المعنى ( من كان يحبني فليحب علياًّ )
وأيضاً لقوله صلى الله عليه وسلم (اللهم وال من والاه وعاد من عاداه )
فالموالاة والمعاداة شرحُ ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) لأنه صلى الله عليه وسلم ذكر الموالاة بقوله ( وال من والاه ) وذكر ضدها بقوله ( وعاد من عاداه )
فالنبي صلى الله عليه وسلم فسَّر كلام نفسِه بِنفسِه فلا يسوغ لأحد بعد هذا أن يفسِّره بتفسير من عنده.
مولی به معنای اولی است این از آن شوخی ها بود
خیلی ها بهانه و استدلالهای شما را انجام دادند و ما جوابشان را دادیم
برای بحث در مورد غدیر به پست "از غدیر تا شیعه" رجوع کنید
ضمنا قرار نیست پیامبر در خطبه اشاره ای به اختلاف بکنند

 

سلام به آقا اسلام

دوست عزیز، نوشته های قبلی را مرور کنید. شما اول گفتید : ... و پیامبر در اینجا اختلاف را حل میکنند.

و من گفتم آیا روایتی دارید در مورد غدیر که پیامبر به اختلاف یمن اشاره ای کرده باشد تا ما این دو موضوع را بهم ربط دهیم و مولی را به معنی دوست تفسیر کنیم ؟ شما هم روایت ص 415 را مطرح کردید. پس اول شما گفته اید که این مربوط به غدیر است . در ابتدای حدیث هم نوشته : في سياق حجة الوداع.

خوشبختانه بنده فکر مستقلی دارم . با سایت ولایت هم آشنا نیستم.

من هنوز پست شما در مورد غدیر را نخوانده ام. حتما می خوانم و نظر می دهم با اجازه ی شما.

راستش من نفهمیدم این احادیثی که نوشتید برای دفاع از مذهب شیعه بود یا سنی. ظاهرا که ما را تایید کرده اید.

إن عليا مني وأنا منه ، وهو ولي كل مؤمن بعدي

فإن عليا وليكم بعدي

آنچه در پایان احادیث در مورد محبت به علی نوشته اید برداشت بعضی افراد از حرف پیامبر است و ما حق داریم برداشت دیگری داشته باشیم. اینکه نوشته اید : مولی به معنای اولی است این از آن شوخی ها بود ، من به عقل و وجدان خودتان واگذار می کنم. فکر می کنم شما بعنوان یک جوان تحصیل کرده آنقدر منطق دارید که وقتی می بینید پیامبر دوبار (در غدیر و در جواب شاکی) قبل از گفتن کلمه مولی، پرسیده آیا من اولی بالمومنین نیستم، بفهمید که مولی همان اولی است. لازم نیست بنده بیش از این توضیح دهم . این فقط به تمایل قلبی شما بستگی دارد. از ما گفتن بود.

 

سلام به آقا اسلام

شما طوری برای من جواب می نویسید که انگار اصلا در جریان بحث نیستید و نمی دانید هر کسی چه مدعایی داشته. ادعای شما این بود که پیامبر در غدیر می خواسته اختلاف جیش یمن را حل کند و تعیین جانشین مطرح نبود. بنده عرض کردم این هم یک احتمال است، ولی برای اثباتش دلیل و مدرکی لازم است. می توانید یک روایت نشان دهید که پیامبر در غدیر در مورد مشکل یمن حرف زده ؟ شما تا بحال چند روایت مطرح کرده اید که هیچکدام آنچه از شما خواستم نداشت. در عوض صراحتا گفته اند :

إن عليا مني وأنا منه ، وهو ولي كل مؤمن بعدي

فإن عليا وليكم بعدي.

اینها معنایی جز تعیین جانشین ندارند و مذهب ما را تایید می کنند. از این واضح تر می شد گفت که علی جانشین من است ؟ کلمه ی بعدی دلالت نمی کند به اینکه ولی سرپرست است ؟ ولی کل مومن بعدی همان اولی بالمومنین من انفسهم نیست ؟

شما با چند علامت تعجب سوال کردید : واقعا منطقی است حرف از جنجال باشد و پیامبر دعوت به ولایت علی بکنند!!!!

من نمی فهمم کجایش عجیب است. شخصی به علی اعتراض داشته و پیامبر به او گفته : بنده ی خدا ، این علی سرپرست شما و جانشین من است . تو و امثال تو نمی توانید از او ایراد بگیرید ، بلکه باید سعی کنید مطیع او باشید. این جواب عجیبی است ؟ باید حتما در مورد محبت حرف بزند ؟ ریاست از محبت مهمتر نیست ؟

بنده باز از شما خواهش می کنم که اگر مدرکی دارید که پیامبر در غدیر در مورد شکایت جیش یمن صحبت کرده، لطف کنید برایم بنویسید و مرا از گمراهی در بیاورید. ولی اگر ندارید ، صادقانه بگویید چنین مدرکی نیست و من فقط حدس خود را نوشته بودم. پیامبر گفته نجات در صداقت است.

 

سلام

آقا اسلام آدم عجیبی هستی. دارم کم کم به صداقتت شک می کنم.

شما متوجه معنی خواهش من نشدید ؟

گفتم روایتی نشان دهید که پیامبر در غدیر مشکل یمن را حل کرد، اصلا روایتی مبنی بر اینکه به مشکل یمن اشاره کرد. همین کافی است. حالا کو اون روایت ؟؟

در کدامیک از روایاتی که مطرح کردید نوشته در غدیر پیامبر در مورد یمن صحبت کرده ؟

البته از اینکه حرف های مرا سانسور نکردید خیلی متشکرم. خوانندگان خودشان می بینند کی خودش را به کوچه علی چپ می زند. کی بود می گفت پیامبر در غدیر مشکل یمن را حل کرد ؟

چطور بدون اینکه در مورد یمن حرفی بزند مشکل یمن را حل کرد ؟؟!!

وهو ولي كل مؤمن بعدي ، اصلا بر ضد شیعه نیست و ما اصلا ادعایی جز همین نداریم.

شما در این حدیث ولی را یاور یا دوست ترجمه می کنید ؟ پس کلمه ی بعدی اینجا چه نقشی دارد ؟!

من قبول دارم ، خمینی باید بگوید دعوا نکنید چون شما دوستان من هستید. ولی تفاوت های فراوانی با بحث ما دارد.

اولا شما باز هم هیچ حدیثی نشان ندادید که پیغمبر در غدیر در مورد دعوای علی صحبت می کرده. دعوا مطرح نبود.

ثانیا خمینی و خامنه ای و هاشمی هیچکدام اولی بالمومنین نیستند.

ثالثا خمینی هم اگر می گفت هر کس مرا قبول دارد باید خامنه ای را قبول داشته باشد، معنایش این می شد که خامنه ای رهبر مریدان خمینی است.

 

سلام آقا اسلام

بارها گفته ام که دوست شما هستم و هدفم این است که کمکی به شما بکنم. بازهم می گویم و از اینکه شما تا این حد دچار لجبازی هستید واقعا متاسفم. اگر خودتان نخواهید ، کلام صریح پیامبر هم نمی تواند به شما کمک کند چه رسد به بنده ی حقیر. شما که می گویید حدیث  وهو ولي كل مؤمن بعدي ، ضد شیعه است، پس دیگر چه چیزی به نفع شیعه می تواند باشد ؟؟!! ممکن است پیامبر ده بار در زمان ها و مکان های مختلف جمله من کنت مولاه را گفته باشد، این اصلا دلیل نمی شود که در غدیر منظورش حل مشکل یمن بوده. شما اگر صادق بودید الآن باید می گفتید آن حدیثی که خواستی نتوانستم پیدا کنم. ولی متاسفانه می بینیم که قادر به اعتراف نبودید. شما خیال می کنید اگر اعتراف نکنید ، دیگران متوجه نمی شوند ؟

ما بارها به شما گفته ایم که از سوال پیغمبر فهمیده می شود که مولی به معنی اولی بکار رفته. اگر هم کمی شک وجود داشت ، با دیدن روایت شکایت بریده برطرف شد. اینجا هم مثل غدیر پیامبر اول پرسیده آیا من اولی نیستم ؟ این مجددا ثابت می کند که منظور ایشان از مولی همان اولی بود.

درست است که شما سنی متعصبی هستید و حاضر نیستید در مقابل شیعه ذره ای عقب نشینی کنید ، ولی بهرحال وجدانی دارید که در تنهایی شما را سرزنش می کند. تو که نتونستی یک حدیث پیدا کنی، چرا اصرار داری پیامبر در غدیر می خواست مشکل یمن را حل کند ؟؟!!  

1.3.93

 

سلام دوست عزیز

از اینکه مزاحم شما شدم عذر می خواهم. التماس دعا.

http://islam-ma1.blogfa.com/post/3

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با برادران سنی - 1
برچسب ها : پیامبر ,الله ,غدیر ,مورد ,عليه ,سلام ,الله عليه ,رسول الله ,عليه وسلم ,مورد غدیر ,اولی بالمومنین ,الوداع اتفاق افتاده

بحث با هموطن مسیحی – 10

:: بحث با هموطن مسیحی – 10

سلام برادر عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه

بنده سعی میکنم جواب سوالاتتون رو تا هفته ی آینده بدهم. متاسفانه فعلا وقت ندارم که سوالات شما را بخوانم و بررسی کنم. این چند وقت درگیر مدرسه و آماده شدن برای رفتن به اول دبیرستان هستم ! به هر حال امیدوارم عذر منو بپذیرید.

راستی حتما به این وبسایت سر بزنید Razgah.com

در این وبسایت ترجمه های مختلف عهد جدید و عهد عتیق موجوده + تفسیر آیه به آیه و کلی مقاله به نظرم میتونه مفید باشه.

این پیج فیسبوک دفاعیات مسیحی هم به نظرم میتونه براتون مفید باشه البته من مطالب این پیج رو صد درصد تایید نمیکنم چه بسا بعضی از مطالبش با دیدگاه خودم هم در تضاد باشه.

https://www.facebook.com/pages/Christian-Apologetics-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C/470901609638880

 

اگر سوالی هم داشتید میتونید در قسمت نظرات همین پیج مطرح کنید و پاسخ خودتون رو دریافت کنید. البته بنده تمام سوالاتی را که مطرح کردید پاسخ خواهم داد.در پناه خدا

30.6.93


سلام عرض می کنم و از پاسخ شما متشکرم.

سلام. خواهش میکنم انجام وظیفه بود !

بابت تاخیر هم عذر میخوام چون متاسفانه مدارس شروع شده و بنده کمی درگیر هستم. امیدوارم عذر منو بپذیرید. احتمالا در آینده نیز دیرتر پاسخ ایمیل های شما را خواهم داد.

خیلی متاسف شدم از اینکه فکر می کنید من جواب شما را نمی خوانم. اصلا اینطور نیست. حتی این بار که مطالب تکراری فرستادید، من دوباره همه اش را خواندم. ولی در این مطالب مفصل شما جواب قانع کننده ای نمی بینم.

بنده اصلا نمیخواستم چنین فکری را بکنم چون دقیقا عین سوالات شما در متنی که فرستاده بودم مطرح شده بود و پاسخ داده شده بود به همین علت من فک کردم شاید شما بدون دقت و یا ناقص این متن را خواندید. اگر فکر میکنید من اشتباه کردم عذر میخوام.

شما می گویید : همانطور که میدانید سرور هم معنی خداوند رو میده. ولی سرور و خدا زمین تا آسمان فرق دارند. در این مورد بیش از این حرف نمی زنم. 

خداوند به معنای سرور هم هست. واژه خدا را در گذشتهٔ ادبیات به صورت خداوند نیز نوشته‌اند و به معنی مالک و صاحب و دارنده نیز به کار برده اند. درمورد واژه خدا در ویکیپدیا یه سرچی بزنید متوجه میشوید ! اما اینکه چطور متوجه شویم منظور متن چه شخصی است باید ترجمه یونانی را نگاه کرد و یا بخش های دیگر کتاب مقدس را مطالعه کرد.

یهودیان یک ترجمه یونانی دارند به نام هفتاد تنان (سپتو اجنیت) البته خود یهودیان در متن هایی که به وضوح خداوندی مسیح را نشان میدهد آن شخصی که در آن متن خداوند نامیده شده را فرشته ی خدا میدانند که مانند خدا است. فرشته ای که خداوند در اون ظاهر میشه ! درست مثل داستان یعقوب (خدا را رو به رو دیدم و جانم رستگار شد !) اگر در مورد همین داستان نگاهی به تفاسیر کلیمی بیندازید میبینید که یهودیان معتقد هستند شخصی که با یعقوب ملاقات کرد فرشته ای بوده که خدا در اون ظاهر شده.

باز گفته اید : در هیچ کجای کتاب مقدس نمیبینیم شخص دیگری جز عیسی مسیح بر دست راست پدر نشسته باشد. ما در مورد عیسی مسیح هم چنین چیزی را ندیده ایم.

برادر من این عقیده ی من است ، چیزی است که من در کتاب مقدس دیدم و به آن ایمان دارم. اینکه شما آن عیسایی که میشناسید با عیسایی که کتاب مقدس معرفی میکند تفاوت دارد مشکل خودتان است ، مشکل من نیست !

از خیال بافی دست بردارید. 

من هم به شما همین پیشنهاد رو میکنم ;)

ترجمه ی کلیمی : انبیا – میکاه - باب 5 ( آیه 1 در ترجمه ی کلیمی و آیه 2 درترجمه ی مسیحی)

" و تو ای بیت لحم افراته که در خانواده های یهودا کوچکترین هستی، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر اسرائیل حکمرانی خواهد نمود ومنشاءاو از دوران باستان وازایام قدیم است." آیا این ازلی بودن را بیان می کند ؟

قبل از هر چیز باید بگم که مسیحیت ازلی بودن عیسی را فقط از کتاب میکاه نگرفته که با همین مورد فاتحه ی ازلی بودن عیسی خوانده شود. ولی درباره ی میکاه ۱:۵ بیشتر ترجمه های دنیا آن را به ازلی ترجمه کردند. کلمه ی استفاده شده در متن ماسورتیک עוֹלָם است که کاملا به معنای ابدیت، بسیار دور و ازلی معنا می دهد.

هر جا که روح خداست ، در آنجا آزادی است ،آزادی از تلاش و تقلا برای رسیدن به رستگاری از راه انجام تشریفات مذهبی . دوم قرنتیان فصل 3

این گفته ی پولس در تضاد با تعلیمات مسیح است که می گوید : "نه هر‌که مرا ”خداوندا، خداوندا“ خطاب کند به پادشاهی آسمان راه یابد، بلکه تنها آن که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است، به‌جا آوَرَد." (متا 7:21) این آیه اصول مسیحیت را نقض می کند، اگر ما آنرا خوب بفهمیم. عیسی بما تعلیم می دهد که فقط عمل ما طبق اراده ی خدا ، ما را نجات می دهد.

ببینید برادر من کلام خدا به ما تعلیم میدهد که تنها با ایمان به مسیح نجات پیدا میکنیم (چیزی که پولس رسول خیلی به آن تاکید میکند) اما نشانه ی این ایمان چیست؟ از کجا باید فهمید که ایمان ما واقعیست و باعث نجات ما میشود؟ کلام خدا به ما تعلیم میدهد عمل نیکوست که نشانه ی ایمان واقعیست پس اگر من عمل نیکویی انجام ندهم ایمان من واقعی نیست و ایمان غیر واقعی مرا نجات نخواهد داد. پیشنهاد میکنم رساله ی یعقوب را بخوانید تا متوجه شوید که ایمان بدون نشانه ی آن (عمل صالح) باطل است. رساله یعقوب باب 2 - آیه 17  همچنین ایمان نیز اگر اعمال ندارد، در خود مرده است.

پیشنهاد میکنم کل رساله یعقوب را بخوانید.

من با کمال میل توضیحات شما را خواندم و سوال تکراری هم مطرح نکرده ام. شما به تفاوت فعل مفرد با فعل جمع توجه کردید ؟ این تفاوت چه تاثیری بر تفسیر می گذارد ؟ فاعل فعل مفرد (خواهد خواند) کیست ؟ مادر فاعل است که اسم بچه اش را عمانوئیل می گذارد، نه اینکه مردم به او چنین لقبی بدهند. شما در نامه ی قبلی چه جوابی به این مساله دادید ؟ شاید اصلا متوجه سوال نشده اید. شما نوشته اید : بیانگر عنوان، توصیف و لقبی که به دلیل جایگاه و شرایطِ موصوف، به آن اطلاق می‌شوند، ولی مادر بچه به پسرش لقب و توصیف نمی دهد، بلکه اسم واقعی بچه را تعیین می کند (که عیسی نیست). امیدوارم این بار روشن باشد. 

 اگر کلا به کتاب اشعیا نگاهی بیندازید پاسخ سوال خود را خواهید یافت بنده در نامه ی قبل هم اشاره کردم که ساختار نبوت اشعیا سبب میشود که این عمانوئیل در واقع مربوط به جایگاه عیسی مسیح باشد نه نام اصلی او. در واقع ما در بخش های دیگر کتاب مقدس هم میبینیم که اشعیا از چنین روشی استفاده کرده برای مثال در اشعیا 61:6 در واقع در باب 61 هم اشعیا نمیگوید که نام اصلی شخص های مد نظرش کاهنان خداوند یا ... است بلکه جایگاه آن ها را میگوید.

بازهم نوشته اید : این فراز به آن معناست که این پسر وقتی دوران جنینی‌اش را پشتِ سر گذاشت، یا وقتی به سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی رسید، غذایش شیرِ بسته‌شده و عسل خواهد بود. گویا شما مساله ی اصلی را ندیده اید یا ندیده می گیرید. مساله ی اصلی شیر و عسل نیست، این است : زمين دو پادشاهی که‌ شما از آنان‌ می‌ترسيد، متروک‌ خواهد شد. تولد عیسی که خیلی پس از اشعیا می زیست، چطور می تواند نشانه نابودی دشمنان باشد ؟ مردم زمان اشعیا اصلا عیسی را ندیدند. قبول می کنم که : نبوتها و وعده‌هایی که به خاندان داوود اختصاص می‌یابند، بازه‌ی زمانی ماورای عصر خود را نیز شامل می‌شدند. اما این مشکل را حل نمی کند. نشانه ی نابودی دشمنان باید در همان زمان باشد نه قرن ها بعد.

اگر مشکلتان انتهای این آیه است باید بگویم به نظر من انتهای این فراز اشاره به آیات قبل همین باب دارد ! (این نظر شخصی خود من است)

۷ خداوند یهوه‌ چنین‌ می‌گوید كه‌ «این‌ بجا آورده‌ نمی‌شود و واقع‌ نخواهد گردید. ۸ زیرا كه‌ سر اَرام‌، دمشق‌ و سر دمشق‌، رصین‌ است‌ و بعد از شصت‌ و پنج‌ سال‌ افرایم‌ شكسته‌ می‌شود به‌ طوری‌ كه‌ دیگر قومی‌ نخواهد بود. ۹ و سر افرایم‌ سامره‌ و سر سامره‌ پسر رملیا است‌ و اگر باور نكنید هرآینه‌ ثابت‌ نخواهید ماند.»

البته اینجا لازم است که اشاره کنم عده ای از مفسرین کتاب مقدس این نبوت ها ( باب 7) را مربوط به همسر دوم اشعیا میدانند در مرحله ی اول و در مرحله ی دوم مربوط به عیسی مسیح ! در این مورد بنده به همین گفته های بالا کفایت میکنم و ترجیح میدم در این مورد دیگر سخنی نگویم چون نمیتوانم با قاطعیت سخن بگویم. پیشنهاد میکنم اگر با یک مسیحی دیگر آشنا شدید و فک میکنید که ایشان کلام را میدانند از ایشان هم بپرسید تا نظرشان را بگویند.

من جستجو کردم و در سایت های روسی دو ترجمه مختلف کلیمی برای آیه 6 اشعیا 9 پیدا کردم.

1-      مشاور عجیب، خدای قدیر و پدر ابدیت  او را به این اسم نامید : سرور سلامتی(صلح).

2-      او به اسم "شایسته حیرت، مشاور (حکیم)، خدایی، پدر ابدی (برای قوم) و سلطان صلح جو"  نا میده شد.

همینطور که می بینید این ترجمه ها اصلا خدا بودن کسی را ثابت نمی کند. 

در این آیه اسامی مسیح آورده شده است. از نظر من خدای قدیر بیانگر شخصیت اصلی عیسی مسیح می باشد. یعنی خداوندی او. ضمنا به شما پیشنهاد میکنم حدالامکان برای بررسی عهد عتیق از متن عبری استفاده کنید زیرا دقیق ترین متن را به ما ارائه میدهد. البته متن یونانی نیز شدیدا به متن عبری نزدیک است و تقریبا با متن عبری یکیست و بیشتر برای تفسیر آیات و کلمات کتاب مقدس به کار برده میشود.

"كتب را تفتيش كنيد زيرا شما گمان مي‌بريد كه در آنها حيات جاوداني داريد و آنهاست كه به من شهادت مي‌دهد ." (يوحنا ۵: ۳۸) 

اشعیا باب 40 آیه 3  "صدای ندا کننده ای در بیابان : راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید." این آیه را باید چنین خواند (آنطور که کلیمیان ترجمه کرده اند) : " صدایی ندا می کند :  در بیابان راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در عربه راست نمایید." همانطور که می دانید حضرت یحیی گفته که من آن صدا هستم. اما آیا می شود راه عیسی را در عربه (اردن) هموار کرد ؟ عیسی هیچوقت در اردن زندگی نمی کرد. پس این پیشگویی هم ربطی به عیسی مسیح نداشته و مسیحیان با تحربف لفظی سعی کرده اند آن را به ایشان بچسبانند

گفتید ترجمه یهودی؟ منظورتان متن عبری است دیگر؟

קול קורא במדבר פנו דרך יהוה ישרו בערבה מסלה לאלהינו

این متن عبری است ! حالا کجای آن عربه میبینید؟ این کلمه (במדבר) بیابان است

اما از آنجایی که شما از ترجمه روسی استفاده میکنید این لینک را نگاه کنید

https://www.biblegateway.com/passage/?search=Isaiah+40&version=RUSV

در ترجمه روسی استپ ذکر شده که میشه منطقه بیابانی و یا نیمه بیابانی نه اردن !

فرمودید :اما چون عیسی در این آیه درباره شخص خودش صحبت میکند میگوید راه تو را پیش روی تو مهیا میسازد. منظورتان این است که دست بردن توی عبارات اشکالی ندارد ؟! اگر شما با تحریف و عوامفریبی و خیانت در امانت مشکلی ندارید، بنده دیگر عرضی ندارم. هر جور راحتید. اما ملاکی 3 آیه 1 در مورد دو نفر (یحیی و عیسی) صحبت نمی کند.

در اینجا داره از ملاکی ۳ نقل قول می کنه ولی مغایرتی با اصل برنامه و نقشه خداوند نداره درباب یحیی سخن به میان میاد و عیسی نیز در همین باب سخن میگه ممکنه کلمات عینا نقل نشده باشه اما این نقل قولیه که متعهد به اصلش است یعنی مفهوم و تاویل هر دو ایه یکیه !

موضوع متن نیست ، موضوع تاویله شما به اناجیل نگاه کنید ! ۴ اناجیل متون با یکدیگر با اینکه وقایع را ذکر می کنند ممکنه همخوانی کلمه ای نداشته باشند ولی در باب تاویل و تفسیر همگی یک مفهوم و درک را ارائه می دهند این مربوط به تفسیر کتاب مقدس است در اینجا ما نقل قول رو می بینیم لزوما نقل قول همخوانی واژگانی نداره اما الزامی تفسیری واحد داره. حالا شما اگر نمیخواهید بپذیرید هیچ اشکال ندارد لااقل برای من تفاوتی ندارد !

در مورد ارمیا صحبت نکردم . علتش خلاصه گویی بود، نه اینکه دلیل شما خیلی قوی باشد.

خداوند مي‌گويد: «اينك‌ ايّامي‌ مي‌آيد كه‌ شاخه‌اي‌ عا دل‌ براي‌ داود برپا مي‌كنم‌ و پادشاهي‌ سلطنت‌ نموده‌، به‌ فطانت‌ رفتار خواهد كرد و انصاف‌ و عدالت‌ را در زمين‌ مُجرا خواهد داشت‌. 6 در ايّام‌ وي‌ يهودا نجات‌ خواهد يافت‌ و اسرائيل‌ با امنّيت‌ ساكن‌ خواهد شد و اسمي‌ كه‌ به‌ آن‌ ناميده‌ مي‌شود اين‌ است‌: يهوه‌ صدقينو (يهوه‌ عدالت‌ ما). (ارمیا باب 23 آیه ی 6)

آیا عیسی سلطنت کرد ؟ در دوران عیسی قوم اسرائیل امنیت داشت ؟ عیسی عدالت را در زمین اجرا کرد ؟ از اسم کسی می توان نتیجه گرفت که او خداست ؟ البته راستش را بخواهید، بنده هم حدس می زنم که این پیشگویی ارمیا مربوط به حضرت عیسی در آخرالزمان باشد، ولی فعلا شما نمی توانید با این جمله چیزی را ثابت کنید.

قوم اسرائیل در زمان عیسی مسیح امنیت نداشت و تحت فرمانروایی روم بود و عمدتا گروههای ترور نیز در میان انها به خاطر همین امر شکل گرفته بود گروه فداییان یکی از آن گروه ها بوده. عدالت عیسی مسیح با مرگ و رستاخیزش اثبات می شه عیسی مسیح عدالت را با نجات ما به کمال رساند منظور از عدالت قضاوت و داوری است که عیسی مسیح واسطی برای نجات ما از مرگ ابدی و داوری محسوب می شود.

حالا در مورد امنیت قوم اسرائیل ! قوم اسرائیل ما هستیم بند فرزندان ابراهیم فرزندان واقعی و روحانی ابراهیم کتاب عبرانیان میگه اما قوم فیزیکی اسرائیل آن هم هستند که پس از نجات عده ای از آنها امنیت برایشان به واسطه صلح مسیح برقرار می شه. پس این پیشگویی به احتمال زیاد مربوط به آخرت است. این نظر شخصی من است باز هم پیشنهاد میکنم با مسیحیانی که فکر میکنید با کتاب مقدس آشنایی کافی دارند سوال خودتون رو مطرح کنید ، شاید پاسخ بهتری پیدا کردید.

سهل انگاری و خوش خیالی هم حدی دارد. شما هرجا در عهد عتیق کلمه ی خدا یا کلمه ی پسر می بینید، اتوماتیک وار فرض می کنید که صحبت از عیسی مسیح است. در حالی که به نظر بنده اکثر موارد مورد نظر هیچ ربطی به عیسی ندارند، هیچکدام از مشخصات واقعی و عینی عیسی ذکر نشده و مسیحیان با توجیهات ضعیف سعی می کنند از آنها به نفع خود استفاده کنند. 

برعکس من میگویم این شما هستید که با توجیهات ضعیف و استدلال های غیرمنطقی سعی میکنید در کتاب مقدس نام پیامبرتان و یا نشانه ای را از او پیدا کنید ! پیشگویی های کتاب مقدس در مورد مسیح اکثرا واضح هستند و برخی نیز باید به صورت تخصصی بررسی شود. (با بررسی بخش های دیگر کتاب مقدس)

 نه من می توانم ثابت کنم که ترجمه های کلیمیان درست است و نه شما می توانید درستی ترجمه ی مسیحی را ثابت کنید. بطور کلی عرض بنده این است که این ترجمه هایی که شما به آنها استناد می کنید، مشکوک و مورد اختلاف هستند. آدم عاقل نباید دین و ایمانش و آخرتش را بر مبنای چنین ترجمه های مشکوکی بنا کند. باید سعی کنیم حتی المقدور به متن اصلی نزدیک شویم، نه اینکه هر ترجمه ای جلوی ما گذاشتند قبول کنیم. من اصراری ندارم که از شما تایید بگیرم. فقط امیدوارم متوجه منظور من و اهمیت مساله ی ترجمه شده باشید. 

www.biblegateway.com

این وبسایت تمام ترجمه های کتاب مقدس را به تمام زبان های دنیا دارد از جمله عبری ، روسی ! انگلیسی ووو

من که تضادی بین این ترجمه ها ندیدم :)

موفق باشید و التماس دعا.

 در آخر جا داره این نکته رو اضافه کنم که مسیحیتی که من به آن اعتقاد دارم بر مبنای منطق ،‌ شواهد و مدارک معتبر است. من برخلاف خیلی از مسلمین و یا خیلی از مسیحیان برای ایمانم تحقیق کردم و سال هاست که در مورد مسیحیت مطالعه میکنم و خدا رو شاکر هستم که هنوز که هنوزه این فرصت رو خداوند در اختیار من قرار میده تا بتونم بیشتر با کلامش آشنا بشم و بیشتر در مورد اعتقادم بدونم. و هر روز این نکته به من ثابت بشه که ایمان من بر مبنای خرد و منطق است ! با وجود اینکه من 15 سال بیشتر ندارم اما تونستم در همین سن کم در مورد ایمانم بسیار تحقیق کنم. و مطمئن هستم که همه ی اینها لطف خداوند بزرگ بوده و گرنه شما هر کسی را در این سن نگاه کنید حداقل 95 درصدشان اصلا علاقه ای ندارند تا بحثی را در مورد دین بدانند ! در این یکسالی که بنده با شما همکلام شدم از وجود شما خیلی فیض بردم و واقعا از همکلام شدن با شما خوشحال میشم چون واقعا سوالات شما باعث میشه من بیشتر در مورد ایمانم تحقیق کنم و پس از اینکه تحقیق میکنم و به پاسخ سوالاتم میرسم ایمانم نسبت به خدا بیشتر میشه و بیشتر از قبل در مورد ایمانم مطمئن میشم. هر چند که هدف تمام سوال های شما زیر سوال بردن اعتقادات من بوده اما واقعا از طرح سوال هایتان متشکرم. برای شما برادر عزیزم در دعا هستم.  در پناه خدا

7.7.93

سلام دوست من

اگر واقعا شما 15 سال دارید، بنده اصلا خیال ندارم با شما بحث کنم چون برای شما زود است. شاید به همین دلیل توضیحات بنده تاثیری در نظر شما ندارد. بهتر است شما فعلا در کنار درس خواندن به مطالعه ی خود ادامه دهید و عجله ای برای تصمیم گیری نداشته باشید. دلایل ضعیف شما هیچ آدم عاقلی را قانع نمی کند. جوابی برای مطالب آخر شما نمی نویسم، چون فکر نمی کنم فایده ای داشته باشد. وظیفه ی من بود که شما را نصیحت کنم که هشدار لازم را دادم. امیدوارم در درس و زندگی موفق باشید.

8.7.93

-----------------------

چون این دوست ما خودش را 15 ساله معرفی کرد، بنده دیگر بحث با ایشان را ادامه ندادم. البته قسمت اعظم جواب های ایشان، مشخص است که از سایت های مسیحی کپی شده و نظر نویسندگان و مفسران مسیحی است. برای همین خواندن این بحث می تواند مفید باشد انشا الله. همانطور که می بینید، متاسفانه دوست ما به تذکر بنده در مورد مشکوک و مورد اختلاف بودن ترجمه های مسیحیان توجه نکرد و صرفا ترجمه های مسیحی را مبنای اعتقاد خود قرار داده. در حالی که عرض بنده این بود که اگر به ترجمه های کلیمیان توجه کنید می بینید که محتوای متون بکلی عوض می شود و اصلا ربطی به عقاید مسیحیان ندارد. بهرحال بنده هرچه از مسیحیان خواهش کردم، کسی غیر از این یک نفر برای وبلاگم جواب ننوشت و این یک نفر هم که بعدا ادعا کرد 15 ساله است. شاید این خودش یک نکته ی معنی دار باشد. واقعا مایه ی تاسف است که دین گریزی در جامعه ی ما باعث شده بعضی ها به سمت مسیحیت گرایش پیدا کنند. 

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی – 10
برچسب ها : عیسی ,ترجمه ,مورد ,بنده ,مسیح ,کتاب ,کتاب مقدس ,عیسی مسیح ,پیشنهاد میکنم ,نگاه کنید ,مورد ایمانم

بحث با هموطن مسیحی – 9

:: بحث با هموطن مسیحی – 9

سلام دوست من

خیلی زحمت کشیدید. جدا متشکرم.

خواهش میکنم. انجام وظیفه بود :)  اما بابت تاخیرم در ارسال ایمیل عذرمیخوام. این روزها اصلا حال خوشی نداشتم و همانطور میدانید تا چند روز آینده درگیر مدرسه خواهم شد. به هر حال !

اما در مورد جواب تان عرض می کنم :

اگر که صرفا مسیح پسر داوود بود ، داوود نبی هیچگاه این حق را به خود نمیداد که او را خداوند خود خطاب کند.

مگر داود او را خداوند خطاب کرد ؟!

شما خودتان هم می دانید که داود او را سرور من خطاب کرده. از این عبارت خدا بودن مسیح فهمیده نمی شود و عیسی نمی تواند با استناد به این جمله ثابت کند که خداست. موضوع صحبت عیسی خاندان مسیح بود نه ماهیت مسیح و نتیجه ی بحث هم باید مربوط به خاندان مسیح باشد یعنی ثابت می کند که مسیح از نسل داود نیست.

در اینجا سؤالی پیش می‌آید که واژۀ آدونای در آیۀ ذکر شده به کدامیک از سه شخصیت الوهیت اشاره دارد.

اصلا چرا باید به اشخاص الوهیت اشاره داشته باشد ؟ می تواند به یک انسان مافوق داود اشاره کند.

دقیق ترین ترجمه ی شما هم به نظر بنده دقیق نیست، چون بجای دو کلمه از یک کلمه استفاده کرده و این یک جور تحریف است.

The Lord says to my lord  :خداوند به خداوندِ من گفت

در حالی که در متن عبری نوشته : یهوه به آدن من گفت.

بنده در ایمیل های قبلی هم گفتم در واقع هر دو ترجمه خداوند و سرور درست است.

گفتید چرا باید به شخصی که الوهیت دارد اشاره داشته باشد؟ در مزمور 110 اساسا نویسنده کتاب یعنی داوود نبی در مورد مسیح دارد صحبت می کند. " پسر بر دست راست پدر نشسته است "  وقتی ما سراغ جمله پسر بردست راست پدر نشسته در عهد جدید میرویم آیات بسیار زیادی را در این باره پیدا میکنیم. اساسا ما در مزمور 110 تمایز شخصیت پدر و پسر را میبینیم. اینجا تفاوت کریوس و تئوس را میبینیم. τω δαυιδ ψαλμος ειπεν ο κυριος حالا این (ک) کریوس با حرف کوچکه. یعنی عیسی مسیح

راحت بگویم ! اینجا تفاوت نمیکند که داوود مسیح را خداوند خود بخواند یا بنا به ترجمه های دیگر انجیل و مزمور سرور ! همانطور که میدانید سرور هم معنی خداوند رو میده. چون اساسا روی حرف مزمور 110 با مسیح است نه شخص دیگری. در هیچ کجای کتاب مقدس نمیبینیم شخص دیگری جز عیسی مسیح بر دست راست پدر نشسته باشد. در سراسر کتاب مقدس ما اشارات بسیار زیادی را به خداوندی عیسی مسیح میبینم ! 

اگر وبلاگ بنده را خوانده بودید ، می دانستید که پیشگویی میکای نبی ازلی بودن مسیح را ثابت نمی کند چون ترجمه ی دقیقش چیز دیگریست.   لطفا در همینجا ذکر کنید.

البته پیشگویی های عهد عتیق خیلی جای بحث دارند و اگر شما به متن عبری مراجعه کنید، می بینید که ادعای شما را ثابت نمی کند.   خیر برادر من اینگونه نیست ! برداشت بنی اسرائیلی باعث میشود ادعای ما خلاف انجیل در بیاید !

چرا کلیمیان مسیح خود را خدا نمی دانند ؟ بخاطر اینکه از متن عبری چنین نتیجه ای بدست نمی آید.

خیر اینچنین نیست. آیات زیر به نظرم به شما کمک خواهد کرد.

 7   با اینحال ، آن روش و پیمان قدیم که منجر به مرگ و مجازات ابدی می شد، با چنان شکوه و جلالی شروع شد که مردم طاقت نداشتند به صورت نورانی موسی نگاه کنند؛ زیرا وقتی موسی احکام الهی را که بر روی لوحه ای سنگی حک شده بود، از حضور خدا برای مردم آورد، صورت او در اثر جلال خدا می درخشید. اما این درخشش بتدریج محو می شد.

 8   پس اکنون که روح خدا به انسان زندگی حقیقی می بخشد، آیا نباید انتظار جلال بیشتری را داشته باشیم ؟

 9   اگر روشی که باعث محکومیت و هلاکت می شد، با چنان جلال و شکوهی همراه بود، پس طریقی که سبب نجات انسان می گردد، باید جلال و شکوه بیشتری داشته باشد!

 10   در واقع آن جلال دوران گذشته که در صورت موسی می درخشید، در مقایسه با جلال برتر این پیمان جدید، همچون قطره ای است در مقابل اقیانوس !

 11   پس اگر آن روش قدیم که موقتی بود و بتدریج محو و نابود می شد، پر از جلال و شکوه آسمانی بود، این راه جدید خدا برای نجات ما، که همیشگی و جاودانی است ، قطعاً بسیار باشکوهتر خواهد بود.

 12   پس چون می دانیم که این جلال نوین هیچگاه از بین نخواهد رفت ، پیغام انجیل را با نهایت دلیری و اطمینان موعظه می کنیم ؛

 13   و نه همچون موسی ، که نقابی به صورت خود زد تا قوم اسرائیل محو شدن جلال را از صورتش نبینند.

 14   اما نه فقط صورت موسی پوشیده بود، بلکه درک و فهم قوم او نیز زیر نقاب بود؛ و حتی امروز نیز که یهودیان کتاب آسمانی تورات را می خوانند، گویی بر قلب و فکرشان نقابی قرار دارد، و به همین علت نمی توانند به معنی واقعی تورات پی ببرند. این نقاب که مانع فهمیدن است ، فقط با ایمان آوردن به مسیح برداشته می شود.

 15   بلی ، حتی امروز نیز وقتی یهودیان نوشته های موسی را می خوانند، آن را درک نمی کنند، و تصور می کنند که راه نجات ، همانا اطاعت از شریعت موسی است .

 16   اما هرگاه کسی از گناهان خود توبه کند و بسوی خداوند باز گردد، آنگاه آن نقاب از چشمانش برداشته می شود.

 17   خداوند روح حیات بخش است ، و هر جا که روح خداست ، در آنجا آزادی است ،آزادی از تلاش و تقلا برای رسیدن به رستگاری از راه انجام تشریفات مذهبی .

 18   اما ما مسیحیان نقابی بر صورت خود نداریم و همچون آینه ای روشن و شفاف ، جلال خداوند را منعکس می کنیم ؛ و در اثر کاری که خداوند یعنی روح القدس در وجودمان انجام می دهد، با جلالی روزافزون ، بتدریج شبیه او می شویم. ---- 

 ترجمه تفسیری کتاب مقدس - دوم قرنتیان فصل 3

در بررسی عهد جدید متوجه می شویم که وقتی از عهد عتیق نقل قول می کند بارها برای اینکه منظور خود را ثابت کند به تحریف لفظی متوسل می شود مثل همان آدن که بجایش نوشته اند خداوند.  خیر برادر من در ترجمه های دیگر کتاب مقدس از انجیل کلمه سرور ذکر شده. همانطور هم که قبلا گفتم خداوند در ان آیات معنی سرور را هم میدهد و بلعکس.

ترجمه ای که من در اختیار دارم در آیه 14 می گوید : نام او را عمّانوئيل خواهد خواند. یعنی مادرش این اسم را روی بچه می گذارد (اسم اصلی اوست). ولی متی-1 می گوید:او را عِمانوئیل خواهند خواند. یعنی مردم چنین لقبی به او می دهند، که با پیشگویی اشعیا فرق دارد. پیشگویی اشعیا در مورد پسری به اسم عمانوئیل است نه عیسی. 

ببخشید شما متنی را که برایتان ارسال کردم با دقت خواندید؟ دقیقا همین سوال در آن متن طرح شده بود و پاسخ داده شده بود. خواهشمندم دوباره متنی را که برایتان ارسال کردم بخوانید. میدانم که زیاد است اما ممنون میشوم برایش وقت بگذارید و سوالاتی که در آن متن پاسخ داده شده را مطرح نکنید. اگر حوصله خواندن ندارید بگویید بنده نکات مربوط را از همان مقاله کپی میکنم و همینجا میگذارم :|

کلیمیان این آیه را به روسی اینطور ترجمه کرده اند :

برای همین خدا خودش به شما آیتی می دهد. اینک این زن جوان باردار می شود و پسری می زاید و او را به اسم عمانوئیل می نامد.

http://istok.ru/Tanah/tanach/neviim/ieshaiya/ieshaiya_3622.html

 پیش‌ از آنكه‌ پسر ترک‌ نمودن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند، زمين دو پادشاهی که‌ شما از آنان‌ می‌ترسيد، متروک‌ خواهد شد.

این یک بشارت است و باید در آینده ی نزدیکی اتفاق بیفتد یعنی پیش از اینکه پسر به 10-12 سال برسد، دشمنان نابود می شوند. تولد عیسی که خیلی بعد از دوران اشعیا بوده چطور می تواند نشانه ی نابودی دشمنان اشعیا باشد ؟ پسر باید در زمان پیشگویی متولد شود تا درک بدی و خوبی توسط وی در آینده ی نزدیک واقع شود. معلوم می شود که این متن ربطی به حضرت عیسی ندارد.  اتفاقا پاسخ همین سوال را نیز در همان متن داده بودم واقعا نمیدانم چرا آن را نخواندید

اگر واقعا حوصله ی خواندنش را ندارید بگویید تا پاسخ سوالاتتان را کپی کنم همینجا. ولی خواهشمندم یکبار با دقت هر چه تمام تر آن متن را بخوانید.

-------------------------------------

«پیشگویی اشعیاء نبی».........یکی از بخشهای مشهورِ کتاب‌ِمقدس، نوبتِ اشعیای نبی در فرازِ ۷ : ۱۴ کتابش می‌باشد........واژه‌ای که در فرازِ ۱۱، «نشانه» ترجمه شده است در متن اصلی owt' تلفظ می‌شود..................واژه‌ای که در فراز اشعیا ۷ : ۱۴، "باکره" ترجمه شده بحث‌برانگیزترین بخش این پیشگویی عجیب می‌باشد.................می‌بینیم که علاوه بر ذکر شدن bªtuwlaah برای اشاره به باکره بودن ربکا، این توضیح هم به آن افزوده شده که «مردی‌ او را نشناخته‌ بود.» این در حالی است که اگر این واژه منحصرا و مستقیما به معنای "زن جوان باکره" می‌بود، دیگر چه نیازی به چنین توضیحی بود........................همچنین، یک نکته مهمی که پیرامون واژه‌ی almaah` می‌توان متذکر شد، آن است که این واژه در کتیبه‌ای باستانی (۱۴۰۰ ق.م.) که به زبان ِ Ugaritic (زبانی سامی و هم‌ریشه با عبری) نوشته شده نیز یافت شده است...............................البته، به نظر می‌آید که متی فرازِ اشعیا ۷ : ۱۴ را در انزوا ندیده است، بلکه آن را در متن بزرگترش، فصل‌های ۷ تا ۱۱ که از بخش‌های کلیدی نبوت‌های کتاب‌ِمقدس هستند، در نظر گرفته است............

واضح است که این "خوانده شدن"ها و "نامیده شدن"ها بیانگر نام اصلی و شخصی نیستند، بلکه بیانگر عنوان، توصیف و لقبی که به دلیل جایگاه و شرایطِ موصوف، به آن اطلاق می‌شوند یا خواهند شد.....................مفسران یهودی ظاهرا اصرار دارند تا نشان دهند که این عمانوئیل موعود صرفا یکی از فرزندان آحاز پادشاه یا اشعیای نبی بود. ............اینکه آمده «زمینت را، ای عمانوئیل» در وحله‌ی اول، اشاره به این مهم دارد که عمّانوئيل باید در سرزمین یهودا متولد شود،.........چنین توصیفاتی، جز با مسیح، با هیچ شخص دیگری نمیتواند مطابقت داشته باشد. ...................... این نوبت بخشی است از نبوت‌های مسیحایی که تحقق نهایی و همه‌جانبه‌اش با میلادِ ماوراءطبیعی عیسی به انجام رسیده است.

-------------------------------------(مطالب تکراری از نامه ی قبل)

از سایر موارد تحریف لفظی می توان به ترجمه ی کلمه ی عربه که اسم خاص است اشاره کرد که مسیحیان صحرا ترجمه می کنند تا موضوع را به طرف عیسی منحرف کنند زیرا

 مشخص است که حضرت عیسی ربطی به عربه در اردن نداشت (اشعیا40 آیه 3

متوجه سوال شما نمیشوم. خواهشمندم توضیح دهید اصلا هیچ چیز از این عربه و حرف هایی که گفتید سر در نیاوردم !

همچنین در متی باب 11 نوشته : راهت را پیش پایت، در حالی که در ملاکی 3 آیه 1 نوشته : طریق را پیش روی من. هدف انجیل نویس این بوده که موضوع را به عیسی و یحیی ربط دهد. بنابراین می بینید که برای فهم درست پیشگویی های عهد عتیق باید خیلی دقت کرد و از ترجمه ی معتبر یا از متن اصلی استفاده کرد. ترجمه ها و نقل قول های مغرضانه ی مسیحیان شما را گمراه کرده. به این ترجمه ها و تفسیرهایی که با زحمت زیاد می خواهند هر چیزی را به حضرت عیسی ربط دهند اعتماد نکنید. 

خداوند در ملاکی 3 آیه 1 میفرماید اینك‌ من

 رسول‌ خود را خواهم‌ فرستاد

 (یحیی تعمید دهنده) و او طریق‌ را پیش‌ روی‌ من‌ مهیا خواهد ساخت‌

خود خداوند در این آیه میفرماید رسولش راه پیش رویش را هموار میسازد.

در متی 11 آیه 10 :‌ اینک من‌ رسول‌ خود را پیش‌ روی‌ تو می‌فرستم‌ تا راه‌ تو را پیش‌ روی‌ تو مهیا سازد.

در اینجا عیسی نقل قولی از ملاکی ۳: ۱ را می‌آورد

اما چون عیسی در این آیه درباره شخص خودش صحبت میکند میگوید راه تو را پیش روی تو مهیا میسازد.

واقعا برای بنده جای تعجب است که شما با اینکارها میخواهید ثابت کنید نبوت های عهد عتیق به عیسی مسیح ربطی ندارد ! همچنین لازم به ذکر است گویا در مورد پیشگویی ارمیای نبی پاسخی نداشتید که از آن صحبتی نکردید ! هرچند جای تاسف است که تمام سوالاتی هم که از پیشگویی های دیگری که مطرح کردید در همان متن هایی که برایتان ارسال کردم پاسخش بود و شما متاسفانه نخواندید.

در ضمن با وعده ی پیروزی در زمان بازگشت حضرت عیسی نمی شود چیزی را ثابت کرد. آنچه ما از ایشان دیدیم، پیروزی و قدرت نبود. 

عجب ! برادر عزیز شما یک سوال از کتاب مقدس پرسیدی من پاسخش را از کتاب مقدس به شما دادم. حال اینکه شما دوست دارید مخالفت کنید بحث دیگریست ولی خب کتاب مقدس میگوید مسیح دشمنانش را پای انداز میکند. در بخش دیگرش میگوید مسیح اینکار را در آخرت میکند ! منتطر این اتفاق هم باشید!

موفق باشید  همچنین برادر عزیز. در دستان خداوند باشید

 

سلام عرض می کنم و از پاسخ شما متشکرم.

خیلی متاسف شدم از اینکه فکر می کنید من جواب شما را نمی خوانم. اصلا اینطور نیست. حتی این بار که مطالب تکراری فرستادید، من دوباره همه اش را خواندم. ولی در این مطالب مفصل شما جواب قانع کننده ای نمی بینم. شما می گویید : همانطور که میدانید سرور هم معنی خداوند رو میده. ولی سرور و خدا زمین تا آسمان فرق دارند. در این مورد بیش از این حرف نمی زنم. باز گفته اید : در هیچ کجای کتاب مقدس نمیبینیم شخص دیگری جز عیسی مسیح بر دست راست پدر نشسته باشد. ما در مورد عیسی مسیح هم چنین چیزی را ندیده ایم. از خیال بافی دست بردارید. ترجمه ی کلیمی :

انبیا – میکاه - باب 5 ( آیه 1 در ترجمه ی کلیمی و آیه 2 درترجمه ی مسیحی)

" و تو ای بیت لحم افراته که در خانواده های یهودا کوچکترین هستی، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و منشاء او از دوران باستان و ازایام قدیم است." آیا این ازلی بودن را بیان می کند ؟

هر جا که روح خداست ، در آنجا آزادی است ،آزادی از تلاش و تقلا برای رسیدن به رستگاری از راه انجام تشریفات مذهبی . دوم قرنتیان فصل 3

این گفته ی پولس در تضاد با تعلیمات مسیح است که می گوید : "نه هر‌که مرا ”خداوندا، خداوندا“ خطاب کند به پادشاهی آسمان راه یابد، بلکه تنها آن که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است، به‌جا آوَرَد." (متا 7:21) این آیه اصول مسیحیت را نقض می کند، اگر ما آنرا خوب بفهمیم. عیسی بما تعلیم می دهد که فقط عمل ما طبق اراده ی خدا ، ما را نجات می دهد.

من با کمال میل توضیحات شما را خواندم و سوال تکراری هم مطرح نکرده ام. شما به تفاوت فعل مفرد با فعل جمع توجه کردید ؟ این تفاوت چه تاثیری بر تفسیر می گذارد ؟ فاعل فعل مفرد (خواهد خواند) کیست ؟ مادر فاعل است که اسم بچه اش را عمانوئیل می گذارد، نه اینکه مردم به او چنین لقبی بدهند. شما در نامه ی قبلی چه جوابی به این مساله دادید ؟ شاید اصلا متوجه سوال نشده اید. شما نوشته اید : بیانگر عنوان، توصیف و لقبی که به دلیل جایگاه و شرایطِ موصوف، به آن اطلاق می‌شوند، ولی مادر بچه به پسرش لقب و توصیف نمی دهد، بلکه اسم واقعی بچه را تعیین می کند (که عیسی نیست). امیدوارم این بار روشن باشد. بازهم نوشته اید : این فراز به آن معناست که این پسر وقتی دوران جنینی‌اش را پشتِ سر گذاشت، یا وقتی به سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی رسید، غذایش شیرِ بسته‌شده و عسل خواهد بود. گویا شما مساله ی اصلی را ندیده اید یا ندیده می گیرید. مساله ی اصلی شیر و عسل نیست، این است : زمين دو پادشاهی که‌ شما از آنان‌ می‌ترسيد، متروک‌ خواهد شد. تولد عیسی که خیلی پس از اشعیا می زیست، چطور می تواند نشانه نابودی دشمنان باشد ؟ مردم زمان اشعیا اصلا عیسی را ندیدند. قبول می کنم که : نبوتها و وعده‌هایی که به خاندان داوود اختصاص می‌یابند، بازه‌ی زمانی ماورای عصر خود را نیز شامل می‌شدند. اما این مشکل را حل نمی کند. نشانه ی نابودی دشمنان باید در همان زمان باشد نه قرن ها بعد. توضیح در مورد علمه را تکرار کردید، در حالی که بنده مختصر و مفید نظرم را عرض کرده بودم : در مورد کلمه ی علمه (آلما) چیزی نمی گویم چون صاحب نظر نیستم. بنده و شما نمی توانیم در مورد این مساله ی تخصصی قضاوت کنیم. از عبارت : طول‌ و عرض‌ زمینت‌ را - ای‌ عمّانوئيل -‌ خواهد پوشانید، شما فهمیدید که صحبت از عیسی است ؟؟!!

من جستجو کردم و در سایت های روسی دو ترجمه مختلف کلیمی برای آیه 6 اشعیا 9 پیدا کردم.

1-      مشاور عجیب، خدای قدیر و پدر ابدیت  او را به این اسم نامید : سرور سلامتی(صلح).

2-      او به اسم "شایسته حیرت، مشاور (حکیم)، خدایی، پدر ابدی (برای قوم) و سلطان صلح جو"  نا میده شد.

همینطور که می بینید این ترجمه ها اصلا خدا بودن کسی را ثابت نمی کند. اشعیا باب 40 آیه 3 

"صدای ندا کننده ای در بیابان : راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید."

این آیه را باید چنین خواند (آنطور که کلیمیان ترجمه کرده اند) :

" صدایی ندا می کند :  در بیابان راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در عربه راست نمایید."

همانطور که می دانید حضرت یحیی گفته که من آن صدا هستم. اما آیا می شود راه عیسی را در عربه (اردن) هموار کرد ؟ عیسی هیچوقت در اردن زندگی نمی کرد. پس این پیشگویی هم ربطی به عیسی مسیح نداشته و مسیحیان با تحربف لفظی سعی کرده اند آن را به ایشان بچسبانند.

فرمودید : اما چون عیسی در این آیه درباره شخص خودش صحبت میکند میگوید راه تو را پیش روی تو مهیا میسازد. منظورتان این است که دست بردن توی عبارات اشکالی ندارد ؟! اگر شما با تحریف و عوامفریبی و خیانت در امانت مشکلی ندارید، بنده دیگر عرضی ندارم. هر جور راحتید. اما ملاکی 3 آیه 1 در مورد دو نفر (یحیی و عیسی) صحبت نمی کند.

در مورد ارمیا صحبت نکردم . علتش خلاصه گویی بود، نه اینکه دلیل شما خیلی قوی باشد.

خداوند مي‌گويد: «اينك‌ ايّامي‌ مي‌آيد كه‌ شاخه‌اي‌ عا دل‌ براي‌ داود برپا مي‌كنم‌ و پادشاهي‌ سلطنت‌ نموده‌، به‌ فطانت‌ رفتار خواهد كرد و انصاف‌ و عدالت‌ را در زمين‌ مُجرا خواهد داشت‌. 6 در ايّام‌ وي‌ يهودا نجات‌ خواهد يافت‌ و اسرائيل‌ با امنّيت‌ ساكن‌ خواهد شد و اسمي‌ كه‌ به‌ آن‌ ناميده‌ مي‌شود اين‌ است‌: يهوه‌ صدقينو (يهوه‌ عدالت‌ ما). (ارمیا باب 23 آیه ی 6)

آیا عیسی سلطنت کرد ؟ در دوران عیسی قوم اسرائیل امنیت داشت ؟ عیسی عدالت را در زمین اجرا کرد ؟ از اسم کسی می توان نتیجه گرفت که او خداست ؟ سهل انگاری و خوش خیالی هم حدی دارد. شما هرجا در عهد عتیق کلمه ی خدا یا کلمه ی پسر می بینید، اتوماتیک وار فرض می کنید که صحبت از عیسی مسیح است. در حالی که به نظر بنده اکثر موارد مورد نظر هیچ ربطی به عیسی ندارند، هیچکدام از مشخصات واقعی و عینی عیسی ذکر نشده و مسیحیان با توجیهات ضعیف سعی می کنند از آنها به نفع خود استفاده کنند. البته راستش را بخواهید، بنده هم حدس می زنم که این پیشگویی ارمیا مربوط به حضرت عیسی در آخرالزمان باشد، ولی فعلا شما نمی توانید با این جمله چیزی را ثابت کنید. نه من می توانم ثابت کنم که ترجمه های کلیمیان درست است و نه شما می توانید درستی ترجمه ی مسیحی را ثابت کنید. بطور کلی عرض بنده این است که این ترجمه هایی که شما به آنها استناد می کنید، مشکوک و مورد اختلاف هستند. آدم عاقل نباید دین و ایمانش و آخرتش را بر مبنای چنین ترجمه های مشکوکی بنا کند. باید سعی کنیم حتی المقدور به متن اصلی نزدیک شویم، نه اینکه هر ترجمه ای جلوی ما گذاشتند قبول کنیم. من اصراری ندارم که از شما تایید بگیرم. فقط امیدوارم متوجه منظور من و اهمیت مساله ی ترجمه شده باشید. موفق باشید و التماس دعا.

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی – 9
برچسب ها : عیسی ,ترجمه ,مسیح ,خداوند ,مورد ,بنده ,کتاب مقدس ,عیسی مسیح ,حضرت عیسی ,پیش‌ روی‌ ,نابودی دشمنان ,صحبت میکند میگوید ,بیانگر عنوان، توصیف ,می‌تر

بحث با هموطن مسیحی - 6

:: بحث با هموطن مسیحی - 6

There were 666 members to the family of Adonikam who were back to the city of Jerusalem.
Israelites were given the gift of freedom. Liberty is a good sign.
Three times mentioned above gives us the good sign and a gift.
The number 666 mentioned in the book of Revelation 13:18 is a part of a satanic scheme 
to hypnotise the minds of Christians. It is intended to cast fear and evil
The reason is to create the negative prejudice in the minds of the people 
when they witness the number 666, the truth.
The truth is that This Quran is the 666 , The Book from The Lord of the Universe.
The number 666 was mentioned as a gift in 3 times and it connects to the Year.... ; 666 x 3 = 1998
In the Quran, sura 19 has 98 verses ; 1998
1998 
is the year that the 666 with its warning is delivered to the Turkish society.
The cover of the Artý Haber Magazine dated 17.1.1998in English : " There are no Satanic verses in this Quran."
The Satanic verses, 9:128-129, are out of the Quran by the Miracle of 19.
Therefore , there are no satanic verses in this Quran and This Quran is 666.
85:21-22 ; 
In fact, it is a glorious Quran, in a preserved Master Tablet.
Gematrical value of these two verses are 452 and 1168 respectively.
85 + 21 + 452 + 22 + 1168 = 1748 (19
x92)
92 
is the G.Value of Muhammed, through whom the Quran was revealed.
In this system, the Digital total is 47 which directs to Sura Muhammed.
666 + 85 + 21,452 + 22,1168 = 243371 (19
x12809
GOD is protecting the Quran, 666 , (15:9) with the number 19 (74:30).
Between 15:9 and 74:30, there are 3742Qaf letters in the Quran, 666.
666 + 3742 = 4408 (19
x232)
44:8 
points the fact of "Lailaheillahu", "There is no other god beside Him." 
When adding the numbers up to the number 36, the result will be 666.
Sura 36 (YaSin) is the 19 th sura among 29 suras that are prefixed with Quranic initials.
Among these suras, YaSin (36) is the only one that when we place the sura number (36) 
and the verse number (1) in which the initials are mentioned side by side, it is a multiple of 19.
361 (19
x19)
36 + 1 = 37 
and the number 37 is 19 th odd noSum of odd numbers till 37 is 361 (19x19).
If we add the Quran, 666 ;
666 + 36 + 1 = 703 (19
x37)
The title of Sura 74 in the Quran isHidden Secret’.
The first verse in this Sura says, "O you hidden secret.". 
From this verse, 74:1, inclusive, to the end of the Quran, there are 741 verses (19x39).
Therefore, 74:1 is addressing the secret of the Quran, the Code 19 and the Quran is 666.
666 + 74 + 1 = 741 (19
x39)
The total digits of the numbers above are ; 6 + 6 + 6 + 7 + 4 + 130
30 
is the verse number of this Sura (74:30) that mentions the number 19
GOD swears that this is one of the great miracles ; 74:32,33,34,35
666 + 74 + 32 + 33 + 34 + 35 = 874 (19
x46)
Gematrical value of these verses are 428, 985, 1180, 363 respectively.
Number of letters of these verses are 9, 11, 13, 14 respectively.
74 + 32 + 428 + 9 + 33 + 985 + 11 + 34 + 1180 + 13 + 35 + 363 + 14 = 3211 (19
x169)
3211 
is the Gv of 7:62 where The Quran, 666 and its proof, 19 has been mentioned numerically.
In this verse, the total verse no where the word of GOD placed is 666 19.
666 + 74 + 32 + 428 + 33 + 985 + 34 + 1180 + 35 + 363 = 3830 (383
x10)
383 
is Gv of 'el kuran', The Quran.
The Quran, 666 , is a gift from GOD and it is under His Protection (15:9).
The number 15 is 8 th composite no and number 9 is 4 th composite no : 8 & 4
Also, 15+14+13+12+11+10+9 = 84
There are 84 times the number 19 in the Quran ; 82 times as verse no, 1 time as sura no and 74:30
666 15 9 (19
x35061)
In the Quran, 666 , the First verse isIn the Name of GOD, Most Gracious, Most Merciful
This important statement, Basmalah consists of 19 Arabic letters. The G.value of this verse is 786.
666 786 (19
x35094)
In the Qaf table, there is 786 th word of GOD at 786 th verse, in the Quran.
50:1 
points out the letter Qaf which is the first letter of the Quran.
666 + 50 + 1 = 717 ; 7 
th prime number is 17
Let's look at the first 7 prime numbers : 2,3,5,7,11,13,17
Let's take its Pairs : 2x2, 3x3, 5x5, 7x7, 11x11, 13x13, 17x17
Now, lets sum of Pairs of the first 7 prime numbers :
2
x2 + 3x3 + 5x5 + 7x7 + 11x11 + 13x13 + 17x17 =
4 + 9 + 25 + 49 + 121 + 169 + 289 =
666
The Quran, 666 was revealed to Muhammed, 92 in the year 610.
666 + 92 + 610 = 1368 (684
x2) (19x72
684 
is Gv of "el kuran el kerim", the Honorable Quran.
The Quran was revealed through Muhammad (92) in the 27 th night of the month of Ramadan (9).
97:1 ; 
We revealed it in the night of Destiny
97:1 
has 5 words and 20 letters. Gv of 97:1 is 695.
97 + 1 + 5 + 20 = 123
666 + 97 1 + 5 + 695 = 2337 (19
x123)
The number 123 is 92 nd composite no.
32:2 ; 
The Book is, without a doubt, a revelation from the Lord of the Universe.
The Book is This Quran , 666.
666 + 322 = 988 (19
x52)
The title of Sura 98 in the Quran is the Proofand it has 8verses.
Gv of sura 98 is 28108.
666 + 98 + 8 + 28108 = 28880 (19
x19x8x10)
In the Quran, 666 , there is a mention of the gift in 27:35 ; "I am sending a gift to them………"
666 + 2735 = 3401 (19
x179)
27:35 
has 39 letters and 8 words.
666 + 27 + 35 + 39 + 8 = 775
775 
is Gv of el Muddessir (sura 74), The Hidden Secret.
74:4 ; 
Purify your garment.
744 
is pointing at the Purified Quran : The Quran without the two false verses ; 9:128-129
The Satanic verses are out of The Quran, 666.
666+74+4 + 9128129 = 9128873 (19
x480467)
Sura 111 has 6 verses ; 111 x 6 = 666 , The Quran.
Sura 111 has 100 letters and the Gv of letter Qaf is 100.
Sura 6 verse 111 is 666 th verse in the Qaf table.
The number 666 is written mathematically as : 6 x 100 , 6 x 10 , 6 x 1
Adding the factors gives the result of the number 111 (100+10+1).
We say "Allahuekber" 111 times in daily contact prayers.
Adding all the factors gives the result of 18 (6+6+6) and 111 (100+10+1).
Sura 18 has 111 verses and 18 x 111 = 1998 (666x3) ; The Year that The Message "This Quran" is delivered.
In sura 111, there are 3 times 6 which is the letter vav : 36
The total numbers up to 36 is 666 and it points Triple (3) 6 which gives 6+6+6 = 18
In sura 111, 6 th letter is the letter Lam, 30 ; 6 + 30 =36
In sura 111, there is only one verse which has 6 words ; it is 111:3.
111:3 
has made of 6 words and 19 letters.
111 + 3 = 114 
and 6x19 = 114 ; The Quran that is made of 114 suras.
بله این هم از عدد 666 که در کتاب مقدس 600 سال قبل محمد در مکاشفه 13: 18 مینویسد :
"این محتاج حکمت است و هر صاحب خردی می تواند عدد نام آن حیوان را که ششصد و شصت و شش است حساب کند. چون این عدد به نام مردی دلالت دارد."
در باب 13 کتاب مکاشفه آیات 11 تا 18 میخوانیم که وحشی از زمین ، از طرف شیطان خواهد آمد که علامت وی نیز ، عدد معروف 666 میباشد.

در قران این وحش از طرف الله است برای یاد دادن قران:
قرآن ، سوره ی نمل ، آیه ی 84 کار ما را آسان کرده و میگوید:
"و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (و می‌گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند."
توجه کنید وحش در کتاب مکاشفه معنی متفاوتی نسبت به معنی لغوی آن دارد!
یکی از اعدادی که در قران اعجاز دارد
۱۹ است. حال سوال پیش می اید که چرا ۱۹؟ اصلا ۱۹ چیست چه ربطی داره؟؟؟ ۱۹ در خود قران عدد جهنم یا فرشتگان جهنم و عذاب است. در سوره مدثر ایه ۳۰ میخوانیم:
[و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است 30
پس
۱۹ عدد مقدسی است اما برای شیطان. دقیقا میخوانیم در سوره حجر ایه ۹:
بى‏ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‏ايم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود 9
۱۹ نگهبان جهنم فرشتگان عذاب است نگهبان قران عدد ۱۹ است که قران رو منظم ساخته و میشود همان شیطان. حال ۱۹ فرشته عذاب نگهبان چی هستند؟ نگهبان جهنم در سوره حجر شیطان نگهبان چی است؟ نگهبان قران است . در نتیجه قران = جهنم و ۱۹ فرشته عذاب = نگهبان قران.

البته برادر عزیزم قصد من به هیچوجه توهین به قرآن و اعتقادات شما نیست. اما به نظرم اگر قراره قبول کنید قرآن با این اعداد دارای معجزه عددی است این را هم باید قبول کنید! باز هم از شما عذر خواهی میکنم 

ضمنا ده ها موارد دیگه برای رد این معجزات در قرآن دارم! , باز هم ده ها موارد دیگر از اون معجزات تورات و انجیل دارم! اگر اینها برایتان کافی نیست حتما در آینده براتون میفرستم | به هر حال نتیجه گیری با خودتون برادر!

در پناه مسیح خداوند 

17.12.92

 

سلام دوست عزیز

امیدوارم حالتان بهتر شده باشد. از این جواب مفصلی که نوشتید خیلی متشکرم. جدا مطالب جالبی بود. البته قضاوت در مورد بعضی از این مطالب مستلزم بررسی دقیق است که آن هم مستلزم آشنایی با زبان اصلی است که من (و احتمالا شما) تخصص لازم را نداریم. ولی تا جایی که مقدور است سعی می کنم نظرم را بگویم.

اولین نکته ای که به نظرم رسید این است که نظم باید در اعضای یک مجموعه ایجاد شود، یعنی عواملی که به نظر ما منظم شده اند باید با هم یک نوع رابطه داشته باشند و یک مجموعه را تشکیل دهند. مساله ی دیگر این است که ما باید تمام اعضای آن مجموعه را بدرستی تشخیص دهیم تا بتوانیم قضاوت کنیم مجموعه منظم هست یا نه. وقتی می گویید مجموعه لغات مربوط به آفرینش آدم و حوا، اعضای این مجموعه چگونه مشخص می شوند ؟ شاید شما فکر کنید که لغات این مجموعه 26 عدد است ، ولی یک نفر دیگر که متن را می خواند بگوید لغات این مجموعه شامل سطر بعدی هم می شود و مثلا تعدادش 37 عدد است. این جای بحث دارد و ممکن است حق با آن شخص باشد. معیار روشنی برای تشخیص کلمات عضو مجموعه دارید ؟ تمامی گفتارهای خدایی در پیدایش چطور شمرده می شود ؟ در مورد آدم و حوا چرا مصدر شدن را در نظر گرفتید و مثلا مصدر بودن را حساب نکردید ؟ در هر کتابی می شود یک مصدر پیدا کرد که 26 بار تکرار شده باشد. لابد در قرآن هم هست. سن یوسف نجار، کلمات محبوب، بخشنده، تعمید و فرمان، عدد 26 و اعداد انجیل لوقا چه ربطی به هم دارند یعنی چه مجموعه ای را تشکیل می دهند ؟ مطالبی مثل اسم ابراهیم و سایر انبیا و سن آنها یا شجره نامه ی آنها ربطی به کتاب و دین شما ندارد. انبیا چه مسلمان باشند چه مسیحی و چه کلیمی، خدا این ویژگی ها را در اسم و عمر آنها گذاشته . حتی اگر کتاب مقدس نوشته نشده بود هم عدد اسم ابراهیم 41 بود، پس این نمی تواند اعجاز کتاب شما باشد. حداکثر می توانید افتخار کنید که کتاب شما اسم و عمر انبیا را درست نقل کرده. دستش درد نکند. در عوض کلی بد و بیراه به آنها گفته. اینرا چکار می کنید ؟

پرکاربرد بودن اعدادی مثل 7 به معنی نظم نیست و هر نظمی هم معجزه نیست. شاید نویسندگان قدیمی دوست داشتند از بعضی اعداد (اعداد مقدس) زیاد استفاده کنند. ما هم اگر بخواهیم می توانیم برنامه ی روزانه یا هفتگی خود را بر مبنای عدد 7 تنظیم کنیم. در هر کتابی ممکن است ما چند فصل یا پاراگراف پیدا کنیم که لغاتش 17 یا 26 یا مضربی از آنها باشد. بالاخره در یک کتاب 100 صفحه ای یکی دو پاراگراف با چنین مشخصاتی پیدا می شود.

بین خوراندن جمعیت، خمیرمایه، قحط و نان کفاف می شود رابطه ای تصور کرد ، ولی با روح القدس ارتباطی ندارد. 7 دسته از مردم، 7 میوه و 7 وای بر شما را براحتی می شود شباهت های تصادفی حساب کرد.

در قرآن بعنوان مثال، کلمات دنیا و آخرت به تعداد مساوی بکار رفته (خودم شمرده ام). این با تعالیم اسلام هم جور در می آید. اسلام دینی است که می گوید انسان باید به امور دنیوی و امور اخروی یکسان توجه داشته باشد. مثلا پیامبر (ص) می گوید : طوری برای آخرت خود کار کن که گویا فردا می میری و طوری برای دنیا کار کن که انگار تا ابد زنده ای. گویا می خواهد تعادلی بین امور دنیوی و اخروی برقرار کند. تساوی دنیا و آخرت در قرآن تاکیدی بر همین تعادل است. می خواهم نتیجه بگیرم که نظم باید یک حکمت و پیام داشته باشد. باید واقعا رابطه ای بین دنیا و آخرت باشد تا قرآن آن رابطه را با نظم عددی بیان کند. کلمه ی شهر به معنی ماه در قرآن 12 بار بکار رفته. در واقعیت هرسال 12 ماه دارد. این رابطه ی واقعی در قرآن منعکس شده. نظم باید بر اساس یک رابطه ی واقعی باشد. اگر من کتابی بنویسم که در آن تعداد سیخ و میخ مضربی از 19 باشد، این نظم نیست.

در مورد جمله ای که از اسامی ساخته اید وارد بحث ترجمه و دستور زبان نمی شوم ، ولی اگر روز قیامت کسی بگوید من بخاطر این جمله فهمیدم تجسم خدا حق است، خدا می گوید مرد حسابی ، از کی تا بحال عقاید را از اسم مردم می گیرند ؟ با اسامی مردم دیگر (انبیا و مردم عادی) جملات دیگری هم می شود ساخت. قرار است شما به این جملات ایمان بیاورید ؟! اسامی افرادی که پیغمبر هم نبوده اند چه ارزش و اعتباری دارد ؟

بهرحال شما خیلی لطف کردید که این اطلاعات را به من دادید و من خیلی متشکرم.

در مورد قرآن اظهار نظر شما نشان می دهد که شما متاسفانه هنوز معنی اعجاز عددی را نمی دانید. اینکه می گویید رمزگذاری در قدیم رایج بوده قابل قبول است، ولی شما به یک نکته ی اساسی توجه نکرده اید. قرآن کتابی است که طی 23 سال به تدریج کامل شده، با توجه به حوادث روز آیات جدیدی به آن اضافه می شد. یک روز پیغمبر جنگ می کرد، یک روز با خانمش اختلاف داشت، یک روز کلیمیان معما طرح می کردند و روز دیگر منافقین حرف مفت می زدند.

تصور کنید که شما از امروز شروع کنید به نوشتن دفتر خاطرات و تا پایان عمر خود آنرا ادامه دهید. بعد از 120 سال شما فرم نهایی این کتاب چطور می شود ؟ می توانید تضمین کنید که مطالب آن قابل تقسیم به 19 بخش باشد و کلمات هر بخش مضربی از 19 باشد و روابط خاصی بین این اعداد برقرار باشد ؟ هیچکس نمی تواند ، چون ما نمی دانیم چه حوادثی پیش می آید ؟ چقدر باید در مورد هر حادثه توضیح داد ؟ اصلا چند سال شما زندگی خواهید کرد و دفتر خاطرات شما به چند بخش می رسد ؟ اگر پیامبر روز اول بعثت کتابش را آورده بود و می گفت کتابم منظم است ، قدرش را بدانید. ما فکر می کردیم که این آقا 40 سال وقت داشته که در مورد ساختار منظم کتابش فکر کند و تصمیم بگیرد که قرآن باید چند سوره و چند آیه داشته باشد. من هم می توانم کتابی در مورد گورخر بنویسم که 19 بخش داشته باشد و کلمات هر بخش مضرب 19 باشد. شما هم تایید خواهید کرد که کتابم منظم است، ولی معجزه نیست. لذا گفتم پرکاربرد بودن 7 نظم نیست و هر نظمی معجزه نیست. نظمی معجزه است که خارج از محدوده ی توان ذهن بشر باشد. نوسترآداموس سر فرصت اشعارش را کامل می کرد و رمز های دلخواه را در آنها جا می داد. وقتی کارش کامل می شد، می گفت این شعر من است و پیام مرا از درون آن باید کشف کنید. رمز گذاری که معجزه نیست. در مورد این رمزهایی که ادعا می کنند از کتاب مقدس در آورده اند هم خیلی مطمئن نباشید. بعضی اوقات ممکن است هر چه که دوست دارند به اسم تفسیر و کشف رمز به مردم عامی تحویل دهند مثلا می گویند بطور رمزی در مورد اوباما پیشگویی شده. نظیر این را در کشور خودمان هم دیده ایم که بعضی سعی می کنند پیشگویی های آخرالزمان را به خودشان ربط دهند.

اگر نظم قرآن کار پیغمبر بود، به مردم می گفت که کتاب من چنین امتیازی دارد. ولی چون خودش زحمتی نکشیده، صبر می کند تا مردم قرن ها بعد آن را کشف کنند. در آن جدولی که برای شما فرستادم، سه عامل نقش دارند : تعداد سوره ها، تعداد آیات هر سوره و جای هر سوره. اگر مثلا سوره ی آخر و ماقبل آخر جابجا شوند، نظم بهم می ریزد. اگر یک آیه ی طولانی را دو بخش کنیم یا دو آیه ی کوتاه را وصل کنیم و آیه ی بلند درست کنیم، نظم بهم می خورد. این نه تنها اعجاز عددی است ، بلکه سالم ماندن قرآن را هم ثابت می کند. تنها خدا می توانست شکل نهایی قرآن را ببیند و تشخیص دهد چه آیاتی در چه سوره هایی باید قرار گیرد تا مجموعه ی منظم نهایی تشکیل شود.

در مورد بخش انگلیسی مطالب شما فعلا حرفی نمی زنم. انگلیسیم خوب نیست. بعدا ترجمه اش می کنم و نظر می دهم. اگر ترجمه اش را بفرستید کار مرا راحت کرده اید. جنبنده ای از زمین (نمل 84) و وحش از زمین (مکاشفه باب 13) به نظر بنده فقط شباهت ظاهری دارند و از لحاظ مفهوم هیچ ربطی به هم ندارند. شاید من منظور شما را نفهمیده باشم. عدد 19 اتفاقا عدد خیلی مناسبی است و خود رشاد خلیفه کاشف نظم عددی قرآن، توضیح داده که 19 از اعداد اول است و 1 و 9 به معنی اول و آخر هستند که از اسامی خداست. جهنم بر خلاف تصور شما، متعلق به شیطان نیست. ملائکه ی جهنم در خدمت خدا هستند. جهنم و بهشت وسیله ی اجرای عدالت الهی هستند. دو روی یک سکه اند. اینکه شما 19 را به جهنم و جهنم را به شیطان ربط می دهید اشتباه است. عدد 19 در اسلام هیچ ربطی به شیطان ندارد. احتمالا در کتب انبیای قبلی هم 19 مطرح شده بود.

اگر بازهم از اینگونه اطلاعات بفرستید ممنون می شوم. من هم کتاب رشاد خلیفه را برای شما می فرستم. امیدوارم مطالعه کنید و با آن نظم های ادعایی در کتاب مقدس مقایسه نمایید. التماس دعا.

 

با سلام خدمت جناب کوروش ایرانی

بنده امروز کتابی به صورت دیجیتال بدست من رسید که نوشته ی عباس یزدانی هست و در قسمتی از اون به نقد و بررسی ادعاهای معجزات ریاضی در قرآن میپردازه.

این هم لینکش http://quran.al-shia.org/fa/id/16/item/ejaz_quran/fehrest.htm

این هم یه وبلاگ که در اون یک شخص مسلمون به بررسی این معجزات میپردازه و اونها رو نقد میکنه و معتقده قرآن کتاب بازی با اعداد و این مسائل پوچ نیست و ضمنا تمامی ادعای های رشاد خیلفه در این وبلاگ نقد شده و در مورد برخی اعداد صحبت کرده و همینطور در مورد شیطانی بودن عدد 19 هر چند خود نویسنده وبلاگ به نظم 19 در قرآن معتقد نیست و اونو توهین به قرآن میدونه پیشنهاد میکنم این وبلاگ رو حتما بخونید

http://mojezehafez.blogfa.com/posts

باقی مطالبی که در ایمیل امروز فرستادید رو به امید خدا در اسرع وقت پاسخ خواهم داد

 

سلام دوست عزیز

امیدوارم حالتان خوب باشد. مطالبی که معرفی کرده بودید ، بررسی کردم و خیلی متشکرم. جالب بود. با اجازه می خواستم نظرم را بگویم. به نظر من افرادی مثل آقای عباس یزدانی که با نظم عددی مخالفت می کنند، در واقع نگران عواقب این مساله هستند و از نتیجه گیری های غلط (مثل ادعای رسالت رشاد خلیفه) می ترسند. دلایل آنها در رد نظم عددی خیلی هم جدی نیست. ما قبول داریم که قرآن حکمت و نور است، ولی این مغایرتی با نظم عددی ندارد. لازم نیست کتاب خدا همه ی کمالات را داشته باشد، ولی قرآن تحدی کرده، پس ممکن است یکی از جنبه های اعجاز قرآن نظم آن باشد. از طرفی اگر رشاد در بعضی موارد اشتباه کرده باشد، دلیل نمی شود که تمام مطالبش را رد کنیم. نکاتی که در مورد رویه ی واحد شمارش یا توجیهات و تکلفات فراوان گفته شده، تا حدی درست است، ولی نباید با ایرادهای بنی اسرائیلی نظم های واقعی کشف شده را انکار کرد. بعضی می گویند نظم را باید یکی از زیبایی های قرآن حساب کرد، ولی معجزه نیست. گنجاندن یک سری معادلات در یک کتاب محال نیست، ولی در مورد کتابی که طی 23 سال بر اساس حوادث روز تکمیل شده موضوع فرق می کند.

ادعای نظم در کتاب مقدس را هم خواندم. جمع شماره های کتب عهدین را با مضرب های 11 ربط می دهند. همانطور که می دانید چنین چیزی در مورد اشعار حافظ هم انجام شده که البته خیلی جالب و عجیب است ولی معجزه نیست. همینطور تکرار زیاد عدد 7 ، نظم و معجزه نیست. در عوض، این تلاش ها بطور غیر مستقیم عظمت قرآن را تایید می کند، چون کاری که اینها در کل کتاب مقدس یا دیوان اشعار کرده اند قرآن در یک جمله ی کوتاه (و من اصدق من الله قیلا) انجام داده. من مطلب جالبی در مورد نظم عددی حروف این جمله خوانده ام. توصیه می کنم آن را بخوانید.

مساله ی صحت شمارش ها همانطور که در مورد کارهای رشاد مطرح است در مورد ادعاهای مسیحیان هم مطرح است مثلا تعداد کلمه ی آمین در کتاب مقدس. متاسفانه برای ما قابل کنترل نیست و به زبان اصلی دسترسی نداریم. نظمی که رشاد کشف کرده خیلی پیچیده تر از ادعاهای مسیحیان است و خود قرآن با پاراف های اول سوره ها به آن اشاره کرده و سرنخ را بدست ما داده است. ولی در کتاب مقدس هیچ اشاره ای به نظم عددی نشده. بعلاوه قرآن عدد 19 را یک آیه معرفی کرده (سوره 74 آیه 30) ودر آیه بعدی می گوید این عدد می تواند موجب هدایت اهل کتاب شود. پس واقعا رمزی در کار هست و این صرفا یک ادعای بی پایه نیست.

مطلب انگلیسی شما صرفا یک فرضیه است و چیزی را ثابت نمی کند. خوشبختانه حضرت محمد و قرآن هیچ ربطی به 666 ندارند.

اما به عقیده ی بنده ، جالب ترین مطلب در زمینه ی نظم عددی کشف آقای کوروش جم نشان است. قرآن با قسم خوردن به زوج و فرد به آن اشاره کرده و همین آیه الهام بخش آقای جم نشان شده. در اینجا علاوه بر اینکه جمع ستون های شماره ی سوره ها و تعداد آیات، دو ستون 57 تایی زوج و فرد می سازد، هر کدام از این ستون ها هم به دو بخش 30 تایی و 27 تایی تقسیم می شود. بخش 30 تایی مربوط به سوره هایی است که تعداد آیاتشان زوج است و بخش 27 تایی مربوط به سوره هایی با تعداد آیات فرد است. این نظم هم اعجاز قرآن و هم سالم ماندن آن از تحریف و سانسور را ثابت می کند و پاسخ خوبی برای ادعای رشاد است مبنی بر اینکه 2 آیه به قرآن اضافه شده. شماره ی سوره و تعداد آیات ، مشخصات سوره هستند و جمع کردن آنها جمع غیر متجانس ها نیست (مثل جمع ستون های مسجد و ایام هفته)، مخصوصا وقتی که می توان از آن نتیجه ی مهمی در مورد سالم ماندن قرآن گرفت. جمع غیر متجانس ها نمی تواند نتیجه ی منطقی داشته باشد.

امیدوارم در این مدت مطالعه ی کافی کرده باشید و آماده ی نوشتن جواب برای وبلاگ بنده باشید. ارادتمند – کوروش

2.2.93

 
منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی - 6
برچسب ها : quran ,قرآن ,کتاب ,مورد ,سوره ,666  ,کتاب مقدس ,معجزه نیست ,this quran ,داشته باشد ,quran  666  ,عزیز امیدوارم حالتان ,11x11 13x13 17x17

جاماسب حکیم

:: جاماسب حکیم

جاماسب حکیم ، نام دانشمند نیمه افسانه ای ایران پیش از اسلام . واژة جاماسب از دو جزء جامَ و اَسْپَ تشکیل شده است (بارتولومه ، ستون 607؛ مایرهوفر ، ج 1، جزوة 1، ص 55). جزء دوم همان اسب فارسی است اما از معنای جزء اول آگاهی دقیقی وجود ندارد. بنا به نظر احتمالی برخی نویسندگان ، این نامِ مرکّب می تواند به معنای دارنده ، راننده یا مهارکنندة اسب ( رجوع کنید به رستگار فسائی ، ج 1، ص 301، پانویس 1)، دارندة اسب یدک (رضی ، ج 2، ص 683) و یا دارندة اسب درخشان (رستگار فسائی ، همانجا) باشد. در متون ایران پیش از اسلام این نام به صورتهای یاماسپ ، جاماسب ( رجوع کنید به بارتولومه ؛ مایرهوفر، همانجاها؛ نیبرگ ، بخش 2، ص 106) و زاماسپ ( رجوع کنید به قریب ، ص 454) و در متون پس از اسلام نیز به صورتهایی چون جاماسب ( رجوع کنید به طبری ، ج 1، ص 564؛ مجمل التواریخ و القصص ، ص 66)، جاماس ، جاماسپ و جامسف ضبط شده است (برای آگاهی از ضبطهای مختلف این نام رجوع کنید به وولرس ، ج 1، ص 500؛ برای آگاهی از صورت تغییریافتة این نام در زبانهای گوناگون ، از جمله ارمنی و یونانی و عربی رجوع کنید به یوستی ، ص 109).
بر اساس منابع تاریخی و اسطوره ای ، دو شخص با نام جاماسب وجود داشته اند، اما درهم آمیخته شدن برخی گزارشها در بارة این دو، به بروز آشفتگی در شناسایی آنان انجامیده است . از این دو، یکی جاماسب ، برادر قباد اول (پادشاه ساسانی ) بود که در دورة کوتاهی پس از قباد، در ایران پادشاهی کرد (تقریباً بین سالهای 496 تا 499    میلادی ) و دیگری ، داماد زردشت و یکی از نخستین گروندگان به او بود. بنا بر سنّت زردشتی ، این جاماسب ، برادر فَرْشوشْتَر (از اشراف زادگان ایرانی ) بود که در آغاز دعوت زردشت به او گروید. این دو برادر، وزیر کی گشتاسپ بودند و کی گشتاسپ پادشاهی بود که زردشت دین خود را به او عرضه کرد ( رجوع کنید به یشت ها ، ج 2، ص 88، پانویس 1). با این حال ، در متون اسلامی نسب جاماسب را با چند واسطه به منوچهر، پادشاه افسانه ای ایران ، رسانده اند ( رجوع کنید به طبری ، همانجا؛ ابن خلدون ، ص 190). در مواردی نیز جاماسب حکیم همان جاماسب برادر کیقباد دانسته شده است ( برای نمونه رجوع کنید به مجمل التواریخ و القصص، ص 29؛ ابن بلخی ، ص 23)، اما جاماسب حکیم نه این جاماسب ، بلکه وزیر گشتاسپ بوده است .
در اوستا (از جمله یشت ها ، ج 2، ص 88؛ گاثاها ، ص 166، 186) از این جاماسب (وزیر گشتاسپ ) یاد و شخصیت او ستوده شده است . مجموعه پیش بینیهایی به او منسوب است که در موارد متعدد در متنهای ایران پیش از اسلام ذکر شده است  ( رجوع کنید به یادگار زریران ، ترجمة فارسی ، ص 49ـ63؛ ایاتکار ژاماسپیک ، ص 31ـ77؛ جاماسبی ، ترجمة فارسی ، ص 80 ـ 90). این پیش گوییها مجموعاً در بارة جنگ گشتاسپ شاه با ارجاسپ تورانی ، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است (برای گزارشی کلی در بارة این پیش گوییها رجوع کنید به تفضلی ، ص 172ـ173).

http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4347

در منابع زرتشتيان تصريحات بسياري به ظهور حضرت مهدي ( ع ) شده است كه قسمتي از آن ها را در اين جا مي آوريم : در كتاب «زند» كه از كتب مقدسه زرتشتيان است ، درباره انقراض اشرار و وراثت صلحا مي گويد : « لشكر اهريمنان با ايزدان ، دائم در روي خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزي با اهريمنان باشد ، اما نه به طوري كه بتوانند ايزدان را محو و منقرص سازند ، چه در هنگام تنگي از جانب اورمزد كه خداي آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند ياري مي رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مي كشد. آن گاه فيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند ، و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند ، و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم برتخت نيكبختي خواهند نشست.» در بخش «گات ها» كه يكي از بخش هاي چهارگانه «اوستا»ست ، نويدهايي درباره ظهور حضرت مهدي ( عج ) و سيطره جهاني آن حضرت آمده است : «... و هنگامي كه سزاي اين گناهكاران فرا رسد ، پس آن گاه اي «مزدا»! كشورت را «بهمن» در پايان برپا كند ، از براي كساني كه دروغ را به دست هاي راستي سپرند ، و خواستاريم از آناني باشيم كه زندگي تازه كنند... كي اي مزدا! بامداد روز فراز آيد ، جهان دين راستين فرا گيرد ، با آموزش هاي فزايش بخش پرخرد رهانندگان ، كيانند آناني كه «بهمن» به ياري شان خواهد آمد، از براي آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اي اهورا . » «بهمن» را نماينده توانايي و منش نيك و راستي و پارسايي دادار اهورمزدا، تفسير كرده اند. جاماسب در كتاب معروف خود «جاماسب نامه» مي گويد: «پيغمبر عرب ، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاي مكه پيدا شود، و شتر سوار شود و قوم او شتر سواران خواهند بود ، و با بندگان خود چيز خورد ، و به روش بندگان نشيند ، و او را سايه نباشد و از پشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد و كتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را و دولت او تازيک ـ يعني پادشاهي ـ عجم را بر باد دهد، و دين مجوس و پهلوي را بر طرف کند، و نار سدير و آتش کده ها را خراب کند، و تمام شود روزگار پيشداديان و کيانيان و ساسانيان و اشکانيان... و از فرزندان دختر آن پيغمبر كه خورشيد جهان و شاه زنان نام دارد، كسي پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان ، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا كه مكه باشد و دولت او تا قيامت متصل باشد و بعد از پادشاهي او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند و دين گبري و زرتشتي نماند، و پيغمبران خدا و حكيمان و پري زادان و ديوان و مرغان و همه اصناف جانوران و ابرها و بادها و مردان سفيد رويان در خدمت او باشند...»         http://shamim.valiasr-aj.com/include/VIEW.php?bankname=LIBLIST&code=26&RADIF=36

در جاماسب نامه اینطور بیان گردیده است که:پیامبر عرب آخرین پیغمبران باشد .دین او اشرف ادیان باشد.و کتاب او باطل گرداند همه کتاب هارا. از فرزندان آن خورشید جهان کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیامبر باشد....و همه جهان را یک دین کند و فقر را ریشه کن کند و همه مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار کند .

در زرتشت نامه اینگونه نگاشته شده است : زرتشت از اهورامزدا از سرنوشت ایران درآخرالزمان می پرسد.اهورامزدا ابتدا ازیک دوره سیاه وپر مصیبت چیرگی شیطان ودیوبر ایران یاد می کند وسپس نوید ظهور سوشیانس را می دهد: ...درپایان هزاره فرشته موکل برزمین گنجهای فراوان درزیر زمین ایران راهویدامی کند.«دیوکین »ظاهرمی شود وتمامی مردم سیاه پوش می شوند.کم آبی وخشکسالی می آیدوابرهای بدون باران ظاهرمی شوند.جشنهای نوروزومهرگان کنارگذاشته می شوند.عده ای ازمردم ایران آواره می گردند.قشرپست مال ونعمت فراوان می اندوزند.سلطنت به غیرایرانی رسد وآنان غلامباره باشند وهوسباز آنگاه مردم ایران دررنج وعذاب خواهند افتاد.چنان رنجی که حتی درزمان افراسیاب وضحاک نیز دیده نشده وایران کاملا ویران می شود...آنها ازپست ترین نژاد هستند- -آنها به یاری سحروجادو دِه های ایران که من آفریدم ویران کنند وهمه چیز رابیالایند ودین وپیمان وشادی وراستی راازبین ببرند ودین من به نیستی رسد.آنان فریفتارهستند وبدترین دین رادارند.زیرا آنچه راکه گویند نکنند- مظاهرنفاق- مهرپدررا ازپسروبرادررا ازبرادربگیرند. درآن هنگام دارودرخت بکاهدوهنرونیروی مردان کم باشد وآزرم وسپاس از نان ونمک ندارند. مردم اززندگی به تنگ آمده ومرگ خویش راازمن خواهند وجوانان راهوای بازی ورامش از دل برنیاید .صدقه ندهند ومردم ایران به سوی باختر(غرب) تباه شوندوبه سبکی وآلودگی رسند.وایمان به معاد برود.زرتشت پرسید:دادار،چه هنگام دیوان تباه شوند؟ فرمود:هرگاه نشان سیاهی در خراسان پیدا شود ولشگری از آنسوی آهنگ دیوان کنند و طی سه جنگ در ایران از آنان کشتاری کنند که هیچ دشمنی تا آن روز ندیده باشد و از کشته هایشان پشته سازند...سپس سوشیانس بیاید و جشن وسرور با ایرانیان باشد .

http://kelonia.blogfa.com/post-44.aspx

 

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияجاماسب حکیم
برچسب ها : جاماسب ,رجوع ,گشتاسپ ,ايزدان ,جهان ,مردم ,رجوع کنید ,جاماسب حکیم ,مردم ایران ,ظهور حضرت ,حضرت مهدي

بنی اسرائیل

:: بنی اسرائیل

چندین سال پیش من از قول یک نویسنده ی خارجی – که اسمش الآن یادم نیست – شنیده بودم که با توجه به اینکه بعضی افراد قوم اسرائیل به مسیحیت و اسلام ایمان آوردند و از طرف دیگر بعضی اعراب هم دین کلیمی را پذیرفته اند، هیچ بعید نیست که شخصی مثل یاسر عرفات در اصل از قوم اسرائیل باشد و مثلا مناخیم بگین از نسل اعراب باشد.

در کتاب مقدس، کتاب استر (باب 8 آیه 17) صراحتا نوشته شده که در زمان استر و مردخای بعضی از ایرانیان از ترس انتقام یهود دین کلیمی را پذیرفتند. در مورد قوم ترک‌ تبار خزرهم احتمالا شنیده اید که در اطراف دریای مازندران زندگی می کردند و در میانه قرن هشتم میلادی دین کلیمی را پذیرفتند. در یک سایت روسی کلیمی خوانده بودم که در زمان جنگهای ایران و روم که یهودیان طرف ایران بودند، بعضی اوقات که ایران در فلسطین پیشروی می کرد مسیحیان مجبور می شدند دین یهود را قبول کنند. از طرفی تا جایی که بنده می دانم دو تن از همسران حضرت محمد (ص) اسرائیلی بودند و همراه آنان بعضی اسرائیلی ها به اسلام ایمان آوردند.

در سایت های روسی گزارشی خواندم مبنی بر اینکه در سال 2013 تحقیقی از لحاظ ژنتیک در مورد زنان کلیمی اشکنازی (اروپایی) توسط دانشمندان بریتانیایی صورت گرفته که نتایج آن نشان می دهد در زمان میلاد مسیح یا حتی قبل از آن اجداد این کلیمیان در ایتالیا زندگی می کردند.

نتیجه تحقیق در مجله یNature Communications  منتشر شده. ظاهرا خیلی از اجداد کلیمیان اشکنازی ربطی به فلسطین و قوم اسرائیل نداشته اند و در اکثر قریب به اتفاق موارد از لحاظ اصل و نسب به اهالی جنوب و غرب اروپا نزدیکند. امروزه اکثریت کلیمیان جهان اشکنازی هستند.

http://surma.do.am/publ/uchenye_ustanovili_ot_kogo_na_samom_dele_proizoshli_evrei/1-1-0-3714

http://vestiplanety.ru/ot-kogo-na-samom-dele-proizoshli-evrei-ashkenazi/

http://emdrone.livejournal.com/247324.html

زمانی که بنده با آقای اسرائیل گالیتسکی بحث می کردم، در وبلاگ ایشان مکاتبات و بحث های او را با یک مسیحی به نام آقای ادوارد مطالعه کردم. آقای ادوارد می گفت که پسر واقعی آن است که حرف گوشکن باشد. مدعی بود که مسیحیان قوم اسرائیل واقعی هستند، چون مردم را دوست دارند و نجات می دهند، کسانی که مثل ابراهیم و اسحاق و یعقوب رفتار می کنند نه افراد گناهکار. در این نامه ها آقای گالیتسکی مطلب جالبی نوشته بود :

" بخاطر بیاورید که چند بار در کتاب مقدس صحبت از نطفه، ذریه و پسران می شود. برگزیدگی را فقط فرزندان یعقوب به ارث می برند، نه آن کسانی که سرنوشت شان کمی شبیه اوست. اگر همه فرزندان شبیه جد خود یعقوب نیستند، دلیل نمی شود که فرزندش نیستند. درست همانطور که کاتولیکی که روز جمعه گوشت می خورد، بهرحال کاتولیک است. شما هم که روز یکشنبه در کلیسا نبودید، بهرحال مسیحی هستید. 2000 سال پیش حکیمان پیشگویی کردند :

В последние дни народы мира будут говорить, что они – Исраэль. Вс-вышний посмеется им.

در روزهای آخر، اقوام دنیا خواهند گفت که ما اسرائیل هستیم. خداوند متعال به آنها می خندد.

امروز ما می بینیم که حکیمان چقدر حق داشتند. ... یعقوب به حرّان، محل غضب خدا، رفت تا برای خود همسری انتخاب کند. توبه ای در کار نبود. از نظر مسیحیان هر اتفاقی در کتاب مقدس مربوط به خودزنی، گناه و توبه است. ویژگی مسیحیت همین است. یعقوب مرد پاک ایدآل و نشسته در خیمه های تورات بود، لازم نبود از چیزی توبه کند. دیدن نردبان خدا، نصیب کسی می شود که 99% عادل باشد. مبارزه ی او با فرشته ی شر، فرشته ی محافظ قوم عیسو بود. یعقوب بر او پیروز شد. کتاب عبرانی را باید با تفسیرهای اساتید عبرانی که برخوردار از روح القدس هستند، یاد گرفت.... چقدر مردم هستند که مثل والدین خود رفتار نمی کنند، اما بهرحال فرزند آنها هستند. چقدر مردم قوانین کشور را نقض می کنند، اما بهرحال شهروند آن هستند. شما خودتان ادوارد، همیشه دقیقا کارهای پدرتان را تکرار کرده اید در حالی که یک دین دارید ؟ اما شما پسر پدرتان هستید. در بین قوم من هم متاسفانه گناهکارانی هستند، خانواده بدون بچه ی زشت نمی شود. اما در مورد همین گناهکاران، خدا در تمام عهد عتیق به عنوان پسرانش صحبت می کند، تهدید به مجازات می کند، با زوفا پاک می کند، مثل کف دریا سفید می کند، وارد آتش می کند و ذوب می کند مثل طلا و نقره. هم قبل و هم بعد از مجازات ها و پاکسازی ها، خدا بهرحال گناهکاران خود را قوم خویش، اسرائیل، پسر برگزیده ی محبوب می نامد. در مورد سه پیر (سه اسقف) یعنی پسران ابراهیم و اسحاق، آنها عبرانی نیستند. ابراهیم اسماعیل را هم بوجود آورد و اسحاق هم عیسو را. اینها مراحل معنوی کامل شکل گیری قوم مقدس است : مرحله ی ابراهیم و مرحله ی اسحاق. شکل گیری تنها در مرحله ی یعقوب تکمیل شد. برای همین است که فقط یعقوب ، نه پدرش یا پدر بزرگش ، اسرائیل نامیده شد. قوم اسرائیل از او شروع می شود. هر پسر ابراهیم یا اسحاق، ممکن است خیلی عادل باشد، اما برگزیده و عبرانی نبوده. ولی پسر یعقوب، حالا هر کی یا هر جور که باشد، برگزیده و قوم اسرائیل است. "   

 http://israel600000.narod.ru/

به نظر بنده، روایتی که آقای گالیتسکی از قول حکیمان اسرائیل نقل کرده، بیشتر مربوط به کلیمیان اشکنازی می شود، اگر چه ایشان قصد داشته که از نقل آن نتیجه ی دیگری بگیرد. مسیحیان از 2000 سال پیش چنین ادعاهایی داشته اند. در نامه های پولس به مسیحیان مطرح شده که شما اسرائیل واقعی هستید (رساله به رومیان 2: 28،29). ولی صهیونیزم پدیده ای است که در آخرالزمان ادعای ارث پدری در فلسطین دارد بدون اینکه بتواند برادریش را ثابت کند.

حتی کتاب اشعیای نبی هم وقتی در مورد بازگشت بنی اسرائیل به فلسطین صحبت می کند، به غریبه هایی که همراه آنها می آیند هم اشاره کرده. باز هم توضیحات جالب آقای گالیتسکی را بخوانید :

" کشتی ها، هواپیماها، خودروها و قطارها توسط ملت ها اختراع شدند و همزمان بکار افتادند تا ما را به خانه برگردانند. پاداش آنها پایانی ندارد. چه می گویی در مورد آنها که در ایستگاه های اتوبوس منفجر می شوند ؟ ادوارد، شما می خواهید در کدام اردوگاه باشید ؟ شما خانواده و دوستان عزیزی دارید. من برایتان می نویسم تا شما این خبر طولانی را به همه ی کسانی که دوست دارید برسانید. زمان خیلی کمی باقی مانده. در واقع، بشارت همین است. خدا دفاع می کند از کسانی که بر ضد قوم او و قانون او گام بر نداشتند. آنها را از حوادث آخرالزمان نجات می دهد.

" زمانش نزدیک است که برسد و روزهایش طول نخواهد کشید.

زیرا خداوند بر یعقوب ترحم فرموده، اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد و غربا با ایشان ملحق شده، با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید.

و قوم ها ایشان را برداشته، به مکان خودشان خواهند آورد و خاندان اسرائیل ایشان را در زمین خداوند برای بندگی و کنیزی مملوک خود خواهند ساخت و اسیرکنندگان خود را اسیر کرده، بر ستمکاران خویش حکمرانی خواهند نمود. "

(اشعیا 14 : 1-2)

با یک برداشت ساده، همه چیز دارد همینطور اتفاق می افتد. امروز در اسرائیل در کارهای ساختمانی بیشتر کارگران خارجی از رومانی، تایلند و فلسطین کار می کنند. بخاطر چند پول سیاه کار می کنند. این به نظر غم انگیز می آید، اما طبق مفهوم کابالا، اینها همه ارواح آن رومیان و خلاصه کسانی هستند که اورشلیم و خانه های عبرانیان را در روزهای تبعید ویران کردند. و غربایی که ملحق می شوند، دوستان اسرائیل هستند. در اینجا شاید منظور کلیمیان غیر عبرانی (کسانی که "گیور" را گذرانده و تورات را پذیرفته اند) هم باشد، اما مطمئن نیستم، چونکه طبق یک "دُگم" ، کلیمی غیر عبرانی نمی تواند "قومی که به یعقوب ملحق شده" نامیده شود، زیرا او خودش بر طبق هلاخا، یعقوب است. "

عجیب است که ایشان در جای دیگری، کلی توضیح داده که کسی که از ذریه و نطفه ی یعقوب نباشد، اسرائیل نیست حتی اگر اعمال و عقایدش شبیه او باشد. اما در اینجا براحتی می پذیرد که کلیمیان غیر عبرانی اسرائیل هستند.

Prozelit

 به معنی غریبه و بیگانه در اصل یک اصطلاح یونانی است که من آن را کلیمی غیر عبرانی ترجمه کرده ام. عبرانیان کسانی را که از بت پرستی به دین یهود وارد می شدند، چنین می نامیدند.

Halakhah

هلاخا به مجموعه قوانین شریعت یهود گفته می شود، قوانینی که از تنخ، تلمود و حاخام‌ها و همچین آداب و رسوم یهودیان ناشی می گردد.

Giyur

گیور مراسم ورود یک نفر غیر عبرانی به یهودیت است شامل ختنه و غسل در حضور سه مرد.

http://www.istok.ru/library/jewish-education/peace/giyur/giyur_2249.html

 

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبنی اسرائیل
برچسب ها : اسرائیل ,یعقوب ,عبرانی ,کلیمی ,ایشان ,مورد ,آقای گالیتسکی ,اسرائیل واقعی ,کتاب مقدس ,چقدر مردم ,اسرائیل هستند ,dele proizoshli evrei ,اسلام ایمان آوردند

بحث با هموطن مسیحی – 7

:: بحث با هموطن مسیحی – 7

سلام و درود خدمت برادر عزیزم جناب کوروش

این چند وقت خواستم پاسخ سوالات قدیمی شما رو بدهم اما متاسفانه هر بار مشکلی پیش اومد

و متاسفانه الان من حتی کتاب مقدس رو هم در کامپیوترم ندارم و باید برم دوباره دانلودش کنم چون سکتور های هاردم بهم ریخته بود و مجبور شدم تمامی درایو های کامپیوترم رو هم پاک کنم ! این چند وقت هم دنبال نرم افزار ریکاوری بودم که بتونم اطلاعاتی رو که طی چهار پنج سال بدست آورده بودم برگردونم اما هر کدوم یه مشکلی داشت (اگر نرم افزاری میشناسید ممنون میشم معرفی کنید!)

به محض اینکه اطلاعات گذشته کامپیوترم رو جمع آوری کنم به هر روش!!! اگر هم نشد باز به سوالاتتون پاسخ سوالات قدیمی و جدید شما را خواهم داد اما شاید کمی طول بکشه!امیدوارم قبل از خرداد ماه بتونم اینکارو انجام بدم تا وقتی که خواستم پاسخ شما رو بدم دوباره امتحانات خرداد ماه و آزمون های بنده مزاحم کارم نشه!

البته الان یه موضوع از صحبت های شما یادمه که شاید بتونم تو این فرصت کوتاه پاسخشو بدم

شما در ایمیل های قبلی گفتید که شاید علت مسیحی شدنم تجربه ی تلخ انقلاب اسلامی باشه (البته دقیق این رو نگفتید اما شبیه این گفته رو تا اونجا که یادمه گفتید!) باید خدممتون عرض کنم که اصلا هیچ ارتباطی بین این دو موضع بنده حداقل برای خودم نمیبینم. چون زمانی که مسیحی شدم حتی به این حکومت من خوشبین بودم! و بنده هیچوقت اشتباهات حکومت رو به پای دین اسلام نبستم. من از زمانی که به دنیا اومدم تو این حکومت به دنیا اومدم سن زیادی هم ندارم ، اما نسبت هم هم سن و سالان خودم شاید بیشتر به بحث های فلسفی و دینی علاقه مند باشم.

بذارید کمی درباره خودم براتون بگم (البته شاید برخی از این مسائل رو قبلا گفته باشم! اما فک نکنم ...!)

من .... هستم. اهل مشهد ، شهری که خیلی نسبت به شهر های پرجمعیت ایران مذهبیه. از خانواده ای شیعه هستم و با پدر و مادری مذهبی ، اما هیچوقت مذهبی بودن پدر و مادرم دلیل نشد که به من اجبار و زوری مذهب رو تحمیل کنند. یادمه که 7 ساله بودم که پدرم رو مجبور کردم بهم نماز یاد بده! فکر میکردم از اون طریق شاید بتونم به خدا برسم غافل از اینکه ...! یادمه وقتی صدای اذان رو میشنیدم فوری به مسجد میرفتم حتی وقتی یه بار به مسجد رفتم و دیدم نماز شروع شده با کلی گریه و غم به خونه برگشتم طوری که حتی پدرم هم از گریه کردن من بخاطر دیر شدن نمازم آزرده خاطر شده بود. من اونقدر اونقدر به مقررات دین اسلام پایبند بودم که حتی یکبار نشد به یک زن نامحرم نگاه حرامی داشته باشم. یکبار نشد از کسی دزدی کنم به سختی دروغ میگفتم و بعدش پشیمون میشدم و حتی برای منی که بچه بودم بزرگتر های خودمو وقتی حین گناه میدیدم سرزنش میکردم. 8 ، 9 ساله بودم تقریبا بیشتر احکام رساله ها رو حفظ بودم! طوری که تمام بچه ها در مدرسه که از من هم بزرگتر بودند میومدند سوالات شرعی و احکامی خودشون رو از من میپرسیدند. یه خاطره هم دارم از روزی که من امام جماعت مدرسه شدم :))) و معلمم و تمام بچه ها پشت من نماز خوندن! از همون بچگی بیشتر به معانی قرآن توجه میکردم تا اینکه یه چند خط بخونم با یه زبان بیگانه و هیچی نفهمم! البته قرآن رو به عربی هم میخوندم اما سعی میکردم همیشه معنیش رو هم بخونم. برخلاف خیلی از هم سن و سالانم در اون زمان ارتباط زیادی با آخوند ها داشتم و خیلی ازشون سوال میکردم جوری که کلافه میشدن! یادمه همیشه تو مراسم مذهبی شرکت میکردم و یادمه هیچوقت نمیشد که من یکی از مراسم های مذهبی هیئت ها و مساجد نزدیک خونمون رو نرم! حتی یکبار اونقدر پدرم رو اذیت کردم که بریم به جلسه هیئت که دیگه با همون حس و حال خستگی که از سر کار اومده بود رفت حاضر شد و با هم رفتیم به هیئت و پای صحبت آخوند منبری! و روضه خون های اهل بیت! 

اما چیزی که باعث شد من به سمت مسیحیت برم این بود که همیشه سوالاتی از اسلام داشتم و همیشه میپرسیدم و خیلی هاشو به جواب میرسیدم! اما یک روز با خودم گفتم از کجا معلوم حقیقت چیزی باشه جز اونی که من دارم فکر میکنم؟ از کجا معلوم دارم اشتباه میکنم؟ یا نه؟ اگر اشتباه کرده باشم چی؟ آیا واقعا اراده خداوند برای زندگی من اینه؟ سرنوشت من در اون دنیا به این بسته هست پس باید برام خیلی خیلی مهم باشه. از یه روز به طور جد تصمیم گرفتم در مورد اسلام تحقیق کنم و بعد از مدتی تصمیم گرفتم برخی از ادیان دیگه رو با اسلام مقایسه کنم. تا اینکه رسیدم به مسیحیت. اوایل برای تحقیق در مورد مسیحیت از سایت ها و وبلاگ های نقد مسیحیت شروع کردم و با خودم گفتم: این مسیحیا دیگه کین! اینا چه اعتقادایی دارن! اما تصمیم گرفتم کتاب مقدس رو بگیرم و با این نوشته جات های داخل اینترنت مقایسه کنم و به این نتیجه رسیدم واقعا تمامش اشتباه محضه! حتی معلم دینی بنده وقتی دید من کمی به مسیحیت علاقه مند شدم رفت برایم چند کتاب نقد مسیحیت آورد و یک کتاب در مورد تمام ادیان مشهور که البته اون کتاب برای مسیحیت 40 صفحه نقد داشت و فقط 2 صفحه تعریف و تمجید از اسلام (عجب عدالتی داشت اون نویسنده!!!) اون ها رو خوندم و واقعا نمیدونم چی شد منی که خیلی کم با مسیحیت آشنایی داشتم تونستم از روی کتاب مقدس به تمام سوالات و نقد های اون کتاب پاسخ بدهم حتی پاسخ تمام اون نقد ها رو در یک دفتر 60 برگ نوشتم و به معلم دینیم دادم اما اون نپذیرفت حتی دفتر رو باز نکرد! و گفت اسلام حقیقته و بقیه همه باطله! البته من از بچگی هم عشق زیادی به مسیح داشتم و حتی مسیح رو در بین پیامبران! از همه بیشتر دوست داشتم اما هیچوقت این علاقه باعث نشد که به خاطر اون علت به مسیحیت روی بیارم. بلکه مقایسه و تحقیق در مورد دین مسیحیت باعث شد که من در نهایت بعد از یک الی دو سه سال تحقیق و مقایسه اسلام و مسیحیت به مسیحیت ایمان بیارم و مسیحی بشم.

اوه اوه چقدر زیاد نوشتم! ببخشید اگه زیاد بود. من وقتی دستم گرم میشه برای تایپ دیگه از خود بیخود میشم :)))

راستی میشه شما هم در مورد خودتون کمی به من توضیح بدهید؟ دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم و البته خیلی بیشتر دوست دارم بدونم چند سالتونه! البته دوست دارم بیشتر از این ها باهاتون آشنا بشم. در پناه مسیح خداوند 

 

سلام دوست عزیز

امیدوارم حالتان خوب باشد. از توضیحات مفصلی که برایم نوشتید ممنونم. بی صبرانه منتظر دریافت جواب های شما برای وبلاگم هستم. در مورد تاثیر سیاست بر عقاید شما، من آنچه در جامعه می بینم را گفتم ، شاید در مورد شما اشتباه کرده باشم. ولی از توضیحات شما متوجه نشدم که دقیقا علت تصمیم شما برای مسیحی شدن چه بوده. علاقه و جدیت شما در مسائل دینی و اعتقادی خیلی خوب و ارزشمند است. خدارا شکر می کنم و آرزوی موفقیت بیشتر برایتان دارم. معلم شما اشتباه کرد که دفتر را نخواند، شاید خودش اهل مطالعه نبوده و نمی توانسته به شما جواب دهد. لطفا در مورد آن مقایسه و تحقیق که اشاره کردید بیشتر توضیح دهید. من واقعا نمی دانم چه امتیازی در مسیحیت نسبت به اسلام هست.

در مورد خودم باید عرض کنم که 50 سال دارم و متاهل هستم با دو فرزند. از حدود سال 62-63 بعد از یکسری تجربیات تلخ سیاسی، متوجه اهمیت عقیده و بازنگری اعتقادات شدم. مثل شما من هم از خودم پرسیدم از کجا معلوم دین ما حق باشد ؟ شروع کردم به مطالعه در مورد اسلام و سایر ادیان. مساله ی پیشگویی های آخرالزمان که می توانست موجب تقویت ایمانم شود، توجه مرا جلب کرد. از طرف دیگر می شنیدم که بعضی شخصیت ها بر اساس پیشگویی های کتاب مقدس مسلمان شده اند. از کلیسای جماعت ربانی در خیابان طالقانی کتاب مقدس تهیه کردم (آن موقع ما ساکن تهران بودیم). هر کتاب یا مقاله ای در مورد پیشگویی ها بدستم می رسید می خواندم و کم کم قانع شدم که کتاب مقدس در مورد حضرت محمد پیشگویی کرده. سال ها بعد این موضوع را با روس ها مطرح کردم و دیدم که جواب هایشان خیلی ضعیف بود و نشان دهنده ی بی اطلاعی آنها بود. در حین بحث با آنها اطلاعات جدیدی هم بدستم می رسید که در وبلاگ مشاهده می کنید. نظر من این است که مسیحیان قادر نیستند به ما جوابی بدهند و اگر کسی به کتاب مقدس معتقد باشد، خود کتاب مقدس او را بسوی اسلام هدایت می کند. برای همین از شما خواستم که وبلاگم را بخوانید و سعی کنید منطقی برخورد کنید، چون بقول خود شما : سرنوشت من در اون دنیا به این بسته هست پس باید برام خیلی خیلی مهم باشه.

من هم مثل شما از کودکی علاقه ی خاصی به حضرت مسیح داشتم. شاید بخاطر تیپ جوان و جذابی بود که در آثار هنری از او نشان می دادند، در حالی که سایر انبیا را بصورت پیرمرد ریش سفید تصویر می کردند. اما خوشبختانه این مساله در تصمیم گیری من تاثیری نگذاشت و من متوجه شدم که مبالغه کردن مسیحیان در مورد عیسی نه تنها احترام به او نیست ، بلکه ظلم هم هست. من دلم نمی خواهد پیرو عقاید افراطی باشم. امیدوارم شما هم سعی کنید آنچه واقعا خواست خداست پیدا کنید و بپذیرید و البته از همه مهم تر اینکه خواست خدا را در زندگی خودمان اجرا کنیم ، چون ادعا کسی را در آخرت نجات نمی دهد. لیس للانسان الا ما سعی. موفق باشید.

13.2.93

سلام به دوست عزیزم

امیدوارم حالتان خوب باشد. از آخرین جوابی که برای وبلاگ من نوشتید شش ماه گذشته. راستش را بخواهید من فکر نمی کنم که شما حرفی برای گفتن داشته باشید. به اندازه ی کافی به شما وقت داده ام. به نظرم بحث تمام شده. طبق قراری که با هم داشتیم، قصد دارم از این بحث در وبلاگ استفاده کنم. برای اینکه شما راضی باشید، اسم و آدرس شما را نمی نویسم. البته اگر در آینده جواب دیگری بنویسید، حتما آن را به وبلاگ اضافه می کنم. بنابراین اگر خواستید و توانستید می توانید

بحث را ادامه دهید. موفق و موید باشید و التماس دعا.

15.6.93

سلام امیدوارم حالتان خوب باشد

بابت پاسخ ندادن به ایمیل واقعا شرمنده ام متاسفانه مشکلات یکی پس از دیگری روی سر من هموار شد از یک طرف تمام اطلاعات کامپیوترم پاک شد و از طرف دیگر چند تا از ایمیل هایی که شما داده بودید رو به اشتباه پاک کردم و بنده حتی ایمیل شما رو به خاطر نداشتم که بهتون ایمیل بدم سوالاتتون رو دوباره بفرستید

از این بابت واقعا شرمنده ام مدتی هم که متاسفانه رمز ایمیلم رو فراموش کرده بودم که به هر حال بازیابیش کردم. الان من حدودا چند ماه هست اصلا به این ایمیلم سرنزدم ! اگر لطف کنید و سوال هایی که بنده پاسخ ندادم رو دوباره بفرستید خیلی ممنون میشم. بدرود

 

سلام دوست عزیز

یک سوال مطرح می کنم و امیدوارم جواب دهید. برداشت شما از انجيل متا، باب 22 آيات 41-46 چیست ؟ آیا از آن فهمیده نمی شود که مسيح موعود پسر داود (ع) نيست ؟ یادآوری می کنم که در متن عبری کلمه ی آدن بکار رفته به معنی سرور که مسیحیان آن را خداوند ترجمه می کنند. حضرت داود می گوید : یهوه به آدن من گفت. آیا این جمله می تواند خدا بودن مسیح را ثابت کند ؟ این جمله :

  "علما چطور می توانند بگویند مسیح پسر داوود است ؟" به نظر شما چه چیزی را اعلام می کند ؟ در حالی که عیسی مسیح قطعا پسر داود بوده، چرا به حرف علما اعتراض می کند ؟ این با عقاید شما قابل توجیه نیست. التماس دعا.


سلام دوست عزیز

در مورد متی باب 22 آیات 41 تا 46 که ذکر کردید این جریان در مرقس 12 : 35 - 37 و لوقا 20 : 41 - 44 نيز به‌ چشم‌ مي‌خورد. نكته‌اي‌ كه‌ در اين‌ سؤال‌ وجود دارد اين‌ است‌ كه‌ چگونه‌ كسي‌ مي‌تواند پسر خود را خداوندِ خود بخواند؟

يهوديان‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ مسيح‌ موعود از نسل‌ داود پادشاه‌ خواهد بود. بنابراين‌ او را  پسر داود  مي‌خواندند (مرقس‌ 10: 47-48). در ذهن‌ يهوديان‌، مسيحا يك‌ پادشاه‌ زميني‌ مانند داود خواهد بود كه‌ كشوري‌ مانند اسرائيل‌ قديم‌ در ايام‌ داود مستقر خواهد ساخت‌.

اما عيسي‌ مي‌خواست‌ نشان‌ دهد كه‌ مقام‌ مسيحا چيزي‌ است‌ بالاتر از صرفاً پسر داود بودن‌. مسيح‌ موعود در عين‌ حال‌ خداوند داود نيز بود. براي‌ نشان‌ دادن‌ اين‌ امر، عيسي‌ از مزمور 110: 1، كه‌ داود خود آن‌ را نوشته‌ است‌، نقل‌ قول‌ آورد:   خداوند  (خدا)  به‌ خداوند من‌ (مسيحا)  گفت‌:  "بر طرف‌ راست‌ من‌ بنشين‌..."  از اين‌ مي‌توانيم‌ دريابيم‌ كه‌ داود، مسيح‌ را "خداوند" خوانده‌ است‌.

سؤال‌ عيسي‌ از اين‌ قرار بود:  "اگر داود، مسيحا را "خداوندِ" خود خوانده‌ است‌، چگونه‌ مي‌تواند پسرش‌ هم‌ باشد؟" حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ مسيحا، يا مسيح‌، هم‌ پسر داود بود و هم‌ خداوند او. مسيح‌ در مقام‌ "پسر انسان‌"، پسر داود بود؛ مسيح‌ در مقام‌ "پسر خدا" خداوند داود بود. مسيح‌ بعنوان‌ خداوند آمد تا نه‌ يك‌ سلطنت‌ زميني‌ بلكه‌ سلطنتي‌ روحاني‌ و لايزال‌ را برقرار سازد (دانيال‌ 7: 13-14). در مزمور 110 -1 داوود نبی فرموده است

یهوه‌ به‌ خداوند من‌ گفت‌: «به‌ دست راست‌ من‌ بنشین‌ تا دشمنانت‌ را پای‌ انداز تو سازم‌

داود این مزمور را جهت تجلیل از سلطنت یک پادشاه تصنیف کرده که هنوز نیامده است. او از این پادشاه به عنوان خداوند خود نام می‏برد ، کسی که بر دست راست یهوه (خدا) نشسته است. هر چند داود نمی‏دانست که این پادشاه چه کسی ممکن است باشد، اما او وی را همانند مافوق خود می‏بیند و بدینسان او را "خداوند و یا سرور" خطاب می‏کند. 

در ترجمه فارسی مژده (مزمور 110) هم کلمه سرور آمده است البته در بقیه ترجمه های فارسی واژه خداوند به کار گرفته شده است البته از آنجایی که مکاشفه خداوند در زمان داوود نبی هنوز تکمیل نشده است داوود به خوبی نمیداند که این شخص چه کسی است حداقل این را میداند که او مافوق وی می باشد و در اینجا هم کلمه ی خداوند و هم کلمه ی سرور میتواند به کار گرفته شود. توجه داشته باشید در متون قدیمی و یا زمان قدیم ! واژه ی خداوند به معنای سرور نیز بوده است.

امیدوارم پاسخ کاملی داده باشم. اگر سوال دیگری داشتید من در خدمتم. در پناه خدا

 

سلام مجدد

فرمودید كه‌ چگونه‌ كسي‌ مي‌تواند پسر خود را خداوندِ خود بخواند؟ هیچکس نمی تواند و داود هم چنین کاری نکرده. بنده خدمت شما عرض کردم که حضرت داود گفته است : یهوه به آدن من گفت ، که ترجمه ی دقیقش می شود : خدا به سرور من گفت. توضیح دهید که چطور کلمه سرور می تواند خدا بودن کسی را ثابت کند ؟ سرور هم برای انسان و هم برای خدا بکار می رود. همانطور که در متون اسلامی گاهی کلمه ی مولی برای خدا بکار رفته، ولی مولی به معنی خدا نیست.

وقتی عیسی می گوید : چگونه‌ مي‌تواند پسرش‌ هم‌ باشد، معنیش این است که پسرش نیست. ولی می دانیم که حضرت عیسی قطعا پسر داود بوده است. فرشته ای که به حضرت مریم بشارت عیسی را داد گفت : تخت جدش داود را به ارث می برد. پس آیا ممکن است عیسی مسیح همان مسیح موعود باشد ؟! وقتی عیسی مسیح به علما اعتراض می کند که چرا می گویند مسیح پسر داود است، آیا معنیش این نیست که عیسی به مسیحی معتقد است که پسر داود نیست ؟ اگر حرف علما درست بود، چرا عیسی به آن اعتراض می کرد ؟ اگر حرف علما غلط بود، چرا هنوز هم مسیحیان معتقدند مسیح پسر داود است ؟ اگر به فرض محال ، مسیح از جهتی پسر داود و از جهت دیگری خدای داود بوده، باز دلیلی برای اعتراض به علما وجود ندارد. آنها حرف غلطی نزده اند. عیسی می بایست حرف آنها را تکمیل می کرد، نه اینکه رد کند. ولی عیسی اعتراض کرده و حرف علما را رد کرده است.

سوال دیگر : آیا واقعا خدا دشمنان عیسی را پیش پای او انداخت ؟

شما نوشته اید : البته از آنجایی که مکاشفه خداوند در زمان داوود نبی هنوز تکمیل نشده است داوود به خوبی نمیداند که این شخص چه کسی است. پس قبول کرده اید که داود هم ادعا نکرده که مسیح خداست. چطور عیسی برای اثبات خدائیش به حرف داود استناد می کند، در حالی که حرف داود هم چنین ادعایی ندارد ؟ این استدلال ضعیفی خواهد بود.

واقعیت این است که عیسی نمی خواست خدائیش را ثابت کند. او می خواست ثابت کند مسیح موعود پسر داود نیست. استدلالش خیلی قوی بود و کلیمیان را ساکت کرد. نتیجه اینکه عیسی همزمان هم عقیده ی کلیمیان و هم عقیده ی شما مسیحیان را رد کرده. آن مسیحی که سرور داود بود و پسر داود نبود کیست ؟

موفق و موید باشید و التماس دعا.

 

سلام دوست عزیز

فرمودید كه‌ چگونه‌ كسي‌ مي‌تواند پسر خود را خداوندِ خود بخواند؟ هیچکس نمی تواند و داود هم چنین کاری نکرده. بنده خدمت شما عرض کردم که حضرت داود گفته است : یهوه به آدن من گفت ، که ترجمه ی دقیقش می شود : خدا به سرور من گفت. توضیح دهید که چطور کلمه سرور می تواند خدا بودن کسی را ثابت کند ؟ سرور هم برای انسان و هم برای خدا بکار می رود. همانطور که در متون اسلامی گاهی کلمه ی مولی برای خدا بکار رفته، ولی مولی به معنی خدا نیست.

شما اول استدلال کردید مسیحیان متن ترجمه را عوض کردند و به جای کلمه سرور خداوند را آورده اند !

داوود نبی در مزمور 110 فقط دارد نبوت یک پادشاه را می دهد او نمیداند آن پادشاه کیست (شاید هم بداند ! البته جالب است بدانید در کتاب مزمور جزئیات دقیق مصلوب شدن مسیح آمده است در واقع پیشگویی شده است اگر تمایل داشتید حتما آن را برایتان میفرستم البته پیشگویی های زیادی در کتاب مقدس وجود دارد که در صورت تمایل ان ها را نیز برایتان میفرستم.)

فقط یک چیز را میداند. داوود با استفاده از الهامی که روح القدوس بر ایشان کرده است این را میداند که آن پادشاه مافوق وی ،‌ سرور وی و خداوند وی می باشد. او زمانی که پادشاهی خود را برقرار کند پادشاهی اش با داوود نبی یکسان نیست داوود یک پادشاهی زمینی داشت اما آن پادشاهی که داوود از آن سخن میگوید یک پادشاه آسمانیست. همانطور که دانیال نبی پیامبر خداوند در مورد پادشاهی آسمانی مسیح در کتابش نبوت میدهد.

خوشبختانه آیاتی که الوهیت مسیح را اثبات کند در کتاب مقدس عهد جدید و عهد عتیق آنقدر زیاد است که اگر همین آیه هم الوهیت مسیح را ثابت نکند البته رد هم نمیکند ! آنقدر آیات دیگری در کتاب مقدس وجود دارد که دیگر به این آیات هم نیاز نباشد ! هر چند که آیات هم ارزشمند است.

ضمنا من به شما پیشنهاد میکنم اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید همیشه از متن ترجمه انگلیسی ان آی وی استفاده کنید. به نظرم دقیق ترین و بهترین ترجمه ای هست که از کتاب مقدس در حال حاضر وجود داره ;)

وقتی عیسی می گوید : چگونه‌ مي‌تواند پسرش‌ هم‌ باشد،معنیش این است که پسرش نیست. ولی می دانیم که حضرت عیسی قطعا پسر داود بوده است. فرشته ای که به حضرت مریم بشارت عیسی را داد گفت : تخت جدش داود را به ارث می برد. پس آیا ممکن است عیسی مسیح همان مسیح موعود باشد ؟! وقتی عیسی مسیح به علما اعتراض می کند که چرا می گویند مسیح پسر داود است، آیا معنیش این نیست که عیسی به مسیحی معتقد است که پسر داود نیست ؟ اگر حرف علما درست بود، چرا عیسی به آن اعتراض می کرد ؟ اگر حرف علما غلط بود، چرا هنوز هم مسیحیان معتقدند مسیح پسر داود است ؟ اگر به فرض محال ، مسیح از جهتی پسر داود و از جهت دیگری خدای داود بوده، باز دلیلی برای اعتراض به علما وجود ندارد. آنها حرف غلطی نزده اند. عیسی می بایست حرف آنها را تکمیل می کرد، نه اینکه رد کند. ولی عیسی اعتراض کرده و حرف علما را رد کرده است.

شما نوشته اید : البته از آنجایی که مکاشفه خداوند در زمان داوود نبی هنوز تکمیل نشده است داوود به خوبی نمیداند که این شخص چه کسی است. پس قبول کرده اید که داود هم ادعا نکرده که مسیح خداست. چطور عیسی برای اثبات خدائیش به حرف داود استناد می کند، در حالی که حرف داود هم چنین ادعایی ندارد ؟ این استدلال ضعیفی خواهد بود.

واقعیت این است که عیسی نمی خواست خدائیش را ثابت کند. او می خواست ثابت کند مسیح موعود پسر داود نیست. استدلالش خیلی قوی بود و کلیمیان را ساکت کرد. نتیجه اینکه عیسی همزمان هم عقیده ی کلیمیان و هم عقیده ی شما مسیحیان را رد کرده. آن مسیحی که سرور داود بود و پسر داود نبود کیست ؟

خود شما در همان اول پرسشتان پاسخ خود را دادید ! او بزرگ خواهد بود و به پسر حضرت اعلی، مسمّی شود، و خداوند خدا تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود. - ترجمه قدیم

 لوقا 1 : 32  پس مسیحی که انجیل معرفی میکند از همان اول مشخص میشود همان کسی است که در عهد عتیق پیشگویی او شده است و او فرزند داوود نبی است. در بحث با کاهنان هم بنده به شما گفتم مسیح صرفا میخواست به کاهنان ثابت کند مقام وی چیزی بالاتر از پسر داوود بودن است. او نه تنها پسر داوود است بلکه خداوند و سرور او نیز می باشد. توجه داشته باشید به این موضوع که کاهنان یهودی صرفا مسیح را یک پادشاه زمینی مانند داوود میدانستند غافل از اینکه خود داوود نبی مسیح را خداوند خود خطاب میکند و مسیح را کسی میداند که مافوق و برتر از او است. اعتراض عیسی یا به عبارتی دیگر " پاسخ " عیسی به کاهنان حداقل تلنگری برای آنان بود که مسیح را پادشاهی زمینی همانند داوود ندانند. بلکه به گفته های خود داوود نبی دقت کنند که دارد در مورد شخصی نبوت میکند که یک پادشاهی آسمانی را برقرار میکند نه صرفا یک پادشاهی فانی زمینی. اگر مسیح تنها پسر داوود نبی بود داوود هیچوقت این حق را به خود نمیداد که او را خداوند خود خطاب کند. تمام حرف عیسی همین بود !

سوال دیگر : آیا واقعا خدا دشمنان عیسی را پیش پای او انداخت ؟

در پاسخ به این سوال یک سوال ساده از شما دارم آیا شما عهد جدید را به طور کامل خوانده اید؟

در مزمور 110 ترجمه قدیم اینچنین میخوانیم یهوه‌ به‌ خداوند من‌ گفت‌: «به‌ دست راست‌ من‌ بنشین‌ تا دشمنانت‌ را پای‌ انداز تو سازم‌.» پای انداز در واقع یک استعاره برای نشان دادن سلطنت و حکومت شخص بر دشمنانش می‏باشد. در دو قسمت از نوشته های پولس رسول میبینم که پولس رسول نیز نیم نگاهی به مزمور 110 انداخته و از آن استفاده کرده است.

 در اول قرنتیان ۱۵: ۲۵ و افسسیان ۱: ۲۲ در عهد جدید اشاراتی را به روز قیامت میبینم روزی که آخرت فرا میرسد و مسیح تمام دشمنانش به زیر پای خود میندازد و آنان را نابود میکند.

موفق و موید باشید و التماس دعا.

همچنین. فیض عیسی مسیح با شما

 

سلام عرض می کنم و از پاسخ شما متشکرم.

بنده هنوز هم عرض می کنم که مسیحیان حرف داود را دقیق ترجمه نمی کنند. بهتر از ترجمه ی انگلیسی، خود متن عبری است که نوشته یهوه به آدن من گفت. توصیه می کنم اگر می توانید متن عبری را بخوانید.

فقط یک چیز را میداند. داوود با استفاده از الهامی که روح القدوس بر ایشان کرده است این را میداند که آن پادشاه مافوق وی ،‌ سرور وی و خداوند وی می باشد.

همینطور که شما هم نوشتید داود فقط گفته که آن مسیح ، مافوق وی و سرور وی است و هیچ حرفی از خداوند وی نزده. خیلی فرق هست بین سرور و خدا. عیسی از این کلمه ی سرور نتیجه گرفته که مسیح پسر داود نیست. اگر خود عیسی آن مسیح مورد نظر بود، باید برعکس اثبات می کرد که مسیح پسر داود هست. اما او با دلیل به علما اعتراض می کند و حرف آنها را با این جمله : "چطور پسر داود است؟" ، رد می کند. من بیش از این اصراری نمی کنم . قضاوت با خودتان.

منظور شما را نفهمیدم از اینکه : خود شما در همان اول پرسشتان پاسخ خود را دادید.

مسیح صرفا میخواست به کاهنان ثابت کند مقام وی چیزی بالاتر از پسر داوود بودن است.

برای این منظور باید پسر داود بودن را انکار کند ؟!!

 بلکه به گفته های خود داوود نبی دقت کنند.

من هم به شما توصیه می کنم به گفته ی خود داود دقت کنید نه به ترجمه های مشکوک. آیا داود مسیح را خدا خطاب کرده ؟

بنده عهد جدید و عهد عتیق را بطور کامل خوانده ام و تا جایی که می دانم تمام انبیا در روز قیامت دشمنان خود را به زیر پا می اندازند . این اختصاص به یک مسیح ندارد. آنچه داود پیشگویی کرده مربوط به قیامت نیست، بلکه پیروزی دنیوی و مادی پیامبر نیرومند در همین دنیاست که هیچ شباهتی به عیسی مسیح ندارد. موفق باشید.

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی – 7
برچسب ها : داود ,مسیح ,عیسی ,خداوند ,داوود ,سرور ,کتاب مقدس ,عیسی مسیح ,داود نیست ,مسیح موعود ,علما اعتراض ,چنین ادعایی ندارد ,استدلال ضعیفی خواهد ,برای اثب

بحث با طلبه ی سابق

:: بحث با طلبه ی سابق

وقتی متوجه شدم یکی از طلاب قم مسیحی شده، خیلی تعجب کردم. می خواستم بیشتر با افکار ایشان آشنا شوم. بحثی را با وی شروع کردم که زیاد طولانی نشد. دوست ما اعلام کرد که تمایلی به ادامه ی بحث ندارد.

متن بحث مرا ملاحظه می کنید :

 

سلام. خيلي از آشنایی با شما خوشحالم. شما پدیده ی عجیبی هستید. نمی دانم چطور کسی که آشنایی خوبی با اسلام دارد ممکن است مسیحی بشود. چطور کسی که قرآن را با زیبایی و ویژگی های عجیبش می شناسد کتاب مقدس را ترجیح می دهد ؟ متاسفانه تا جایی که من وبلاگ شما را دیدم، جواب روشن و قانع کننده ای به این سوالات نداده اید. من اگر جای شما بودم طور دیگری می نوشتم. سعی می کردم آنچه کشف کرده ام برای دیگران باز کنم ، نه اینکه یک وبلاگ معمولی مثل سایر وبلاگ های مسیحی بنویسم. سعی می کردم نکات و سوالاتی که مردم را از مسیحیت دور می کند یکی یکی بررسی کنم و جواب دهم. لااقل جوابی که خودم را قانع کرده به دیگران توضیح دهم تا شاید آنها هم قانع شوند. خود بنده سرنوشتی کاملا متفاوت با شما داشتم. من در جوانی تصمیم گرفتم در مورد خدا و دین تحقیق کنم و در مورد ادیان مختلف کتاب هایی خواندم. ولی هر چه بیشتر با ادیان مختلف و کتاب مقدس آشنا می شدم، بیشتر قدر اسلام وقرآن را می فهمیدم. نمی خواهم تشخیص خودم را به دیگران تحمیل کنم. نظر شما هم محترم است. لطفا وبلاگ مرا بخوانید و به دیگران معرفی کنید. ممنون
من سوالات زیادی برای مسیحیان در وبلاگم مطرح کرده ام. اگر لطف کنید و آنجا یا در وبلاگ خودتان برایم جواب بنویسید خیلی متشکر می شوم. موفق باشید.

با سلام مجدد به آقا هادی

ظاهرا شما تمایلی به بحث ندارید. من هم اصراری ندارم. ولی چون شما مساله ی آرامش و خوشبختی را بصورت مبالغه آمیزی مطرح می کنید، لازم دیدم تذکری بدهم. خیلی از ادیان و مکاتب چنین اثر شدیدی روی بعضی انسانها گذاشته اند که اگرچه ارزشمند و مهم است ولی بطور قطع چیزی را ثابت نمی کند و نمی تواند معیار تشخیص حق و باطل باشد. من معمولا راهب های بودایی را مثال می زنم که به نشانه ی اعتراض خودسوزی می کردند بدون اینکه آخ بگویند و بدنشان دچار لرزش شود. شاید عکس یا فیلمش را دیده باشید و در اینترنت هست. بنده ادعا ندارم که بتوانم کاری مثل آنها بکنم، شما را نمی دانم. آیا مسیحیت چنین قدرتی به شما بخشیده ؟ ولی مساله این است که قدرت راهب ها دلیل حقانیت آنها نیست. از نظر ما آنها بت پرست هستند. زمان انقلاب ما شنیده بودیم که ساواکی ها پای یکی از چریکهای فدایی خلق را اره کردند و او حرف نزد. من و شما چنین عرضه ای داریم ؟ لذا می خواستم عرض کنم که این استدلال شما یک جور غرور بیجا است و امیدوارم خدا به شما توفیق دهد عاقلانه و بدور از احساسات در مورد مسیحیت و اسلام قضاوت کنید. آنچه در مورد نیقودیموس نوشتید به عقیده ی حقیر یکی از متن های مبهم در انجیل است که اشاره ای به تولد دوباره و ایمان به پسرخدا کرده بدون اینکه مشخص کند منظورش چیست. چنین متن هایی نشانه ی تحریف و سانسور هستند ، چون حتما حضرت عیسی خیلی واضح منظور خود را می گفته (مگر شرایط تقیه باشد) ولی راویان آنرا ناقص و مبهم نقل کرده اند که هر کس به سلیقه ی خود برداشتی بکند. سبز بودن شما هم به معنی احترام به عقاید مخالف است و دلیل سهل انگاری در مورد اعتقادات نمی شود. التماس دعا.  

 

سلام مجدد

در مورد تاثیر معجزه بنده به شما حق می دهم. مسلما اگر کسی چنین چیزی ببیند خیلی تحت تاثیر قرار می گیرد و نمی شود او را سرزنش کرد. ولی با وجود این انسان باید سعی کند حتی در چنین شرایطی هم عاقلانه رفتار کند. مثلا آیا اگر شما چیز معجزه آسایی از حضرت علی می دیدید، علی اللهی می شدید ؟ یا یک شیعه نرمال معمولی ؟ اگر با توسل به حضرت عیسی معجزه ای در زندگی شما اتفاق افتاده، این دلیل نمی شود که شما مطالب افراطی کتاب مقدس را هم بپذیرید. یاد آوری می کنم که حوادث معجزه آسا همیشه در همه جا بوده اند، حتی آنطور که شنیده ام هندوها هم برای خود معجزات و کراماتی دارند. این یک معما و مساله ی عجیب است که بنده برایش جواب قاطعی ندارم.

در جاده قزوین به رشت وقتی به لوشان رسیدید می توانید به روستایی روی کوه بروید که قبر سه امامزاده دارد و به نام محمدحنفیه معروف است. در اینجا همه روزه یک پدیده ی عجیب تکرار می شود . بعضی از کسانی که زیارت می کنند جلوی امامزاده دراز می کشند و بدون اراده قل می خورند، از پله ها پایین می روند و بعد دوباره در جهت عکس قل می خورند و از پله ها بالا می روند تا جلوی در امامزاده. من شاهد این پدیده بودم ولی برای خودم اتفاق نیفتاد. آیا باید محمد حنفیه را به خدایی برسانیم ؟

آیه 21 متا 7 درست برخلاف انجیل هاست، چون اعلام می کند خدا شمردن عیسی راه نجات نیست، بلکه نجات تنها از راه عمل صالح ممکن است. بنده در وبلاگم توضیح داده ام که حضرت عیسی ادعای خدایی نداشت و این چیزی است که بعدها گروهی به او نسبت دادند. شما می توانید یک مسلمان باشید و در ضمن به حضرت عیسی ارادت خاص داشته باشید. چرا باید تعلیمات افراطی پولس را به اسم مسیحیت قبول کنید ؟

موفق و موید باشید.  

 

با عرض سلام ، از اینکه وقت شما را می گیرم عذر می خواهم.

بنده در مورد تحریف کتاب مقدس با شما موافق نیستم و فکر نمی کنم خنده دار باشد، آنهم در حد فرمایشات احمدی نژاد. این تنها ادعای مسلمان ها نیست. مثلا تا جایی که می دانم ، تولستوی هم دین مسیحیت فعلی را ساخته پولس می دانست. احتمالا قبول دارید که تعلیمات پولس سه محور دارد : 1- منسوخ شدن شریعت 2- تجسم خدا 3- نجات رایگان با ایمان به مسیح. خواهش می کنم لطفی در حق بنده بکنید و سه جمله از عیسی بیاورید که صراحتا این سه محور را تایید کند. من واقعا فکر نمی کنم چنین چیزی در انجیل ها باشد، بلکه مخالفش هست. مثلا آیه 21 متا 7 نجات رایگان را تایید می کند یا نجات با عمل صالح ؟ چرا باید حرف پولس را به حرف عیسی ترجیح دهیم ؟!

یکی دیگر از محور های تحریف ، پیشگویی های مربوط به حضرت محمد است که موضوع اصلی وبلاگ بنده است. خواهش می کنم بخوانید و نظر بدهید.   

 

من می دانم که در کتاب مقدس به نفع این ادعا که عیسی خداست، خیلی نوشته شده، اما با بررسی بعضی از داده های این کتاب می توان فهمید :

1-      عیسی خود را پیامبر معرفی کرده است (مرقس 6:4).

2-      قبل از نوشتن 4 انجیل، او بعنوان پیامبر کتاب مقدس خود انجیل را داشته است که الآن موجود نیست (مرقس 14:9).

3-      او اصلا قصد نداشت خود را قربانی کند، برای همین از پدر درخواست نجات کرد (متا 26:39).

4-      او شریعت را منسوخ نکرد (متا 5: 17-19).

5-      عیسی می گفت که هر کس باید طبق قانون خدا عمل نموده، خود را نجات دهد (متا 7:21).

6-      عیسی "پسر انسان" نبود، چونکه او فرزند داود است (متا 22: 41-46).

7-      او به خدای یگانه ایمان داشت. خود را خدای دوم یا پسر خدا به معنای واقعی حساب نمی کرد (یوحنا 17:3).

8-      در پاسخ به یهودیان ، او توضیح داد که عبارت پسر خدا را بطور مجازی بکار می برد، مثل داود و سایر انبیا (یوحنا          10: 34-36).

همه ی این حقایق را می توان از تعلیمات حضرت محمد هم فهمید، همانطور که حضرت عیسی در مورد تسلی دهنده پیش گویی کرده است : همه چیز را به شما یاد می دهد و همه ی آنچه من گفته ام ، به یادتان می آورد. در مورد من شهادت می دهد. مرا جلال می دهد.

 

سلام. ببخشید مزاحم می شوم.

اولا عرض کنم که بنده با آقا میلاد هیچ آشنایی و ارتباطی ندارم. بنده از شما خواهش کردم سه جمله بنویسید ، ولی شما فقط اشاره کردید به این همه سخنان عیسی در مورد الوهیت خودش. لطف می کردید و بطور مشخص سه آیه می آوردید.

یهودیان می خواستند عیسی را بکشند، بخاطر اینکه عیسی می گفت مسیح پسر داود نیست (متا 22: 41-46). برای کشتن او لازم بود اول برچسبی به او بزنند، لذا گفتند او ادعای خدایی دارد. ولی عیسی بوضوح اعلام کرد که شما حرف مرا بد معنی می کنید و من چیز خلاف شرعی نگفته ام . قبل از من هم داود و سایر انبیا از عباراتی مثل پسرخدا استفاده می کردند (یوحنا          10: 34-36). البته من فکر می کنم مسیحیت ناب با این مسیحیت فرق دارد ، ولی به جملات همین کتاب که شما قبول دارید، استناد می کنم و منتظرم شما از همین کتاب برایم جواب تهیه کنید. صحبت عیسی در مورد تکمیل شریعت، صراحتا ربطی به نجات رایگان ندارد. شما بر اساس تصورات و تفسیرهای خودتان آنها را به هم ربط می دهید. در مورد سبت و روزه اگر بخواهم حرف بزنم خیلی طولانی می شود، ولی بهرحال این مسائل هم ارتباط مستقیم با سه محور مذکور ندارد. لطفا جملات مرتبط با موضوع پیدا کنید که نیازی به تفسیر نداشته باشد و زودتر به نتیجه برسیم. وقتی عیسی از نگاه بد نهی می کند، این به معنی منسوخ شدن شریعت یا نجات رایگان نیست. این خودش یک دستورشرعی است و لزوم عمل صالح را اعلام می کند یعنی برعکس نجات رایگان است.

در مورد پیشگویی پیامبر اسلام ، قبل از بنده خیلی ها متوجه شده اند و این ادعای تازه ای نیست که بنده مطرح کرده باشم. همان زمان پیامبر(ص) افرادی مثل سلمان یا کعب الاحبار و غیره از اهل کتاب این موضوع را تایید کردند و در زمان معاصر هم افراد متخصصی مثل فخرالاسلام، جدید الاسلام و عبدالاحد داود همین را می گویند و البته این منافاتی ندارد با اینکه حضرت عیسی (ع) در مورد پنطیکاست هم پیشگویی کرده باشد. شاید راویان این دو موضوع را با هم مخلوط کرده باشند. در مورد استفاده از شمشیر هم که یک بحث قدیمی و تکراری است فقط اشاره می کنم که سایر انبیا بیشتر از حضرت محمد از شمشیر استفاده کردند و حضرت عیسی هم آنها را تایید کرد. خودش هم گفته نیامدم صلح بیاورم بلکه شمشیر. پس تاکید شما روی مساله شمشیر به نظر حقیر بی فایده است. تا زمانی که سه جمله از عیسی نیاورده اید، فکر کنم  برای خندیدن به مساله تحریف کتاب مقدس کمی زود باشد. اگر لطف کنید و بحث را با همان سه محور فوق ادامه دهید، خیلی ممنون می شوم. التماس دعا.

 

سلام دوست عزیز

امیدوارم که حالتان خوب باشد. من 5 روز است که منتظر جواب شما هستم. امیدوارم از دست من دلخور نباشید. اگر برایم جواب بنویسید خیلی ممنون می شوم.

 

سلام دوست من

از برخورد صادقانه و متواضعانه ی شما خیلی لذت بردم و تشکر می کنم. خوشبختانه بنده هم می توانم اعتراف کنم که انسان کاملی نیستم و هنوز با اطمینان فاصله ی زیادی دارم. از شما توقع ندارم که حتما کاملترین جواب را بنویسید. هدف تبادل نظر و اطلاعات است. شما می توانید هر چه که فکر می کنید بنویسید، حتی اگر هیچکس را قانع نکند. من می خواستم با افکار شما آشنا شوم. واضح است که هیچکدام از ما نمی تواند براحتی نظر دیگری را عوض کند. شاید اصلا لازم هم نباشد. من امیدوارم که خدا از هردوی ما راضی باشد. انشاالله

اگرموفق نشدید سه جمله از عیسی در تایید نظرات پولس پیدا کنید، می توانستید همین را بنویسید و بعدا بیشتر دنبال جواب نهایی بگردید. من منتظر جواب نهایی شما هم می مانم. نظر بنده این است که عیسی نه تنها تعلیمات پولس را تایید نکرده، بلکه برخلاف آن هم حرف زده. صراحتا گفته من نیامدم شریعت را منسوخ کنم. از این واضحتر باید می گفت ؟! وقتی خودش را پیغمبر یا رسول معرفی می کند، غیر مستقیم یعنی ادعای خدایی ندارد. خدا و پیغمبر دو موضوع متفاوتند. پیغمبر واسطه بین خدا و مردم است (یعنی خود خدا نیست). مومنین اولیه عیسی را بعنوان پیغمبر قبول داشتند. اگر عیسی خدا بود، باید بالاخره در یک مرحله از فعالیتش اعلام می کرد : ایهاالناس من پیغمبر نیستم، اشتباه نکنید. من خود خدا هستم. ولی عیسی هیچوقت چنین چیزی را اعلام نکرد، حتی در جمع حواریون. از طرف دیگر، در کتاب مقدس حضرت سلیمان هم پسر خدا معرفی شده (اول تواریخ ایام ، باب 28 آیه 6)، ولی کسی او را خدا نمی داند. در آیه 21 متا 7 هم نجات رایگان رد شده. دستوراتی که عیسی در مورد نماز، روزه، زکات و نگاه به نا محرم می دهد همه مستلزم تایید شریعت است و نجات با عمل صالح را تایید می کند. حواریون حتی بعد از رفتن عیسی پایبند شریعت و سبت بودند. اگر عیسی شریعت را منسوخ کرده بود، پطرس نمی دانست ؟! متاسفانه شما پیرو عیسی نشده اید، پیرو پولس شده اید. این اشتباه وحشتناکی است که امیدوارم متوجه آن شوید. من آنچه به عقلم می رسید گفتم به امید اینکه مفید باشد. اگر شما هم نظر خود را توضیح دهید ممنون می شوم و استفاده می کنم. التماس دعا.

 

سلام

ممکن است من بحثی که با شما داشتم بعدها در وبلاگم بگذارم. اگر راضی نیستید بفرمایید تا اسم و آدرس شما را حذف کنم.

من گهگاهی به وبلاگ شما سر می زنم تا با افکار شما بیشتر آشنا شوم. موفق باشید.

شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۲

http://golbegim.blogfa.com/post/14

 

سوال زیر را از چند دوست مسیحی پرسیده ام ولی جوابی نگرفته ام. اکثرا هیچ جوابی نمی نویسند. نمی فهمم معنایش چیست ؟ بالاخره باید یک نظری داشته باشند. این سوال را هم در اینجا می آورم تا انشاالله یک نفر جواب دهد.

چرا حضرت عیسی به تعلیمات درست علما اعتراض کرده ؟؟!!

 

سلام آقا ....

در پاسخ به سوالی که از مسلمانها پرسیدید عرض می کنم که البته بنده کارشناس نیستم و نمی توانم قاطعانه نظر دهم ولی تصورم این است که کتاب مقدس هم قبل وهم بعد از حضرت محمد تحریف شده. قرآن اگرچه تورات و انجیل اصیل را تایید کرده، ولی در مورد تحریف لفظی و معنوی آنها توسط اهل کتاب هم در آیات متعدد صحبت کرده. جالب این است که خود کتاب مقدس هم اشاراتی به این موضوع دارد مثلا دوم پادشاهان 22 آیه 8 در مورد پیدا شدن کتاب مقدس بعد از مدتها و ارمیا 23 آیه 36 در مورد تحریف وحی.

خود حضرت عیسی در همین اناجیل می گوید :  علما چطور می توانند بگویند مسیح پسر داوود است ؟

(مرقس12 آیات 35-37 و لوقا20 آیات 41-44)

به نظر شما، این اعتراض به تعلیمات علما نیست ؟ در حالی که عیسی مسیح قطعا پسر داود بوده، چرا به حرف علما اعتراض می کند ؟ در دوران بعد از اسلام هم اگر چه کتاب ها زیادتر شده بودند و منتشر شده بودند ولی خودتان می دانید که کلیسا با چه خشونتی با مخالفان خود، حتی مسیحیان ناراضی برخورد می کرد.  آیا عجیب است که چنین کلیسایی با زور کتاب ها را عوض کند ؟ برای همین گهگاه می شنویم که در کتابهای قدیمی به زبان سریانی مثلا بجای تسلی دهنده نوشته شده پریکلیت (احمد) و امثال این. التماس دعا.

 

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با طلبه ی سابق
برچسب ها : عیسی ,مورد ,کتاب ,بنده ,حضرت ,کرده ,کتاب مقدس ,حضرت عیسی ,نجات رایگان ,حضرت محمد ,ادعای خدایی

بحث با هموطن مسیحی - 8

:: بحث با هموطن مسیحی - 8

سلام عرض می کنم و از پاسخ شما متشکرم.

سلام. خواهش میکنم وظیفه ای هست که باید انجام داد 

«در دل خویش مسیح را در مقام خداوند برافرازید و همواره آماده باشید تا هر‌کس دلیل امیدی را که در شماست بپرسد، او را پاسخ گویید، امّا به‌نرمی و با احترام.»  (اول‌پطرس ۳ : ۱۵-۱۶)

. اگر خود عیسی آن مسیح مورد نظر بود، باید برعکس اثبات می کرد که مسیح پسر داود هست. اما او با دلیل به علما اعتراض می کند و حرف آنها را با این جمله : "چطور پسر داود است؟" ، رد می کند. من بیش از این اصراری نمی کنم . قضاوت با خودتان.

منظور شما را نفهمیدم از اینکه : خود شما در همان اول پرسشتان پاسخ خود را دادید.

مسیح صرفا میخواست به کاهنان ثابت کند مقام وی چیزی بالاتر از پسر داوود بودن است.

برای این منظور باید پسر داود بودن را انکار کند ؟!!

بنده به شما گفتم اگر که صرفا مسیح پسر داوود بود ، داوود نبی هیچگاه این حق را به خود نمیداد که او را خداوند خود خطاب کند. اعتراض و یا پاسخ عیسی به یهودیان کاملا بجا بود تا از این جهل در بیایند.

بنده هنوز هم عرض می کنم که مسیحیان حرف داود را دقیق ترجمه نمی کنند. بهتر از ترجمه ی انگلیسی، خود متن عبری است که نوشته یهوه به آدن من گفت. توصیه می کنم اگر می توانید متن عبری را بخوانید.

فقط یک چیز را میداند. داوود با استفاده از الهامی که روح القدوس بر ایشان کرده است این را میداند که آن پادشاه مافوق وی ،‌ سرور وی و خداوند وی می باشد.

همینطور که شما هم نوشتید داود فقط گفته که آن مسیح ، مافوق وی و سرور وی است و هیچ حرفی از خداوند وی نزده. خیلی فرق هست بین سرور و خدا. عیسی از این کلمه ی سرور نتیجه گرفته که مسیح پسر داود نیست.

 بلکه به گفته های خود داوود نبی دقت کنند.

من هم به شما توصیه می کنم به گفته ی خود داود دقت کنید نه به ترجمه های مشکوک. آیا داود مسیح را خدا خطاب کرده؟

در حال حاضر دقیق ترین ترجمه ای که از کتاب مقدس در جهان وجود دارد ترجمه انگلیسی NIV هست. اکثر استادان و مفسرین کتاب مقدس از این ترجمه استفاده میکنند و از نظر خودم هم بهترین ترجمه حال حاضر در جهان از کتاب مقدس همین ترجمه هست. حتی منتقدین کتاب مقدس از همین ترجمه استفاده میکنند. ترجمه های ان آی وی به این خاطر دقیق هستند که از نسخه های اولیه کتاب مقدس ترجمه شده اند.

بیایید ببینم ترجمه ان آی وی مزمور 110 را چگونه ترجمه میکند.

The Lord says to my lord:

Sit at my right hand

    until I make your enemies

    a footstool for your feet.”


همانطور که میبینید در این ترجمه کلمه لرد به کار رفته است و لرد به معنای پروردگار و خداوند است.

اما بگذارید کمی در مورد کلمه آدونای که شما میگویید صحبت کنیم ! 

آدونای، صاحب یا مالک

"آدونای" نام دیگری است که خدا بوسیلۀ آن خود را به ما نشان می‌دهد. این نام حدوداً سیصد مرتبه در عهد عتیق به چشم می‌خورد. واژۀ آدونای به معنی مالک یا صاحب می‌باشد و نشان می‌دهد که خدا مالکِ هر انسانی است، به همین دلیل ما مدیون هستیم که کاملاً از او اطاعت کنیم. قابل توجه است که هر دو واژۀ اِلوهیم و آدونای فرم جمع دارند.

اما یکبار نیز در مزمور صدو دهم، آیۀ ۱ واژۀ آدونای به شکل مفرد برای اشاره به خدا بکار رفته است. کلام خدا می‌فرماید: "یَهُوَه به خداوندِ من گفت به دست راست من بنشین، تا دشمنانت را پای انداز تو سازم" به عبارت دیگر: "یهوه به آدونای من گفت به دست راست من بنشین، تا دشمنانت را پای‌انداز تو سازم." در اینجا سؤالی پیش می‌آید که واژۀ آدونای در آیۀ ذکر شده به کدامیک از سه شخصیت الوهیت اشاره دارد. با مطالعۀ انجیل متی فصل بیست و دوم، آیات ۴۱ تا ۴۵ می‌فهمیم که واژۀ آدونای مزمور صد و دهم آیۀ ۱ به شخص عیسی مسیح اشاره دارد. کلام خدا می‌فرماید که "عیسی از آن فریسیانی که اطراف او ایستاده بودند پرسید: عقیدۀ شما دربارۀ مسیح چیست؟ او فرزند کیست؟ آنها جواب دادند: او فرزند داود است. عیسی از آنها پرسید پس چطور است که داود با الهام از جانب خدا او را خداوند می‌خواند؟ زیرا داود می‌گوید: خداوند به خداوندِ من گفت: بر دست راست من بنشین تا دشمنان تو را زیر پاهای تو قرار دهم. او چطور می‌تواند فرزند داود باشد در صورتی که خود داود او را خداوند می‌خواند؟" (انجیل متی فصل بیست و دوم، آیات ۴۱ تا ۴۵)

داود وقتی با الهام از روح‌القدس دربارۀ مسیح صحبت می‌کند آدونای را به شکل مفرد بکار می‌برد در حالی که همانطور که گفتیم آدونای فرم جمع دارد.

اما جدای از اینها اگر فرض کنیم مزمور 110:1 هیچ ارتباطی به خداوندی عیسی مسیح ندارد اگر سیری در عهد عتیق بکنیم به پیشگویی های دیگر پیامبران خداوند برمیخوریم که میتوان از آنها الوهیت مسیح را دید.

بررسی پیشگویی های کتاب مقدس

پیشنهاد میکنم حتما نوشته های زیر را به صورت کامل بخوانید

«پیشگویی میکای نبی»  (750 سال پیش از مسیح) نبوت: ازلی بودن مسیح و الوهیت وی

پیشگویی بدنیا آمدن مسیح در شهر بیت لحم     پیشگویی: 

و تو اي بيتْ لَحِم اَفراتَه اگر چه در هزاره هاي يهودا كوچك هستي، از تو براي من كسي بيرون خواهد آمد كه بر قوم من اسرائيل حكمراني خواهد نمود و طلوع هاي او از ايّام ازل بوده است.(ميكا5: 2)

تحقق: و چون عيسي در ايّام هيروديس پادشاه در بيتْ لحم يهوديه تولد يافت...
(متي2: 1و همچنين متي2: 4؛لوقا2: 4-7؛ يوحنا7: 42) و
در ازل کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه خدا بود... و کلمه جسم پوشید و در میان ما ساکن شد(یوحنا باب 1)

نکته ی مهم دیگر اشاره به ازلی بودن مسیح میباشد و میبینیم باز هم نبی دیگر 700 سال پیش از مسیح، الوهیت و ازلی بودن عیسی خداوند را نبوت کرده. «پیشگویی اشعیاء نبی» اينک‌ باكره‌ حامله‌ شده‌، پسری‌ خواهد زاييد ... (اشعیا ۷ : ۱۴)
«پیشگویی به دنیا آمدن مسیح از مریم باکره و الوهیت او(مسیح)» یکی از بخشهای مشهورِ کتاب‌ِمقدس، نوبتِ اشعیای نبی در فرازِ
۷ : ۱۴ کتابش می‌باشد. این فراز، در متنش، به قرار زیر است:

و خداوند بار ديگر آحاز را خطاب‌ كرده‌، گفت‌: «از خداوندْ خدای خود نشانه‌ای‌ بخواه‌؛ آن را، چه از تَه اعماق باشد و چه در اوج ارتفاعات، تقاضا کن!» اما، آحاز گفت‌: «اين‌ كار را نخواهم‌ كرد و خداوند را امتحان‌ نخواهم‌ نمود.»
پس اشعیا گفت‌: «ای‌ خاندان‌ داود بشنويد! آيا اين‌ كافی‌ نيست‌ كه‌ مردم‌ را از خود بيزار كرده‌ايد؟ آیا‌ می‌خواهيد خدای مرا نيز از خود بيزار كنيد؟ بنابراين،‌ خودِ خداوند به‌ شما نشانه‌ای خواهد داد: اينک‌ باكره‌ای‌ حامله‌ شده‌، پسری‌ خواهد زاييد، و او عمّانوئيل [که یعنی "خدا با ما"]‌ خوانده خواهد شد. او شیرِ بسته‌شده‌ و عسل‌ خواهد خورد، آن هنگام که ترک‌ كردن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند. اما، پیش‌ از آنكه‌ پسر ترک‌ نمودن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند، زمين دو پادشاهی که‌ شما از آنان‌ می‌ترسيد، متروک‌ خواهد شد.» (اشعیا
۷ : ۱۰-۱۶) در این نوشته برآنیم تا توضیحاتی را پیرامون بخشهایی از این برگرفته ارائه دهیم. از خداوندْ خدای خود نشانه‌ای‌ بخواه‌ ...

واژه‌ای که در فرازِ ۱۱، «نشانه» ترجمه شده است در متن اصلی owt'  تلفظ می‌شود. این واژه در اصل به معنای نشانه‌ای است که با آن چیزی را مشخص می‌کنند. از متن فرازِ ۱۱ اما روشن است که منظور از این نشانه، نشانه‌ای ماورائ‌طبيعی و خارق‌العاده بود؛ معجزه‌ای که به‌واسطه‌ی آن وعده‌های نبوتی اشعیا به‌شکل غیرقابل‌انکاری، در مقابل آحاز که پادشاهی بی‌ایمان و خدانشناس بود، پشتیبانی و تایید شوند. در واقع، از متن این فراز روشن است که اشعیای نبی در آن هنگام اطمینان داشته که خداوند به او قدرتِ ظهور هر معجزه یا نشانه‌ی ماورائ‌طبيعی‌ای را که آحاز ممکن بوده درخواست نماید، اعطا نموده است.
البته، در فراز
۱۲، می‌خوانیم که آحاز این پیشنهادِ اشعیا را رد می‌کند و از درخواستِ نشانه‌ای امتناع می‌ورزد. این امر باعث می‌شود که اشعیای نبی دیگر او را به تنهایی موردِ خطاب قرار ندهد، بلکه کل خاندان داوود را. ضمایر دوم شخص در آیاتِ ۱۳ و ۱۴ که حاوی پاسخ اشعیا هستند، جمع می‌باشند. معمولا، نبوتها و وعده‌هایی که به خاندان داوود اختصاص می‌یابند، بازه‌ی زمانی ماورای عصر خود را نیز شامل می‌شدند. نشانه‌ی تولدِ عمانوئیل، هرچند دلگرمی‌ای برای خاندان داوود و مردم یهودا بود، اما لزوما نشانه‌ای برای شخص آحاز پادشاه نمی‌توانست باشد. در واقع، اشعیا پیشتر به آحاز هشدار داده بود که «اگر [خداوند] را باور نكنند، هرآينه‌ برقرار‌ نخواهند ماند.» (آیه‌ی ۹) اينک‌ باكره‌ حامله‌ شده‌، پسری‌ خواهد زاييد ... واژه‌ای که در فراز اشعیا ۷ : ۱۴، "باکره" ترجمه شده بحث‌برانگیزترین بخش این پیشگویی عجیب می‌باشد. این واژه در متن عبری almaah` تلفظ می‌شود. برخی، به‌ویژه یهودیان، اعتراض کرده‌اند که این واژه را نباید "باکره" ترجمه نمود، بلکه "زن جوان". دلیلی هم که می‌آورند آن است که واژه‌ی معادل باکره در کتابِ‌مقدس almaah` نیست، بلکه bªtuwlaah می‌باشد. این اما در حالی‌ست که اگر کاربردهای این دو واژه را در کتاب‌ِمقدس مرور کنیم، می‌بینیم که این ادعا چندان هم از پایه و اساس محکمی برخوردار نمی‌باشد. به عنوان نمونه، در ترجمه‌ی

 New Jewish Publication Society (مشهورترین ترجمه‌ی مدرن عهدِقدیم در میان یهودیان)، واژه‌ی bªtuwlaah، از میان ۵۰ باری که در متن اصلی استفاده شده، تنها در ۱۹ مورد، virgin ترجمه شده است. در واقع، هرچند که واژه‌ی bªtuwlaah در کتابِ‌مقدس، عموما می‌تواند به معنای باکره بکار رفته باشد، اما مواردی نیز هستند که این واژه حتی برای زنان ِ شوهردار نیز به‌کار رفته است. (به عنوان مثال، در یوئیل ۱ : ۸، bªtuwlaah به زن بیوه اطلاق شده است.) در حالیکه واژه‌ی almaah` در کتاب‌ِمقدس، به‌روشنی برای دختران جوانی که در سن (یا در آستانه‌ی) ازدواج بسر می‌برند، استفاده شده است. برای روشن‌تر شدن مطلب، می‌توان به‌عنوان نمونه، به کاربردهای این دو واژه در وصفِ ربکا، همسر آینده‌ی اسحاق، در فصل ِ ۲۴ کتابِ پیدایش رجوع نمود. در فرازِ ۱۶ این فصل چنین می‌خوانیم: و آن‌ دختر بسيار زیباروی و باكره‌ (~bªtuwlaah~) بود، و مردی‌ او را نشناخته‌ بود. پس‌ به‌ چشمه‌ فرورفت‌، و سبوی خود را پر كرده‌، بالا آمد. می‌بینیم که علاوه بر ذکر شدن bªtuwlaah برای اشاره به باکره بودن ربکا، این توضیح هم به آن افزوده شده که «مردی‌ او را نشناخته‌ بود.» این در حالی است که اگر این واژه منحصرا و مستقیما به معنای "زن جوان باکره" می‌بود، دیگر چه نیازی به چنین توضیحی بود؟! از طرفِ دیگر، واژه‌ی Almaah` در همین فصل، در آیه‌ی ۴۳ برای ربکا، چنین بکار رفته است: اينک من‌ به‌ سر اين‌ چشمه‌ی آب‌ ايستاده‌ام‌. پس‌ چنين‌ بشود كه‌ آن‌ دختری (~almaah`~)‌ كه‌ برای كشيدن‌ آب‌ بيرون‌ آيد، و به‌ وی گويم‌، «مرا از سبوی خود جرعه‌ای‌ آب‌ بنوشان.» مسلما، منظور از «آن دختر»، دختر جوان و باکره‌ای است که قرار بوده همسر آینده‌ی اسحاق شود. واژه‌ی almaah` هفت‌بار در کتاب‌ِمقدس ذکر شده است، و هر هفت‌بار برای دختری بکار رفته که به سن ازدواج رسیده است (پیدایش ۲۴ : ۴۳؛ خروج ۲ : ۸؛ مزامیر ۶۸ : ۲۵؛ غزل‌غزل‌های-سلیمان ۱ : ۳؛ ۶ : ۸؛ امثال ۳۰ : ۱۹). همچنین، almaah` تنها لغتی در کتابِ‌مقدس است که بدون استثنا تنها برای زنان جوانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند، بکار رفته است.[۱] Albert Barnes  پیرامون معنای این واژه، چنین می‌نویسد: این لغت به‌درستی به معنای دختر، دوشیزه، باکره، زن جوانی که ازدواج نکرده اما به سن ازدواج رسیده است، می‌باشد. همچنین، یک نکته مهمی که پیرامون واژه‌ی almaah` می‌توان متذکر شد، آن است که این واژه در کتیبه‌ای باستانی (۱۴۰۰ ق.م.) که به زبان ِ Ugaritic  (زبانی سامی و هم‌ریشه با عبری) نوشته شده نیز یافت شده است. در این کتیبه، واژه‌ی bªtuwlaah نیز بکار رفته است. آنچه اما در این کتیبه مشخص می‌باشد آن است که این دو واژه به‌صورتِ مترادف با یکدیگر بکار رفته‌اند. محققانی چون Cyrus H. Gordon و Feinberg بر این عقیده هستند که برداشت متی از نبوتِ اشعیا ۷ : ۱۴ بر اساس تفسیری کهن ِ یهودی بوده است. ... او عمانوئیل خوانده خواهد شد. متی نبوت اشعیا ۷ : ۱۴ را یک نبوت مسیحایی دانسته است که در تولد معجزه‌آسای عیسی از مریم باکره به وقوع پیوسته است: تولد عیسی مسیح اینچنین روی داد: مریم، مادر عیسی، نامزد یوسف بود. امّا پیش از آنکه به هم بپیوندند، معلوم شد که مریم از روح‌القدس آبستن است. از آنجا که شوهرش یوسف مردی پارسا بود و نمی‌خواست مریم رسوا شود، چنین اندیشید که بی‌هیاهو از او جدا شود. امّا همان زمان که این تصمیم را گرفت، فرشته خداوند در خواب بر او ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خود مریم مترس، زیرا آنچه در بطن وی جای گرفته، از روح‌القدس است. او پسری به دنیا خواهد آورد که تو باید او را عیسی [که یعنی "یهوه نجات است"] بنامی، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید.» اینهمه رخ داد تا آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود، به حقیقت پیوندد که: باکره‌ای آبستن شده، پسری به دنیا خواهد آورد و او را عِمانوئیل خواهند نامید، که به‌معنی «خدا با ما» است. چون یوسف از خواب بیدار شد، آنچه فرشته‌ی خداوند به او فرمان داده بود، انجام داد و زن خود را گرفت. (متی ۱ : ۱۸-۲۴)

البته، به نظر می‌آید که متی فرازِ اشعیا ۷ : ۱۴ را در انزوا ندیده است، بلکه آن را در متن بزرگترش، فصل‌های ۷ تا ۱۱ که از بخش‌های کلیدی نبوت‌های کتاب‌ِمقدس هستند، در نظر گرفته است. در فصل هفتم کتابِ اشعیا، این موعود قرار است به دنیا بیاید؛ در فصل نهم، او به دنیا آمده، و با عنوان "خدای قدیر،" پادشاهِ خدایی، شناسایی شده است؛ و نهایتا در فصل یازدهم، او در قوتِ ماوراءطبیعی ِ روح، سلطنت می‌کند. آنطور که متی به این نبوت‌ها می‌نگرد، به نگر روشن می‌آید که این فصول به هم مرتبط هستند، و در مجموع دربردارنده‌ی وعده‌هایی به حکم‌رانی جهان‌شمول و پرجلال مسیح موعود می‌باشند. اما، یک اعتراضی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که برخلافِ این نبوت، نام این پسر عیسی نهاده شده است، نه عمانوئیل. در پاسخ باید گفت که از ساختار نبوتِ اشعیا، روشن است که عمانوئیل خوانده شدن این پسر موعود در واقع، بیانگر وجود، شخصیت و جایگاه اوست. به عنوان مثال، قیاس شود با برگرفته‌های زیر در کتابِ اشعیا:

و شما «كاهنان‌ خداوند» خوانده خواهید شد،و «خدمتگزاران‌ خدای‌ ما» ناميده‌ خواهيد شد. گنجهای‌ قومها را تصاحب‌ خواهيد كردو ثروت‌ آنان‌ از آن‌ شما خواهد شد. (اشعیا ۶۱ : ۶) تو را ديگر «متروک»‌ نخواهند خواند، و زمينت‌ را ديگربار «خرابه»‌ نخواهند نامید‌. بلکه، تو «حَفصيبَه» خوانده خواهی شد،‌ و زمينت‌ را «بَعولَه»؛‌زيرا خداوند از تو مسرور خواهد شد، و زمين‌ تو را عروس خویش خواهد گردانید. (اشعیا ۶۲ : ۴) واضح است که این "خوانده شدن"ها و "نامیده شدن"ها بیانگر نام اصلی و شخصی نیستند، بلکه بیانگر عنوان، توصیف و لقبی که به دلیل جایگاه و شرایطِ موصوف، به آن اطلاق می‌شوند یا خواهند شد. (همچنین، رجوع شود به اشعیا ۹ : ۶ که همین پسر با چهار نام دیگر نیز نامیده شده است.) در واقع، وجودِ الهی عیسی که مسیح اسرائیل (یوحنا ۱ : ۴۱؛ ۴: ۲۵؛ اعمال‌رسولان ۲ : ۳۱و۳۴) و تجسم کلام ذاتی خداست (یوحنا ۱ : ۱و۱۴و۱۸)، این نبوتِ اشعیا را برای خاندان یهودا، به کامل‌ترین شکل و نهایی‌ترین تحققش، به انجام رسانده است. مسیحیان نیز در طول تاریخ، همواره حضورِ عیسای مسیح در میانشان و در کلیسایشان را همان حضور خداوند دانسته‌اند، و در عین حال، او را انسانی دانسته‌اند که یکی از آنان است؛ و در این پسر موعود است که خداوند قدرتِ نجات‌بخش و شکست‌ناپذیر خویش را عیان می‌کند، و آن را، از برای لطفِ بی‌کرانش، در اختیار برگزیدگان خویش قرار می‌دهد. می‌بینیم که عمانوئیل خوانده شدن این پسر، به کاملترین صورت در شخص عیسی پسر دوشیزه مریم به انجام رسیده است... تا آنكه‌ ترک‌ كردن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند. در آیه‌ی ۱۵ این فصل، در وصفِ این کودک چنین می‌خوانیم: او شیرِ بسته‌شده‌ و عسل‌ خواهد خورد، آن هنگام که ترک‌ كردن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند.

تمیز دادن نیک و بد، و دانستن «ترک کردن بدی و اختیار کردن خوبی،» اشاره به سنینی دارد که طی آنها، طفل دوران جنینی را پشتِ سر می‌گذارد (قیاس شود با تثنیه ۱ : ۳۹). منظور از طفلی که هنوز نیک و بد را تشخیص نمی‌دهد، ظاهرا طفلیست که دست‌ِکم هنوز ۳ سالش نشده است. البته، برخی نیز آن را با در نظر داشتن سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی دانسته‌اند؛ سنی که برای پسران یهودی، سن تکیفِ شرعی به‌شمار می‌آمده، و در یهودیت سن مهمی برای پسران دانسته می‌شده است.
بر این اساس، این فراز به آن معناست که این پسر وقتی دوران جنینی‌اش را پشتِ سر گذاشت، یا وقتی به سن
۱۲ یا ۱۳ سالگی رسید، غذایش شیرِ بسته‌شده و عسل (غذایی که در سرزمین موعود به‌فراوانی یافت می‌شده) خواهد بود. (قیاس شود با یوشع ۵ : ۶.) این عمانوئیل موعود کیست؟ (الوهیت مسیح)

مفسران یهودی ظاهرا اصرار دارند تا نشان دهند که این عمانوئیل موعود صرفا یکی از فرزندان آحاز پادشاه یا اشعیای نبی بود. با این وجود، درباره‌ی اینکه فرزند موعود کیست بین آنان و مفسران هم‌رای با ایشان اختلاف هست. این در حالیست که اگر میلادِ عمانوئیل در زمان حیاتِ آحاز رخ داده باشد، می‌توان انتظار داشت که رخ‌دادِ آن در کتابِ اشعیا روایت شده باشد و به تحقق نبوتِ اشعیا در این رخ‌داد اشاره‌ای شده باشد (قیاس شود با اول‌پادشاهان ۸ : ۱۵؛ دوم‌پادشاهان ۱۵ : ۱۲)، در حالی که چنین اشاره‌ای را در کتابِ اشعیا به تحقق این نبوت نمی‌توان یافت. 
نکته‌ی دیگری نیز که باید در اینجا به آن توجه نمود آن است که هیچ‌کدام از ویژگی‌هایی که برای عمانوئیل در کتابِ‌مقدس می‌یابیم با چنین برداشتهایی مطابقت نمی‌کنند. نه‌تنها این، بلکه توصیفاتِ موجود پیرامون این عمانوئیل کلا برای یک کودک عادی غیرقابل‌انطباق هستند. در فرازِ اشعیا
۸ : ۸، دراینباره چنین آمده است:

و بر يهودا تجاوز نموده‌، سيلان‌ كرده‌، از آن عبور خواهد نمود تا آنكه‌ به‌ گردنها برسد. بالهای‌ خود را پهن‌ كرده‌، طول‌ و عرض‌ زمینت‌ را - ای‌ عمّانوئيل -‌ خواهد پوشانید. (اشعیا ۸ : ۸)

(قیاس شود با: اشعیا ۱۴ : ۲۵؛ ۴۷ : ۶؛ هوشع ۹ : ۳؛ ارمیا ۲ : ۷؛ ۱۲ : ۱۴)
اینکه آمده «زمینت را، ای عمانوئیل» در وحله‌ی اول، اشاره به این مهم دارد که عمّانوئيل باید در سرزمین یهودا متولد شود، و این سرزمین متعلق به اوست. اینکه یهودا سرزمینی متعلق به عمّانوئيلخوانده شده، در واقع اشاره به روزنه‌ی امیدی است که به‌واسطه‌ی عمّانوئيل موعود هنوز برای مردم یهودا باقی مانده است. به دیگر سخن، این خطاب بیانگر این وعده است که خداوند به خاطر عمّانوئيل، مردم یهودا را حفظ خواهد نمود. هرچند که قرار است این سرزمین به فجیع‌ترین شکل موردِ تاخت و تاز دشمن قرار گیرد، اما، خداوند قوم یهودا را که عمانوئیل از نسل آنان است، نهایتا برای او، حفظ خواهد نمود. در اشعیا
۹ : ۶ نیز، اشاره‌ای به این پسر (عمانوئیل) شده است که ماهیت الهی-مسیحایی او را به روشن‌ترین شکل بیان نموده است. این آیه در متن آن، به قرار زیر است: با این وجود، ايـن‌ تاريكـی برای قوم‌ خدا كه‌ در تنگی‌ هستند تا ابد باقـی‌ نخواهـد مانـد. خـدا سرزمين‌ قبايل‌ زبولون‌ و نفتالی‌ را در گذشته‌ خوار و ذليل‌ ساخته‌ بود، اما در آينده‌ او تمام‌ اين‌ سرزمين‌ را از دريای مديترانه‌ گرفته‌ تا آنطرف‌ اردن‌ و حتی‌ تا خود جليل‌ كه‌ بيگانگان‌ در آن‌ زندگی می‌كنند، مورد احترام‌ قرار خواهد داد. قومی‌ كه‌ در تاريکی‌ راه‌ می‌رفتند، نور عظيمی‌ خواهند ديد. بر كسانی‌ كه‌ در سرزمين‌ ظلمت‌ زندگی‌ می‌كردند، روشنايی‌ خواهد تابيد. ... زيرا فرزندی برای ما بدنيا آمده‌، پسری‌ بما بخشيده‌ شده‌، او بر ما سلطنت‌ خواهد كرد. 

نام‌ او «عجيب‌»، «مشير»، «خدای‌ قدير»، «پدر جاودانی‌» و «سرورسلامتی‌» خواهد بود. او بر تخت‌ پادشاهی‌ داود خواهد نشست،‌ و بر سرزمين‌ او تا ابد سلطنت‌ خواهد كرد. پايه‌ حكومتش‌ را بر عدل‌ و انصاف‌ استوار خواهد ساخت‌، و گسترش‌ فرمانروایی‌ صلح‌پرور او را انتهایی نخواهد بود. خداوند قادر متعال‌ چنين‌ اراده‌ فرموده‌ و اين‌ را انجام‌ خواهد داد. 

(اشعیا ۹ : ۱-۷) چنین توصیفاتی، جز با مسیح، با هیچ شخص دیگری نمیتواند مطابقت داشته باشد. 
می‌بینیم که با وجود شواهد موجود، آنچه به نگر مسلم می‌آید دست‌ِکم آن است که فراز اشعیا
۷ : ۱۴ دربردارنده‌ی یک نبوتِ مسیحایی می‌باشد. این فراز، در واقع، نبوتی است درباره‌ی میلادِ ماوراءطبیعی پسری در خاندان داوود که قرار است با عنوان عمانوئیل شناسایی شود. این نوبت بخشی است از نبوت‌های مسیحایی که تحقق نهایی و همه‌جانبه‌اش با میلادِ ماوراءطبیعی عیسی به انجام رسیده است.  «پیشگویی ارمیای نبی» "پیشگویی الوهیت مسیح"
"و اینکه وی از خاندان داوود خواهد بود" "پیشگویی نجات بشر از طریق مسیحای موعود"
خداوند مي‌گويد: «اينك‌ ايّامي‌ مي‌آيد كه‌ شاخه‌اي‌ عادل‌ براي‌ داود برپا مي‌كنم‌ و پادشاهي‌ سلطنت‌ نموده‌، به‌ فطانت‌ رفتار خواهد كرد و انصاف‌ و عدالت‌ را در زمين‌ مُجرا خواهد داشت‌. 6 در ايّام‌ وي‌ يهودا نجات‌ خواهد يافت‌ و اسرائيل‌ با امنّيت‌ ساكن‌ خواهد شد و اسمي‌ كه‌ به‌ آن‌ ناميده‌ مي‌شود اين‌ است‌: يهوه‌ صدقينو (يهوه‌ عدالت‌ ما). (ارمیا باب 23 آیه ی 6)
میبنیم که در این جا گفته شده ، مسیحای موعود ، یهوه خوانده خواهد شد. یهوه همان خدا در زبان عبری میباشد. «منابع و تفاسیر یهودی قرون اولیه» منبع يهودي:
Echa Rabbathi مربوط به 200-500 ميلادي است كه مَراثي را در كتاب تفسير عظيمي كه بر تورات و پنج طومار نگاشته است بررسي ميكند. او راجع به مَراثي اِرِميا1: 16 چنين مي گويد:«نام مسيح موعود چيست؟  R. Abba ben Cahana  (200-300 ميلادي) گفته است نام او يَهُوَهْ مي باشد و اثبات اين مطلب جملۀ[اين است نام او](اِرِميا23: 6) است.»

بنده فعلا همین پیشگویی ها را پیدا کردم اگر پیشگویی های دیگری در مورد الوهیت مسیح پیدا کردم برایتان خواهم فرستاد. همچنین غیر از اینها پیشگویی های دیگری در کتاب مقدس وجود دارد در مورد زمان دقیق آمدن مسیح ، نحوه ی مرگ او و ... که اگر مایل باشید آن ها را برای شما خواهم فرستاد.

بنده عهد جدید و عهد عتیق را بطور کامل خوانده ام و تا جایی که می دانم تمام انبیا در روز قیامت دشمنان خود را به زیر پا می اندازند . این اختصاص به یک مسیح ندارد. آنچه داود پیشگویی کرده مربوط به قیامت نیست، بلکه پیروزی دنیوی و مادی پیامبر نیرومند در همین دنیاست که هیچ شباهتی به عیسی مسیح ندارد.

اشتباه نکنید ! آیاتی که بنده به شما دادم مربوط بود به بازگشت مسیح ! شاید بنده در جمله بندی ام اشتباهی انجام دادم که شما چنین فکری رو کردید ! در زمان بازگشتش مسیح دشمنانش را نابود میکند. در همین دنیا ! و پس از نابودی دشمنانش انتها فرا خواهد رسید. بهتر است برای درک بهتر آیات قبل و بعد را نیز بخوانید. (اول قرنتیان باب 15) بر اساس‌ اين‌ آيات‌، انتهاي‌ عالم‌ بدين‌ شكل‌ خواهد بود كه‌ ابتدا، مسيح‌ دوباره‌ باز خواهد گشت‌. سپس‌ مسيح‌ تا نابودي‌ كامل‌ همه قوات‌ شيطاني‌ و از بين‌ رفتن‌ تمامي‌ دشمنان‌ خدا سلطنت‌ خواهد كرد. آنگاه‌، همه آن‌ كساني‌ كه‌ به‌ عيسي‌ مسيح‌ ايمان‌ داشته‌ باشند، قيام‌ خواهند نمود و سپس‌ جهان‌ انتهاء خواهد يافت‌.

موفق باشید. همچنین برادر عزیز. واقعا از همکلام شدن با شما خوشحال میشوم. در پناه مسیح خداوند

 

سلام دوست من

خیلی زحمت کشیدید. جدا متشکرم.اما در مورد جواب تان عرض می کنم :

اگر که صرفا مسیح پسر داوود بود ، داوود نبی هیچگاه این حق را به خود نمیداد که او را خداوند خود خطاب کند.

مگر داود او را خداوند خطاب کرد ؟!

شما خودتان هم می دانید که داود او را سرور من خطاب کرده. از این عبارت خدا بودن مسیح فهمیده نمی شود و عیسی نمی تواند با استناد به این جمله ثابت کند که خداست. موضوع صحبت عیسی خاندان مسیح بود نه ماهیت مسیح و نتیجه ی بحث هم باید مربوط به خاندان مسیح باشد یعنی ثابت می کند که مسیح از نسل داود نیست.

در اینجا سؤالی پیش می‌آید که واژۀ آدونای در آیۀ ذکر شده به کدامیک از سه شخصیت الوهیت اشاره دارد.

اصلا چرا باید به اشخاص الوهیت اشاره داشته باشد ؟ می تواند به یک انسان مافوق داود اشاره کند.

دقیق ترین ترجمه ی شما هم به نظر بنده دقیق نیست، چون بجای دو کلمه از یک کلمه استفاده کرده و این یک جور تحریف است.

The Lord says to my lord  :خداوند به خداوندِ من گفت

در حالی که در متن عبری نوشته : یهوه به آدن من گفت.

اگر وبلاگ بنده را خوانده بودید ، می دانستید که پیشگویی میکای نبی ازلی بودن مسیح را ثابت نمی کند چون ترجمه ی دقیقش چیز دیگریست. اصولا من فکر می کنم هیچ چیز نمی تواند ثابت کند که یک انسان خداست، چه عیسی مسیح باشد چه حضرت علی، چه فرعون چه شاه ژاپن یا هند. اگر کتابی چنین ادعایی بکند فقط بی اعتباری خودش را ثابت کرده. البته پیشگویی های عهد عتیق خیلی جای بحث دارند و اگر شما به متن عبری مراجعه کنید، می بینید که ادعای شما را ثابت نمی کند. چرا کلیمیان مسیح خود را خدا نمی دانند ؟ بخاطر اینکه از متن عبری چنین نتیجه ای بدست نمی آید. در بررسی عهد جدید متوجه می شویم که وقتی از عهد عتیق نقل قول می کند بارها برای اینکه منظور خود را ثابت کند به تحریف لفظی متوسل می شود مثل همان آدن که بجایش نوشته اند خداوند. در پیشگویی اشعیا هم همینطور است. در مورد کلمه ی علمه (آلما) چیزی نمی گویم چون صاحب نظر نیستم، ولی اشکالات دیگری هم هست. ترجمه ای که من در اختیار دارم در آیه 14 می گوید : نام او را عمّانوئيل خواهد خواند. یعنی مادرش این اسم را روی بچه می گذارد (اسم اصلی اوست). ولی متی-1 می گوید: او را عِمانوئیل خواهند خواند. یعنی مردم چنین لقبی به او می دهند، که با پیشگویی اشعیا فرق دارد. پیشگویی اشعیا در مورد پسری به اسم عمانوئیل است نه عیسی. کلیمیان این آیه را به روسی اینطور ترجمه کرده اند :

برای همین خدا خودش به شما آیتی می دهد. اینک این زن جوان باردار می شود و پسری می زاید و او را به اسم عمانوئیل می نامد.

http://istok.ru/Tanah/tanach/neviim/ieshaiya/ieshaiya_3622.html

 پیش‌ از آنكه‌ پسر ترک‌ نمودن‌ بدی‌ و اختيار كردن‌ خوبی‌ را بداند، زمين دو پادشاهی که‌ شما از آنان‌ می‌ترسيد، متروک‌ خواهد شد.

این یک بشارت است و باید در آینده ی نزدیکی اتفاق بیفتد یعنی پیش از اینکه پسر به 10-12 سال برسد، دشمنان نابود می شوند. تولد عیسی که خیلی بعد از دوران اشعیا بوده چطور می تواند نشانه ی نابودی دشمنان اشعیا باشد ؟ پسر باید در زمان پیشگویی متولد شود تا درک بدی و خوبی توسط وی در آینده ی نزدیک واقع شود. معلوم می شود که این متن ربطی به حضرت عیسی ندارد.

از سایر موارد تحریف لفظی می توان به ترجمه ی کلمه ی عربه که اسم خاص است اشاره کرد که مسیحیان صحرا ترجمه می کنند تا موضوع را به طرف عیسی منحرف کنند زیرا مشخص است که حضرت عیسی ربطی به عربه در اردن نداشت (اشعیا40 آیه 3). همچنین در متی باب 11 نوشته : راهت را پیش پایت، در حالی که در ملاکی 3 آیه 1 نوشته : طریق را پیش روی من. هدف انجیل نویس این بوده که موضوع را به عیسی و یحیی ربط دهد. بنابراین می بینید که برای فهم درست پیشگویی های عهد عتیق باید خیلی دقت کرد و از ترجمه ی معتبر یا از متن اصلی استفاده کرد. ترجمه ها و نقل قول های مغرضانه ی مسیحیان شما را گمراه کرده. به این ترجمه ها و تفسیرهایی که با زحمت زیاد می خواهند هر چیزی را به حضرت عیسی ربط دهند اعتماد نکنید. در ضمن با وعده ی پیروزی در زمان بازگشت حضرت عیسی نمی شود چیزی را ثابت کرد. آنچه ما از ایشان دیدیم، پیروزی و قدرت نبود. موفق باشید.

منبع : پیشگویی محمد (ص) در عهدین Предсказанияبحث با هموطن مسیحی - 8
برچسب ها : مسیح ,اشعیا ,خداوند ,ترجمه ,عیسی ,داود ,کتاب مقدس ,بکار رفته ,عیسی مسیح ,اختيار كردن‌ ,خاندان داوود ,اختيار كردن‌ خوبی‌ ,حامله‌ شده‌، پسری‌ ,ش